جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «امام روح الله» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۵:۱۸ ب.ظ

سی و ششمین زمستان بهاری

36 سال از بهمن 57 گذشت.تاریخی که نه تنها در ذهن مردم ایران،بلکه در اذهان عدالتخواهان،آزادی طلبان و حقیقت جویان جهان جاودانه شد.پیرمردی برخاست و کاخی را ویران کرد که طبق معادلات آن روز جهان مدرن،جزیرهء ثبات بود.جزیرهء  ثباتی که پشتیبانی به جز قدرت های جهان مادی نداشت.اما ثبات را در جای دیگری می بایست جست و جو کرد.ثبات در قلب و جان آن پیرمردی  بود که حتی در هنگام بازگشت به وطنش پس از 15 سال،اندکی در خود احساس تغییر نکرد و همین ثبات درونی او بود که جهانی را وادار به تغییر کرد.

باید از چه زمانی شروع به بررسی آغاز تغییرات در جامعه کرد تا به نتایج آن در بهمن 57 رسید؟ هر تفییر بزرگی نیاز به زمان دارد.بحث خیلی گسترده تر از یک سال و 4 سال و  10 ، 15 سال است.شاید 50 سال،100 سال و شاید هم بیشتر.سالها می شد که کسانی فهمیده بودند باید تغییری ایجاد کنند تا مردمان را از اسارت جسم وجان برهانند، اما چگونگی آن را نمی دانستند.نه راه را می دانستند و نه راهبری داشتند که بتواند این راه را برود.خیلی ها بر می خاستند و جمعی  نیز همراهی شان  می کردند تا بتوانند تغییری ایجاد کنند اما در میانه راه شکست خوردند.چرا؟دلایل بسیار دارد.یکی از آنها را باید در رهبری ها جست و جو کرد،این که چرا روح الله الموسوی الخمینی می تواند یک ملت را با خود همراه کند و به پیروزی برساند اما دیگران دچار شکست و تفرقه می شوند.باید این را در خود رهبران جست و جو کرد.

آقا روح الله چه کرد که به آنچنان ثبات درونی رسید که هیچ تندبادی نتوانست او را از مسیر منحرف کند.این از اسراریست که جز محرمان از آن خبری ندارند.این ثبات را در هیچ کتاب و درس و دانشگاهی و حتی هیچ درس و بحث و حوزه ای نمی توان پیدا کرد.این ثبات را باید در صبر خمینی جست و جو کرد.در تقوای خمینی.در خودسازی خمینی.اصلا من کمترین را چه اجازه هست که در شخصیت این مرد بزرگ نظر بدهم.پس یکی از مباحثی که باید بررسی شود نقش رهبری در پیروزی انقلاب هاست.

فردا صبح که می شود به رسم هرساله مردم در سالگرد پیروزی به خیابان ها می آیند و از جمهوری اسلامی حمایت می کنند، و حقیقتا هم امنیت و اقتداری که از این حضور حاصل می شود را از هیچ طریق دیگری نمی توان به دست آورد اما آیا این حضورکافی است؟برای اینکه چراغی که آن پیر فرزانه روشن کرده است رو به خاموشی و گرفتن گرد و غبار نرود چه باید کرد؟امام خمینی در این مسیر تنها نبود،او بدون همراهی مردم و یاران نمی توانست کاری انجام دهد.پس این یاران باید حرفی برای گفتن داشته باشند،آن ها از ابتدا در نهضت بودند،برای رسیدن به پیروزی زجرها کشیدند،خون دل ها خوردند و خون ها دادند. نمی خواهم بگویم آن ها در این انقلاب حق و سهمی دارند اما حرف برای گفتن دارند.باید بیایند آزادانه حرف هایشان را بزنند، بگویند چرا انقلاب کردند؟سوال بسیار مهمی است."چرا انقلاب کردیم؟".آن ها باید به این سوال پاسخ دهند.چشم اندازشان از آینده ی انقلاب چه بود؟افراد و عملکردشان معیار و میزان حق و حقیقت نیستند،اما برای نزدیک شدن به حقیقت شنیدن سخنان شان بیهوده نیست.چرا باید برخی ها را از سخن گفتن منع کرد«  َفبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»چرا برخی ها امروز تریبونی برای صحبت کردن ندارند؟البته حساب آن هایی را که خودشان از این مسیر خارج شدند و به دامان دشمنان پناه بردند را باید جدا کرد.چرا که در یک خانواده هر مشکلی پیش آید باید در همان جا حل شود.

