جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۲۰ ب.ظ

بازیابی دوباره خودم برای انقلاب

ایام انتخابات ریاست جمهوری 1392 فرصت مناسبی برای من فراهم آورد تا بسیاری از جریان های سیاسی و معادلات پشت پرده ی آن ها را بشناسم،آشنایی با افرادی که جزو فعالین ستاد های حامی دکتر جلیلی بودند و هم چنین حضور خودم در ستاد های دکتر جلیلی و مشاهده ی وقایعی که حال، از بیان آن ها خودداری می کنم(و شاید در آینده ای نزدیک شرح آن روز ها را بنویسم) باعث شد تا با صحبت هایی که با برخی دوستان انجام می دادم، جهت گیری سیاسی خودم را بهتر و دقیق تر از گذشته مشخص کنم و مسائل را با دید کلانتری از این هیاهو های سیاسی سایت ها و روزنامه ها و اشخاص ببینم.

در طول این 8 ماه پس از انتخابات،هر چه جلوتر می آمدیم،اتفاقاتی رخ می داد که به رویکرد ها و موضع گیری های خودم بیشتر اطمینان می کردم و البته آن ها را حق مطلق نمی دانستم،اما نسبت به خیلی از دیگر نظرات و موضع گیری ها به درستی و حقیقت نزدیک تر می دانستم؛ و اگر شک و تردید هم داشتم ،روز به روز کم تر شده است.

اما اکنون دچار چندین سوال و ابهام شده ام و برای همین است که می خواهم مدتی از این هیاهوها دور بمانم، و بیشتر از این که وقتم را صرف چک کردن سایت ها و خواندن مطالب و تحلیل های کم و بیش جهت دار یا پیگیری مباحث سیاست زده ی داخل کشور یا ...بکنم،تمرکزم را بر روی مسائل فرهنگی و اندیشه ای و جریان ساز که می توان از آن ها مدل در آورد، و آن صدا ها را به گوش مردم رساند و ثمره ای مثبت برای آینده انقلاب داشت، بگذارم(یک نمونه آن تحقیق و مطالعه بر روی مبانی فکری و اندیشه ای امام خمینی(ره)،امام خامنه ای و تا حدی دکتر احمدی نژاد است.(البته به این موارد باید مطالعه ی دروس آزمون ورودی حوزه علمیه را هم اضافه کرد!))

این که همکاری داوطلبانه در یک مجموعه ای که نسبت به انتقادات و سخنانت بی تفاوت است،با این که وظیفه خود می دانی آن را اصلاح کنی و این که تا چه زمانی حجت داری تا به همکاری با آن ادامه بدهی؟این که اگر بخواهی مواضعت را در یک جمعی مطرح کنی اما احتمال تاثیر نمی دهی و تنها برای خودت هزینه درست می کنی پس وظیفه ات برای اصلاح آن جمع و رساندن صدای حقیقت چه می شود؟این که ببینی دوستان و هم فکرانت را روز به روز منزوی تر می کنند و چون نظراتشان را بر نمی تابند آن ها را کنار می گذارند! و ....

و خیلی دیگر از آن دردی در دل که اگر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد،باعث شده که حداقل تا پایان سال مکثی داشته باشم و بیشتر با خودم فکر کنم،بیشتر دقت کنم،به هر حال نه می توان همه چیز را بوسید و کنار گذاشت و نه می توان با روش های نادرست و یا ناقص به آن نتیجه مطلوب رسید.

امیدوارم این دوران را که اسمش را «بازیابی دوباره خودم برای انقلاب» می گذارم به خوبی پشت سر بگذارم.

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۲۰
سعید