جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احمدی نژاد» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۰۱ ب.ظ

در کنار هم بودیم،هستیم و خواهیم بود.

ظهر شنبه،24 خرداد، در نهاد ریاست جمهوری،جناب آقای روحانی پذیرای رقبای انتخاباتی خویش بود،دیداری که در نوع خود ابتکار جدید و جالبی بود،افرادی که یک سال پیش در همین ایام رقیب یکدیگر بودند و هر یک سعی در پیروزی بر دیگری داشتند،اکنون دور هم جمع شدند و برای آینده ی کشور هم اندیشی کردند.یکی از ملزومات برگزاری چنین نشستی این است که کاندیداهای شکست خورده،پس از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان در برابر قانون تمکین کنند و اگر هم اعتراضی دارند از طریق مجاری قانونی آن را پی گیری کنند و، هر چند در ظاهر،به رای مردم احترام بگذارند به رئیس جمهور منتخب تبریک بگویند و از آن چه در توانشان است،برای پیشرفت کشور دریغ نکنند.اتفاقی که متاسفانه پس از دو انتخابات ریاست جمهوری 84 و 88 شاهد آن نبودیم.در سال 84 که هاشمی رفسنجانی پس از شکستی که خورد،وزارت کشور خاتمی را متهم کرد و به درگاه خدا شکایت برد.در سال 88 هم که عده ای به بهانه واهی تقلب سعی در مخدوش کردن رای 25 میلیونی مردم به رئیس جمهور منتخب داشتند و می خواستند با شورش های خیابانی به مطامع پلیدشان برسند.

از این هم اندیشی جز تعدادی عکس و چند خط خبر چیز دیگری منتشر نشد،اگر میانگین صحبت هر نفر را 20 دقیقه در نظر بگیریم،حدود دو ساعت و نیم زمان می برد،و اگر بپذیریم آقایان در مباحث مختلف نظرات متفاوتی دارند؟چطور می توان در چنین مدتی برای مشکلات اساسی کشور که در طول یکسال حل نشده راه حل پیدا کرد؟از همین جاست که در قدم اول شبهه تبلیغاتی بودن این دیدار مطرح می شود!

از این پیش فرض ها که بگذریم نکته مهمی که به ذهن می رسد این است که حضور افراد با دیدگاه های متفاوت در زمینه های اقتصادی،فرهنگی،سیاسی که نمود بارز آن را در مناظرات سال گذشته دیدیم در چنین جمعی چه توجیهی می تواند داشته باشد؟آیا نقطه نظرات افراد در مدت زمان یکسال عوض شده است؟اگرنظرات یکسانی یا حتی نزدیکی داشتند که دیگر رقابتی شکل نمی گرفت و هر کدام به نفع دیگری کنار می رفتند.عمل تحسین برانگیزی که آقای عارف در آخرین روز ها انجام داد و از شواهد بر می آمد که به نفع روحانی هم کنار رفته است،از این طرف هم آقای حداد عادل کنارگیری کرد اما این که به نفع کدام کاندیدا هنوز هم جای سوال است؟به نفع ائتلاف؟جلیلی؟...؟یا نه آن چه که در صحنه ی سیاسی کشور در سال گذشته رخ داد پروژه ای بود برای بازگشت کشور به دوران قبل از 84؟! و اختلاف نظر ها و صحبت های کلیشه ای فضاسازی بیش نبود؟!

هنوز پاسخ این سوال را دریافت نکردیم که اگر دکتر قالیباف رئیس جمهور می شد،سیاست هایش چه تفاوتی با دولت حاضر داشت؟آیا جز این بود که به اسم انقلاب و به اسم رهبری همین ضربات و لطمه هایی را که اکنون در حال خوردن هستیم دریافت می کردیم؟در تیم کاری این دو نفر چه تفاوت هایی را مشاهده می کردیم؟اصلا تفاوتی بود یا خیر؟این که ایشان در طول دوران شهرداری در فکر رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بودند و در پی عدم کسب موفقیت مجددا دغدغه شهردار شدن پیدا کردند چه چیزی را در ذهن متبادر می کند؟این استدلال بی پایه و اساس که اگر جلیلی به نفع قالیباف کنار می رفت،روحانی رای نمی آورد از کجا ناشی می شود؟

آیا آقای جلیلی که با لبانی خندان در عکس ها حاضر شده است عملکرد دولت در زمینه سیاست خارجی را می پذیرد؟ترویج اشرافیت از سوی مسئولین دولتی را چطور؟برخورد های امنیتی با منتقدین را؟اصلا آیا ایشان سال گذشته برای پیروزی وارد رقابت ها شده بود؟علت اصرار آیت الله مصباح بر حضور جلیلی تا دقیقه آخر چه بود؟در ستاد های سعید جلیلی چه می گذشت؟تغییراتی که در محتوای صحبت های سعید جلیلی در کمتر از سه هفته صورت گرفت ناشی از چه بود؟مسئولین اصلی ستاد های ایشان را چه کسانی تشکیل می دادند؟آیا واقعا جلیلی نماینده گفتمان انقلاب اسلامی بود؟اگر آری پس چرا فقط 4 میلیون رای داشت و اگر نه چه اصراری بر پررنگ کردن این کلید واژه بود؟جایگاه مردم در گفتمان ایشان کجا بود؟