خیلی ها در طول دوران نهضت،انقلابی های بی نظیری بودند.در هر حرکت و اظهار نظری پیشرو بودند،همراه و همدم امام بودند.از طرف امام احکام متعددی داشتند که نشان دهنده ی اعتماد امام به این افراد بود و آن ها بودند که مسئولیت های مهم و حساس دهه ی اول انقلاب اسلامی را دریافت کردند.بررسی این که این افراد اکنون در چه شرایطی قرار دارند،آیا مواضعشان تغییر کرده است و آیا هنوز بر اندیشه ی آن روزهای خویش باقی مانده اند می تواند خیلی از مسائل را روشن کند.

پاسخ ها مهم است.اگر  مثبت باشد که فبها و اگر منفی باشد چرایی آن ها باید مورد بررسی قرار بگیرد.اصلا تمامی کسانی که نقشی در این انقلاب داشتند باید بیایند و حرف بزنند،بگویند هدفشان چه بود و چرا؟آیا به آن اهداف رسیده اند یا خیر و در طول این سال ارزیابی شان از اوضاع چگونه بوده است.

در سالگرد انقلاب اسلامی جشن گرفتن خوب است،سخنرانی کردن خوب است اما نگاه به گذشته از همهء آن ها بهتر است.آسیب شناسی است که می تواند چراغ راه آینده باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۱۸
سعید

اولا سالروز حماسه 40 میلیونی 22 خرداد و رای بی سابقه 25 میلیونی به رئیس جمهور منتخب رو تبریک می گم.

یه جزوه ی 180 صفحه ای آماده کردم که مجموعه بیانات امام خامنه ای در سالگرد رحلت امام خمینی(ره) رو شامل میشه. یکی از مهمترین سخنرانی های سالیانه رهبری که در طول این 25 سال برقرار بوده است.

در سال 69 و 70 به جای سخنرانی،پیام صادر کردند.در سال 72 هم هر چه گشتم چیزی از سخنرانی ایشان پیدا نکردم ،شاید هم سخنرانی نکردند. در سال های 78 و 89 هم مراسم سالگرد مصادف شده بود با روز جمعه که آقا خطیب نماز جمعه بودند.

فایل پی دی اف مجموعه بیانات امام خامنه ای در سالگرد رحلت امام خمینی(ره)

فایل متنی مجموعه بیانات امام خامنه ای در سالگرد رحلت امام خمینی(ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۵۸
سعید
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چرایی رفتار دوگانه در قبال خبر های غیررسمی!

این روزها شاهد هستیم که خبرهایی از سوی دفتر آقای هاشمی رفسنجانی مخابره می شود و خاطراتی از آقای هاشمی در رابطه با  مواضع امام در موارد مختلف منتشر می شود که واکنش های مختلفی را در سطح جامعه در پی داشته است.انتشار خاطراتی با مضمون مخالفت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در شرایطی که دولت یازدهم پس از 34 سال تابوشکنی کرده است و رابطه ای در حد تماس تلفنی با آمریکا برقرار کرده است. سوال برانگیز است.در اولین برخورد و در یک واکنش  سریع حکم محکومیت آقای هاشمی به راحتی صادر می شود اما نباید فراموش کرد که  قرآن کریم تاکید کرده است بر این که حتی عداوت با کسی باعث نشود که از خط عدالت در قضاوت خارج شویم«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا ».8 مائده

باید دید مطرح کردن این خاطرات در چنین زمانی و پس از اتفاقاتی که اخیرا رخ داده چه دلیلی داشته است؟!چگونه می توان به صحت و سقم این خاطرات پی برد؟چرا تا به حال این خاطرات منتشر نشده و یا حتی اشاره هم به آن نشده است؟ و این که چه می شود که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که خبر های پشت پرده(بدون توجه به صحت یا عدم صحت)از سوی جریانات مختلف منتشر می شود؟

همانطور که می دانیم نزدیکترین فرد در امور کشورداری و فرماندهی جنگ به امام خمینی بعد از حاج احمد آقا شخص آقای هاشمی بوده است.البته این مورد دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع ایشان در آن ایام نیست اما به هر حال چنین بوده است و خیلی از بزرگان نظام نیز این را تایید می کنند. دست نوشته های روزانه آقای هاشمی  یکی از زنده ترین منابع تاریخ دهه اول انقلاب بوده است که در قالب چندین کتاب تا به حال منتشر شده است و یکی از اثرگذارترین خاطرات آقای هاشمی در جریان انتخاب امام خامنه ای به رهبری بوده است. خاطره ای که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و در آن به نظر مثبت امام(ره) به امام خامنه ای برای رهبری اشاره می شود.

اما در چند هفته ی اخیر خاطراتی از سوی سایت ایشان منتشر شده که با اندکی شانتاژ و بازی های رسانه ای این منظور را می رساند که امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.این خط خبری از اواخر شهریور و همزمان با سفر ریاست جمهور به نیویورک آغاز شد.«قهر با آمریکا ابدی نیست» جزو اولین پالس هایی بود که فرستاده شد و این روند ادامه پیدا کرد،از سوی برخی اشخاص و مراکز هم از این حرکت حمایت شد تا جایی که آستان قدس طی بخش نامه ای شعارهای بعد از نماز را حذف کرده و به تکبیر(الله اکبر) بسنده کرد.در همین حین خاطره ای از مخالفت آیت الله گلپایگانی با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه منتشر شد تا پروژه استحاله تکبیر های مردمی در مراسمات انقلابی تکمیل شود. اما جنجالی ترین مطلبی که منتشر شد این بود:«امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» در اولین نگاه این منظور متبادر می شود که امامی که آن نظرات انقلابی را بر علیه آمریکا و استکبار داشته است چرا با مرگ بر آمریکا مخالف بوده است؟چرا تا به حال این مطلب مطرح نشده است؟علی رغم این که مواضع و سخنرانی های امام مطلب دیگری را می رساند. پس از اوج گیری واکنش ها از سوی مسئولین، آقای هاشمی در اظهار نظری با عدم تکذیب این خبر اعلام کرده است که انتشار این خبر بدون هماهنگی او بوده است.(+) و از طرفی دیگر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نیز تلویحا این مطلب را تایید کرده است که موافقت امام با حذف این شعار از رسانه های دولتی بوده است.(+)

اگر بخواهیم بر معیار حق و عدالت پیش برویم و جناح بندی های سیاسی را کنار بگذاریم در چنین شرایطی که فرد مطلع دیگری برای تایید یا تکذیب این خبر موجود نیست باید به حرف چه کسی اعتماد کرد؟وقتی آقای هاشمی با امام نشست و برخاست های 2 نفره زیادی داشته است و فرد دیگری از محتوای این جلسات خبر نداشته است باید حرف چه کسی را پذیرفت؟باید دید روند افشای محتوای جلسات دو نفره مسئولان بلند مرتبه نظام از چه زمانی آغاز شده است؟چه کسانی این روند را پایه گذاری کردند و با چه اهدافی؟ و مهمتر از همه این که در دو سال اخیر شاهد بودیم که خبر هایی از سوی برخی سایت ها و شخصیت های نزدیک به برخی نهاد های خاص از جلسات دونفره رهبری ودکتر احمدی نژاد منتشر می شد درحالی که شخص سومی در این جلسات حضور نداشته است.! و برای تحلیل شرایط هم به این خبر ها استناد می شد! اما اکنون که خاطراتی از هاشمی و امام(ره) منتشر می شود و آن هم از سوی یکی از دو طرف، چرا باید به جای کنکاش و جستجو در این که آیا این مطلب صحت دارد یا نه سیل تهمت ها و تخریب ها روانه شود؟یادمان نرود پیر خراسانیمان در همین دو سال گذشته بارها در سخنرانی هایش تذکر داد که: «وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا 8 مائده»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۸
سعید