اعلام شد که آقای ولایتی به دلیل ماموریت خارجی در این دیدار حاضر نشده است.آخر ما باید در دین داری اعضای ائتلاف 1+2 شک کنیم با خیر؟چرا آقای غرضی تایید صلاحیت می شود اما مهندس سعیدی کیا صلاحیت اش احراز نمی شود؟

جریان شناسی آن چه که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته رخ داد به همین سادگی ها نیست! هم نیاز به کمی دل و جرئت دارد،هم مدت زمانی که باید بررسی شود همین بازه چند روزه تبلیغات ها نیست!حداقل باید از سال 90 تا 92 و حداکثر از 88 تا 92 را باید بررسی کرد.به هر حال یک سر تمامی این معادلات فردی است به نام محمود احمدی نژاد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۱
سعید
يكشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۳، ۱۰:۵۱ ق.ظ

حذف عکس امام و رهبری از نهاد ریاست جمهوری

بعد از نبود عکس امام و رهبری در دکور پیام نوروزی رئیس جمهور،حالا مشاهده کردیم که عکس امام خمینی و امام خامنه ای از نهاد ریاست جمهوری(اتاق ملاقات رئیس جمهور)نیز برداشته شده است.

با مقایسه دو عکس در دولت فعلی و دولت گذشته نیازی به توضیحات بیشتر نیست.

فقط امیدواریم این اشتباهات متعدد سهوی باشد...

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۵۱
سعید

بیانات امام خامنه ای در مشهد مقدس و اشاره مجدد ایشان به قضیه هولوکاست،بار دیگر سیاستمداران غربی و سردمداران استکبار جهانی را برافروخته کرد و رسانه های آنها سعی داشتند به گونه ای وارونه این اظهارات را بازتاب دهند.شرحی از واکنش رسانه ها را می توانید در این لینک مطالعه کنید(+)

در کنار ابعاد خارجی این مسئله،با مروری برا اظهار نظر های برخی مسئولین داخل کشور،تفاوت افق های فکری و اندیشه ای دولت جدید و برخی از مدعیان اصولگرایی و ولایتمداری با امام خامنه ای هم روشن می شود.

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم، در اظهار نظر توئیتری خود اعلام می کند که"مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است(+)"

محمد باقر قالیباف(+)،غلامعلی حداد عادل(+)،حجت الاسلام ابوترابی فرد(+) و علیرضا زاکانی(+) از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم،در ایام تبلیغات، طرح موضوع هولوکاست توسط دکتر احمدی نژاد در مجامع جهانی را امری نسنجیده و بدون فایده برای نظام دانستند.در حالی که با مراجعه به بیانات رهبری،مشخص می شود یکی از نقاط قوت دولت احمدی نژاد که همواره از آن یاد می کرده اند همین مسئله بوده است و این تاکید مجدد هم سندی دیگری شد بر اثبات این مدعا...

امام خامنه ای 1 فروردین 1393:

"شما ببینید در کشورهای اروپایی کسی جرئت نمیکند راجع به هولوکاست حرف بزند که معلوم نیست اصل این قضیّه واقعیّت دارد یا ندارد، یا اگر واقعیّت دارد، به چه شکلی بوده؛ اظهار نظر درباره‌ی هولوکاست، تردید درباره‌ی هولوکاست، یکی از بزرگ‌ترین گناهان محسوب میشود، جلویش را میگیرند، طرف را میگیرند، زندانی میکنند، تعقیب قضائی میکنند؛ مدّعی آزادی هم هستند".(+)

محمود احمدی نژاد 11 مرداد 1392:

"دو سؤال ساده خطاب به جهانیان مطرح کردیم، اما دیدیم چه سر و صدایی در جهان به راه انداختند. سؤال اینجاست که چرا سیاستمداران به آن واکنش نشان می‌دهند و چرا اجازه نمی‌دهند راجع به وقایع جنگ جهانی تحقیق آزاد صورت گیرد؟سوال اینجاست که این موضوع کجا و توسط چه کسانی اتفاق افتاده و رابطه‌اش با فلسطین چیست؟"(+)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۸
سعید
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۲۰ ب.ظ

بازیابی دوباره خودم برای انقلاب

ایام انتخابات ریاست جمهوری 1392 فرصت مناسبی برای من فراهم آورد تا بسیاری از جریان های سیاسی و معادلات پشت پرده ی آن ها را بشناسم،آشنایی با افرادی که جزو فعالین ستاد های حامی دکتر جلیلی بودند و هم چنین حضور خودم در ستاد های دکتر جلیلی و مشاهده ی وقایعی که حال، از بیان آن ها خودداری می کنم(و شاید در آینده ای نزدیک شرح آن روز ها را بنویسم) باعث شد تا با صحبت هایی که با برخی دوستان انجام می دادم، جهت گیری سیاسی خودم را بهتر و دقیق تر از گذشته مشخص کنم و مسائل را با دید کلانتری از این هیاهو های سیاسی سایت ها و روزنامه ها و اشخاص ببینم.

در طول این 8 ماه پس از انتخابات،هر چه جلوتر می آمدیم،اتفاقاتی رخ می داد که به رویکرد ها و موضع گیری های خودم بیشتر اطمینان می کردم و البته آن ها را حق مطلق نمی دانستم،اما نسبت به خیلی از دیگر نظرات و موضع گیری ها به درستی و حقیقت نزدیک تر می دانستم؛ و اگر شک و تردید هم داشتم ،روز به روز کم تر شده است.

اما اکنون دچار چندین سوال و ابهام شده ام و برای همین است که می خواهم مدتی از این هیاهوها دور بمانم، و بیشتر از این که وقتم را صرف چک کردن سایت ها و خواندن مطالب و تحلیل های کم و بیش جهت دار یا پیگیری مباحث سیاست زده ی داخل کشور یا ...بکنم،تمرکزم را بر روی مسائل فرهنگی و اندیشه ای و جریان ساز که می توان از آن ها مدل در آورد، و آن صدا ها را به گوش مردم رساند و ثمره ای مثبت برای آینده انقلاب داشت، بگذارم(یک نمونه آن تحقیق و مطالعه بر روی مبانی فکری و اندیشه ای امام خمینی(ره)،امام خامنه ای و تا حدی دکتر احمدی نژاد است.(البته به این موارد باید مطالعه ی دروس آزمون ورودی حوزه علمیه را هم اضافه کرد!))

این که همکاری داوطلبانه در یک مجموعه ای که نسبت به انتقادات و سخنانت بی تفاوت است،با این که وظیفه خود می دانی آن را اصلاح کنی و این که تا چه زمانی حجت داری تا به همکاری با آن ادامه بدهی؟این که اگر بخواهی مواضعت را در یک جمعی مطرح کنی اما احتمال تاثیر نمی دهی و تنها برای خودت هزینه درست می کنی پس وظیفه ات برای اصلاح آن جمع و رساندن صدای حقیقت چه می شود؟این که ببینی دوستان و هم فکرانت را روز به روز منزوی تر می کنند و چون نظراتشان را بر نمی تابند آن ها را کنار می گذارند! و ....

و خیلی دیگر از آن دردی در دل که اگر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد،باعث شده که حداقل تا پایان سال مکثی داشته باشم و بیشتر با خودم فکر کنم،بیشتر دقت کنم،به هر حال نه می توان همه چیز را بوسید و کنار گذاشت و نه می توان با روش های نادرست و یا ناقص به آن نتیجه مطلوب رسید.

امیدوارم این دوران را که اسمش را «بازیابی دوباره خودم برای انقلاب» می گذارم به خوبی پشت سر بگذارم.

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۲۰
سعید
پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۱۴ ب.ظ

رابطه مدیریت جهادی و نمای شهر تهران

در هفته ای که گذشت شاهد دیدار شهردار و اعضای شورای شهر تهران با امام خامنه ای بودیم.سایت Khamenei.ir از محتوای این جلسه چند پیامک ارسال کرد و گزیده ای از بیانات را  نیز منتشر کرده (+) و فیلم کوتاهی را هم از این گزیده ها در دسترس قرار داده است.(+)شاید در نگاه اول به تیتر سایت ها و مشاهده عبارت مدیریت جهادی در بیانات آقا،این مطلب متبادر شود که رهبری از عملکرد شهرداری رضایت کامل دارند اما مطالعه دقیق تر این بیانات(هرجند هنوز به صورت کامل منتشر نشده است)مطلب دیگری را می رساند.

نخستین موضوعی که امام خامنه ای در این دیدار مطرح کرد،لزوم تعامل شهرداری و دولت بود:

«این موضوع، توصیه همیشگی من بوده است که متأسفانه در برخی برهه ها، به آن عمل نشد و مشکلاتی بوجود آمد اما باید شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای تعامل با دولت انجام دهد و البته به دولت نیز برای همکاری با شهرداری و شورای شهر توصیه شده است.»

رهبری عدم تحقق تعامل شهرداری و دولت  را عامل برخی از مشکلات می داند و در این تعامل دوسویه شهرداری را به تلاش بیشتر برای همکاری با دولت دعوت می کند.در طول 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و شهرداری محمدباقر قالیباف این رابطه دوسویه به جای تعامل بیشتر به سمت دعواهای سیاسی کشیده شد.ریشه یابی این دعوای قدیمی قالیباف،احمدی نژاد نیاز به مقاله دیگری دارد اما دراین جا فایل صوتی از آقای قالیباف قرار می دهم که در سال 87 منتشر شده و در آن تهمت های ناروایی را به احمدی نژاد،اطرافیانش و هیئت دولت نسب داده است،در رابطه با این که مقصر این دعوای 8 ساله که بوده است قضاوتی نمی کنم.

دانلود فایل صوتی قالیباف

برای بررسی عملکرد شهرداری تهران و شخص دکتر قالیباف،باید از دو زاویه سخت افزاری و نرم افزاری به عملکرد ها نگاه کرد.بدون شک آقای قالیباف در زمینه کار های اجرایی و ساخت و ساز شهر موفق ظاهر شده اند و اگر انصاف را رعایت کنیم،کسی نمی تواند منکر این قضیه بشود.در این دیدار هم رهبر انقلاب از این موارد تقدیر کردند:

«اقدامات شهرداری در بخشهای مختلف همچون تمیزی شهر، فضای سبز و بوستانها، ساخت بزرگراهها و پل ها، گسترش مترو، و ایجاد فضاهای ورزشی، کاملاً برجسته و خوب بوده است.»

اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که اگر بر روی همین سخت افزار های عالی،نرم افزار های نامناسبی نصب شود دیگر آن سخت افزار هم تعریفی نخواهد داشت.اگر بهترین ساختمان ها در شهر ساخته شود اما هیچ گونه تناسبی با سبک زندگی اسلامی نداشته باشد،ارزش چندانی ندارد.

«حقیقتاً معماری و نمای تهران، نمای یک شهر اسلامی نیست و شهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزو جدی ترین مسائل خود بدانند.»

اگر بزرگراه طبقاتی صدر ساخته شود و و نماد خدمت به مردم معرفی شود،اما حریم خانه افراد در این پروژه رعایت نشود و آسایش روحی و روانی آن ها گرفته شود،ارزشش کاهش پیدا می کند،اگر در چهار راه ولیعصر پروژه زیرگذر عابر اجرایی شود اما هنوز برای مردم شهر فرهنگ سازی نشود که به جای عبور از نرده های آهنی باید از زیرگذر عبور کرد،توانایی شهرداری را در اثرگذاری فرهنگی بر روی مردم زیرسوال می برد.

حتی در این دیدار رهبر انقلاب ناراحتی خود را نسبت به برخی کارهای اجرایی نظیر ساخت و ساز ها در کوهپایه های تهران ابراز کردند.

یکی از مهمترین انتقاداتی که در چند سال اخیر به شهرداری تهران می شده است،عملکرد نامناسب در زمینه های فرهنگی بوده است،موسساتی که زیر نظر شهرداری هستند و بودجه هایشان را به صورت مستقیم و غیر مستقیم از این نهاد دریافت می کنند و توانایی اثرگذاری بالایی در سطح شهر تهران دارند از قبیل سازمان رسانه ای مترو،موسسه سیمای مهر هستی،سازمان فرهنگی هنری شهرداری ،موسسه تصویر شهر و موسسه همشهری ،نه تنها برخی از آن ها در دوران فتنه عملکرد قابل دفاعی ندارند بلکه مواردی مانند حمایت از فیلم های مسئله دار،ضرر های چند میلیاردی و برگزاری برنامه های نامناسب فرهنگی مذهبی از نقاط مبهم این موسسات است.

از اوضاع حجاب و مانکن های داخل خیابان بگیر تا وضعیت برج میلاد،ساخت و سازها،برنامه های فرهنگسراها و ...حتی بعضا مساجدی که در تهران در حال ساخت است!که یک نمونه آن مسجدی است که در پارک دانشجو در حال ساخت است(+).همان طور که آقا در این دیدار تاکید کردند شهر تهران به عنوان نماد آبادانی و صلاح و سعادت در کشور است و از شهرداری به عنوان مهم ترین متولی شهر انتظار می رود حداقل ها را در این زمینه رعایت کند تا رهبر انقلاب از برخی موارد اظهار نارضایتی نکنند:

«در مراکز فرهنگی همچنین باید از افراد اهل فرهنگی استفاده کرد که واقعاً متدین و انقلابی و معتقد به اسلام سیاسی و مردم سالاری دینی باشند.»

در بخش دیگر این دیدار هم آقای قالیباف گزارشی از عملکرد شهرداری ارائه کردند که هرکدام از آن موارد نیاز به شفاف سازی بیشتری دارد.این که ساخت باغ موزه دفاع مقدس با الگوگیری از موزه یهود برلین نقطه قوت شهرداری محسوب می شود یا خیر،این که شهرداری با چه برنامه توانسته فاصله طبقاتی در شهر کم کند و عدالت محوری را گسترش دهد و  موارد دیگر... .

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۲ ، ۱۷:۱۴
سعید

«اگر عدالت عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ ریزى‏ هاست، پس باید هر پدیده‏ى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد»(+).

جملات بالا بخشی از پیام امام خامنه ای به دانشجویان در 6 آبان 1381 است.پیامی که سرآغازی شد برای بازیابی دوباره یکی از ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به نام عدالت،.انتخاب هوشمندانه رهبری در مخاطب قرار دادن دانشجویان به عنوان خط مقدم عدالتخواهی از نقاط برجسته این پیام است.مشی دانشجویان در هر زمان این گونه بوده است که هرگونه وابستگی به جریانات،احزاب و اشخاص سیاسی و در خدمت مراکز قدرت و ثروت بودن را برای خود پسندیده نمی دیدند و همواره سعی داشتند تا با حفظ استقلال،رسالت انقلابی خویش را به انجام برسانند.(البته باید از این جمع عناصر خود فروخته را جدا دانست).

 اوایل دهه 80،در حالی که فضای خفقان ناشی از حاکمیت عناصر تندروی اصلاحات در مجموعه دولت و مجلس در کشور حاکم بود، و اشرافیتی که بعد از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دولت سازندگی ایجاد شده بود به اوج خود رسیده بود پایه ریزی جنبشی نوین و ایجابی از سوی رهبری شکل گرفت،جنبشی که ناگزیر باید نیروهای حزب اللهی آن را به سرانجام می رساندند،نیروهای حزب اللهی که در آن ایام عمده توان خود را چه در فضای دانشگاه ها و چه در فضای عمومی جامعه برای مقابله با هجمه های طیف مقابل به کار می بستند.یعنی جنس کارهایی که صورت می گرفت بیشتر از نوع سلبی بود تا ایجابی.البته باید مد نظر داشت که با همان نوع و حجم کار ها در آن زمان جنبش دانشجویی بسیار پویاتر و فعالتر از حال حاضر بود.مبحث عدالتخواهی مطرح شده از سوی امام خامنه ای تنها مربوط به مباحث مالی و ثروت اندوزی های نمی شود.رهبری نگاهی بسیار فراتر به مقوله عدالتخواهی دارند تا جایی که مشروعیت خود را وابسته به این موضوع می دانند:

« مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهى است. این، پایه مشروعیت ماست. الان درباره مشروعیت حرفهاى زیادى زده مى‌شود، بنده هم از این حرفها بلدم؛ اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که این‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛»(+)

رهبری این سخنان را در دیدار با هیئت دولت هشتم در سال 82 بیان کردند اما ظاهرا گوش شنوایی برای این پیام ها و سخنان در بین مسئولین وجود نداشت و حرکت متقنی برای به ثمر نشاندن این مطالبه رهبری انجام نشد تا جایی که دو سال بعد و با روی کار آمدن دولت نهم و در اولین دیدار رهبری با هیئت دولت در سال 84، امام خامنه ای تشکر ویژه ای از دکتر احمدی نژاد به خاطر مطرح کردن شعار عدالت دارند:

« من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد»(+)

 حال با روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت دوباره نیروهای اصلاحات و کارگزاران به عرصه مدیریت کلان کشوری،بار دیگر خطر مسابقه رفاه در بین مسئولین و موج جدیدی از اشرافیت احساس می شود،از طرف دیگر با تاکید آقای روحانی بر کلیدواژه اعتدال به عنوان سرلوحه عملکردهای دولت یازدهم این نگرانی ایجاد می شود که بار دیگر عدالت به عنوان شرط لازم مشروعیت به فراموشی سپرده شود و اینجاست که وظیفه جنبش دانشجویی در راستای عدالتخواهی و مطالبه آن از مسئولین دو چندان می شود.باید برای مردم و مسئولین به خوبی تبیین شود که اعتدال و عدالت تفاوت های فراوانی دارند و آنچه که باید مدنظر نظام اسلامی باشد عدالت است نه اعتدال(+)

در این راستا نباید تنها به مطالبه عدالت از دولت اکتفا کرد.قوه مقننه و به خصوص قوه قضائیه اگر نقششان در گسترش عدالت در جامعه از دولت بیشتر نباشد کمتر نیست،قوه مقننه به عنوان عامل نظارت بر عملکرد دولت و وزرایش اگر مواردی را ببیند و چشم پوشی کند باید در برابر مردم پاسخگو باشد.قوه قضائیه هم به عنوان رسمی ترین نهاد حکومتی برای رسیدگی به بی عدالتی های صورت گرفته در جامعه است.این بی عدالتی می تواند در قبال یک فرد یا افرادی از جامعه روی دهد و وظیفه قوه قضائیه است تا به عنوان مدعی العموم وارد صحنه شده و از حقوق مستضعفین دفاع کند،اما سوالی که اینجا پیش می آید این است که اگر زمانی بی عدالتی در رویکرد های قوه قضائیه و یا مسئولین آن صورت گرفت باید در محضر چه فردی یا نهادی شکایت برد.متاسفانه در چند سال اخیر و به خصوص پس از فتنه 88 و حضور گسترده آقایان و آقازادگان در تشویش اذهان عمومی و اغتشاشات،قوه قضائیه رفتار های چندگانه ای از خود بروز داده است،جدا از بحث محاکمه آقایان موسوی و کروبی به عنوان سران اصلی فتنه،عدم محاکمه صریح و شفاف دیگر بزرگان فتنه مانند آقایان هاشمی و خاتمی و همچنین همسر و فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی پس از 4 سال،توصیه سخنگوی قوه قضائیه به آیت الله هاشمی مبنی بر عدم بازگشت مهدی به ایران،محاکمه سریع و قاطع فعالان حزب اللهی مانند ثابتی،روزی طلب، طلبه عدالتخواه سیرجانی،حجت الاسلام شفیعی کیا با اتهاماتی مانند انتقاد به آقایان هاشمی،لاریجانی ها،جاسبی و ... از نقاط سوال برانگیز عملکرد این قوه است و به دلیل نبود نهاد نظارتی فراتر از این قوه،کمتر شاهد اعتراض به احکام صادر شده بوده و هستیم.

و حال تا چند روز دیگر نقطه ای دیگر بر نقاط تاریک این عملکرد اضافه خواهد شد(البته امیدواریم که نشود اما...)در حالی پرونده های بزرگی از مجرمان امنیتی فتنه 88،مفسدان اقتصادی و .... نیمه باز رها شده و یا کنار گذاشته شده است، قرار است فردی دیگر از حامیان مستضعفین در دادگاه حاضر شود.ظاهرا پرونده محمود احمدی نژاد بیشتر جنبه سیاسی دارد تا قضائی،حتی شکایت شاکی خصوصی هم تعجب آور است(+)باید از مسئولین قوه قضائیه سوال کرد به چه دلایلی در برخی موارد و برای برخی آقایان مصلحت اندیشی هایی می شود؟علت این تبعیض ها برای چیست؟آیا باز هم داستان همان منطقه ممنوعه قدرت است که احمدی نژاد نباید واردش می شد و حال که شده باید تاوانش را پس بدهد؟

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۲ ، ۲۲:۱۷
سعید
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چرایی رفتار دوگانه در قبال خبر های غیررسمی!

این روزها شاهد هستیم که خبرهایی از سوی دفتر آقای هاشمی رفسنجانی مخابره می شود و خاطراتی از آقای هاشمی در رابطه با  مواضع امام در موارد مختلف منتشر می شود که واکنش های مختلفی را در سطح جامعه در پی داشته است.انتشار خاطراتی با مضمون مخالفت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در شرایطی که دولت یازدهم پس از 34 سال تابوشکنی کرده است و رابطه ای در حد تماس تلفنی با آمریکا برقرار کرده است. سوال برانگیز است.در اولین برخورد و در یک واکنش  سریع حکم محکومیت آقای هاشمی به راحتی صادر می شود اما نباید فراموش کرد که  قرآن کریم تاکید کرده است بر این که حتی عداوت با کسی باعث نشود که از خط عدالت در قضاوت خارج شویم«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا ».8 مائده

باید دید مطرح کردن این خاطرات در چنین زمانی و پس از اتفاقاتی که اخیرا رخ داده چه دلیلی داشته است؟!چگونه می توان به صحت و سقم این خاطرات پی برد؟چرا تا به حال این خاطرات منتشر نشده و یا حتی اشاره هم به آن نشده است؟ و این که چه می شود که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که خبر های پشت پرده(بدون توجه به صحت یا عدم صحت)از سوی جریانات مختلف منتشر می شود؟

همانطور که می دانیم نزدیکترین فرد در امور کشورداری و فرماندهی جنگ به امام خمینی بعد از حاج احمد آقا شخص آقای هاشمی بوده است.البته این مورد دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع ایشان در آن ایام نیست اما به هر حال چنین بوده است و خیلی از بزرگان نظام نیز این را تایید می کنند. دست نوشته های روزانه آقای هاشمی  یکی از زنده ترین منابع تاریخ دهه اول انقلاب بوده است که در قالب چندین کتاب تا به حال منتشر شده است و یکی از اثرگذارترین خاطرات آقای هاشمی در جریان انتخاب امام خامنه ای به رهبری بوده است. خاطره ای که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و در آن به نظر مثبت امام(ره) به امام خامنه ای برای رهبری اشاره می شود.

اما در چند هفته ی اخیر خاطراتی از سوی سایت ایشان منتشر شده که با اندکی شانتاژ و بازی های رسانه ای این منظور را می رساند که امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.این خط خبری از اواخر شهریور و همزمان با سفر ریاست جمهور به نیویورک آغاز شد.«قهر با آمریکا ابدی نیست» جزو اولین پالس هایی بود که فرستاده شد و این روند ادامه پیدا کرد،از سوی برخی اشخاص و مراکز هم از این حرکت حمایت شد تا جایی که آستان قدس طی بخش نامه ای شعارهای بعد از نماز را حذف کرده و به تکبیر(الله اکبر) بسنده کرد.در همین حین خاطره ای از مخالفت آیت الله گلپایگانی با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه منتشر شد تا پروژه استحاله تکبیر های مردمی در مراسمات انقلابی تکمیل شود. اما جنجالی ترین مطلبی که منتشر شد این بود:«امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» در اولین نگاه این منظور متبادر می شود که امامی که آن نظرات انقلابی را بر علیه آمریکا و استکبار داشته است چرا با مرگ بر آمریکا مخالف بوده است؟چرا تا به حال این مطلب مطرح نشده است؟علی رغم این که مواضع و سخنرانی های امام مطلب دیگری را می رساند. پس از اوج گیری واکنش ها از سوی مسئولین، آقای هاشمی در اظهار نظری با عدم تکذیب این خبر اعلام کرده است که انتشار این خبر بدون هماهنگی او بوده است.(+) و از طرفی دیگر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نیز تلویحا این مطلب را تایید کرده است که موافقت امام با حذف این شعار از رسانه های دولتی بوده است.(+)

اگر بخواهیم بر معیار حق و عدالت پیش برویم و جناح بندی های سیاسی را کنار بگذاریم در چنین شرایطی که فرد مطلع دیگری برای تایید یا تکذیب این خبر موجود نیست باید به حرف چه کسی اعتماد کرد؟وقتی آقای هاشمی با امام نشست و برخاست های 2 نفره زیادی داشته است و فرد دیگری از محتوای این جلسات خبر نداشته است باید حرف چه کسی را پذیرفت؟باید دید روند افشای محتوای جلسات دو نفره مسئولان بلند مرتبه نظام از چه زمانی آغاز شده است؟چه کسانی این روند را پایه گذاری کردند و با چه اهدافی؟ و مهمتر از همه این که در دو سال اخیر شاهد بودیم که خبر هایی از سوی برخی سایت ها و شخصیت های نزدیک به برخی نهاد های خاص از جلسات دونفره رهبری ودکتر احمدی نژاد منتشر می شد درحالی که شخص سومی در این جلسات حضور نداشته است.! و برای تحلیل شرایط هم به این خبر ها استناد می شد! اما اکنون که خاطراتی از هاشمی و امام(ره) منتشر می شود و آن هم از سوی یکی از دو طرف، چرا باید به جای کنکاش و جستجو در این که آیا این مطلب صحت دارد یا نه سیل تهمت ها و تخریب ها روانه شود؟یادمان نرود پیر خراسانیمان در همین دو سال گذشته بارها در سخنرانی هایش تذکر داد که: «وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا 8 مائده»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۸
سعید
سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۴۰ ب.ظ

تفاوت دو پیامک!

پیامک اول:Khamenei.ir:سپاه به عنوان یک موجود زنده باید بداند از چه میخواهد پاسداری کند.لزومی ندارد سپاه در عرصه سیاسی پاسداری کند اما باید عرصه سیاست را بشناسد.

پیامک دوم:مشرق نیوز:لزومی ندارد سپاه حتما در عرصه سیاسی به پاسداری بپردازد اما باید مجموعه های گوناگون انحرافی و غیرانحرافی و وابسته به جریانها را بشناسد و در برابر آن ها چشم بسته و نابینا و ناآگاه نباشد.

دیدار هفته گذشته امام خامنه ای با فرماندهان سپاه حاوی نکات مهمی بود و آنچه که در فضای رسانه ای به شدت پررنگ شد و هر جریانی هم به نفع خودش به تفسیر آن پرداخت موضوع نرمش قهرمانانه بود.تیتر روزنامه ها و سایت ها و ورد زبان سیاسیون شد: نرمش قهرمانانه.یکی از لزوم عقب نشینی می گفت و دیگری از لزوم تعامل سازنده و آن دیگری از ضربه فنی دشمن حرف می زد. اما صحبت های آقا نکات دیگری هم داشت.

شاید این حرف را آقا می خواست خیلی وقت پیش بزند اما حالا بر زبان آورده است.این که در اولین دیدار فرماندهان سپاه پس از پایان دولت احمدی نژاد رهبری زبان به گله می گشاید و از عدم لزوم پاسداری سپاه در عرصه سیاست صحبت به میان می آورد خیلی حرف ها را در پس پرده دارد که...

وقتی چند روز پیش به یکی از دوستان که اکثر سخنرانی های آقا را دنبال می کند گقتم که آقا چنین تعبیری را به کار برده با تعجب گفت:«جدی!» ظاهرا او هم تحت تاثیر فضای مسموم رسانه ای تنها نرمش قهرمانانه در ذهنش به یادگار ماند.فضای مسمومی که نمونه اش را در دو پیامک بالا می بینید.اولی از سایت دفترآقا ارسال شده که آن چه مورد نظر آقا بوده را می رساند اما دومی سعی کرده صحبت ها را کانالیزه کند و در بعضی عرصه ها حق ورود قائل شود.(حداقل برداشت من این است.)

در ادامه آقا می فرمایند:« اینکه ما بیاییم چالش انقلاب را فرو بکاهیم به چالشهاى سیاسى و خطّى و جناحى و مقابله‌ى زید و عمرو با یکدیگر، این سهل‌نگرى است، مسامحه است، سهل‌انگارى است؛ چالش انقلاب اینها نیست. اینکه یک خطّ سیاسى، یک جریان سیاسى با یک جریان سیاسى دیگر دعوا دارند، یا زیدى با عمرواى اختلاف دارد، اینها چالش انقلاب نیست؛»

چه شده است که آقا دارد این حرف ها را می زند؟این که چالش های سیاسی و خطی و جناحی سهل نگری است و چند روز بعد 80 نفر از محکومین امنیتی مورد عفو رهبری قرار می گیرند آیا با هم ارتباطی دارد؟!این زیدها و عمروها چه کسانی هستند...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۰
سعید
يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۲ ب.ظ

امام خامنه ای و دولت نهم-بخش اول

.می توان سخنان امام خامنه ای در دیدار سالانه با هیئت دولت را که در هفته ی دولت یعنی سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر انجام می شود به عنوان معیاری برای عملکرد دولت ها قرار داد. هشتم شهریور 84 مصادف شد با نخستین دیدار امام خامنه ای و دولت نهم.با مطالعه ی سخنان آقا در این دیدار می توان به وضوح شور و اشتیاق ایشان را از به روی کار آمدن دولتی که مبانی ناب انقلاب را روحی تازه بخشیده و مبنای کار خویش را دولت اسلامی قرار می دهد مشاهده کرد.

اولین و مهمترین  موردی که در این دیدار می توان به آن اشاره کرد تبیین مبانی دولت اسلامی است. در ابتدا رهبر انقلاب به این موضوع اشاره می کند که:

« یکى از شعارهاى خوبى که آقاى رئیس‌جمهور، هم در دوره‌ى انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند، مسأله‌ى دولت اسلامى است. »

سپس تعدای از معیار های دولت اسلامی از جمله:عدالت محوری،گسترش علم و دانایی،مبارزه با سلطه و ... را بیان می کند.نکته بعد بیان دشمنان پیش روی دولت اسلامی است که رهبر انقلاب آن ها را به دو دسته  بیرونی و درونی تقسیم کرده و با بیان مثالی خطر دشمن درونی را به مراتب بیشتراز دشمن بیرونی می داند.

-خطری که همواره در طول چهار سال اول از طرف جریان اشرافیت مترصد فرصتی برای ضربه زدن به دولت بود و در طول چهارسال دوم با همراهی جریان فتنه و اصولگرایان و راستی های سنتی تمام توان خود را برای به زیر سوال بردن عملکرد  و سپس مبانی دولت به کار بست.کما این که شاهد بودیم در ایام انتخابات 92 تعدادی از کاندیداها مطرح کردن بحث هولوکاست در عرصه جهانی را هم اشتباه می دانستند!!!

 و در ادامه می فرماید:

« البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد »

-جالب است که امام خامنه ای هم لفظ انسان کامل را استفاده کرده اند!

-به صورت کلی در این دیدار 26 بار از لفط دولت اسلامی استفاده شده است که خود نشان دهنده اهمیت توجه به این مطلب با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد بوده است.

مبحث دیگری که در این دیدار مطرح شد بحث عدالت است. نظر رهبر انقلاب این بود که همین مطرح کردن بحث عدالت در شعارهای انتخاباتی خدمت بزرگی به انقلاب بوده است:

«  وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. »

-اما حال که احمدی نژاد رای آورده است ظرفیت دیگری ایجاد شده است تا مبحث عدالت شکافته و دقیقا بررسی و اجرا شود.در این میان امام خامنه ای،خطری را گوشزد می کند که هم در دوران سازندگی شاهد آن بودیم و هم متاسفانه در ایام انتخابات 92 از سوی یکی از کاندیدا ها مطرح شد. این خطر چیزی جز تبدیل عدالت به ارزش دوم و تقدم پیشرفت نیست.

رهبر انقلاب صریحا می فرمایند که عدالت توزیع فقر نیست و باید در این راه از معنویت و عقلانیت کمک گرفت اما نه به این معنا که  محافظه کاری کرد و به شرایط موجود راضی بود.

« آنهایى که مى‌گویند عدالت توزیع فقر است، مغزا و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‌شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‌شود که امروز در کشورهاى سرمایه‌دارى مشاهده مى‌کنیم »

در دیگر بخش بیانات به لزوم اطلاع رسانی صحیح خدمت رسانی ها و پاسخگویی دولت اشاره می کنند.

-در ایام مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شاهد بودیم که یک از شعارهای حامیان آقای هاشمی این بود:

((برای مقابله با اختناق و وحشت به هاشمی رای می دهیم.))و به نوعی احمدی نژاد را نماد اختناق و وحشت معرفی کرده بودند.

و این بار رهبر انقلاب پاسخ جالب توجهی دادند:

« ضمناً این هم که بگویند شما متحجرید و طالبانى عمل مى‌کنید، به این حرفها خیلى گوشتان بدهکار نباشد؛ از این حرفها همیشه هست و گفته‌اند و مى‌گویند. »

در ادامه صحبت ها هم دیگر شعارهای دکتر احمدی نژاد در ایام انتخابات را تحسین کردند:

« یکى از شعارهاى خوب آقاى احمدى‌نژاد مسأله‌ى ساده‌زیستى است »

با نگاه کلی به سخنان امام خامنه ای در این دیدار می توان دریافت که نظر کلی ایشان با مجموعه دولت و شخص دکتر احمدی نژاد همراه است. ایشان شعار های ایام انتخابات را همراه با مبانی انقلاب میدانند و خوشحال اند از این که چنین  فردی توسط مردم انتخاب شده است.

در آغاز راه روند کلی دولت را تایید می کنند:عدالت ساده زیستی،مبارزه با استکبار و ... و خطرات این راه را گوشزد می کنند:دشمنان درونی و بیرونی،وجود جریان شیطانی در خلال کار، و ...

جالب است بدانید در این دیدار که هیچ گونه نقاط ضعفی برای دولت از سوی امام خامنه ای مطرح نشد،در جزوه ای که بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه های مطرح کشور تهیه کرده بود از عبارت زیر حداکثر سوء برداشت را کرده بود:

« غفلت کردن و از راه منحرف شدن، یکى از آفتهایش این است که ما ادبیات دینى را غلیظ کنیم؛ بدون این‌که مابازایى در عمل داشته باشد. این ما را، هم به ریاکارى مى‌کشاند و هم ریاکارى را در بین مردم تشویق مى‌کند»

در حالی که در این جملات در ابتدای راه دولت رهبر انقلاب در حال گوشزد کردن خطرات است تا دولت از آن غافل نماند اما در جزوه مذکور جملات بالا را به حساب نقاط ضعف دولت آن هم از زبان رهبر انقلاب ریخته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۳۲
سعید
چهارشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۲، ۱۲:۲۱ ق.ظ

الهام هم از تخریب ها بی نصیب نماند.

متاسفانه چند روز اخیر شاهد بودیم که رسانه ها سخنان دکتر الهام را تحریف کردند و باز هم همانند مشی گذشته شان،از کاه(البته اگه موجود باشه) کوه ساختند و برای بداندیشان و بی خبران بهانه های جدیدی فراهم کردند تا به سیر تخریب ها و تهمت ها بر علیه دولت ادامه بدهند اما اصل ماجرا:

دکتر الهام در قسمت پایانی سخنان خود ابتدا از زبان دکتر احمدی نژاد دعاهایی کردند:

ولی اگر نه نجوا که فریاد رسای احمدی نژاد را و زبان حال و قال او را در ارتباط با امام زمان تکرار کنیم چیزی جز این جملات نخواهد بود: خداوندا تا زنده ام مرا بر موالات و دوستی و دین شما ثابت بدارد و به طاعت شما موفق کند و شفاعت شما را روزی من سازد. و مرا از دوستان خوب شما که پیرو چیزی هستند که شما به سوی آن دعوت نموده اید قرار دهد و مرا از کسانی قرار دهد که آثار شما را پی می گیرند و راه شما را می پویند و به راهنمایی شما راه می یابند و در زمره شما محشور می شوند و در رجعت شما به دنیا بازمی گردند و در دولت شما به قدرت و حکومت می رسند و در زمان عافیت شما شرافت می یابند و در ایام حکومت شما قوت می یابند و فردای روزگار، چشمشان به دیدن شما روشن می گردد. پدر و مادر و جان و خانواده و عالم فدای شما باد.

این جملات در حقیقت ترجمه گوشه ای از زیارت جامعه کبیره است:


فَثَبَّتَنِیَ اللَّهُ أَبَدا مَا حَیِیتُ عَلَى مُوَالاتِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ وَ دِینِکُمْ وَ وَفَّقَنِی لِطَاعَتِکُمْ وَ رَزَقَنِی شَفَاعَتَکُمْ وَ جَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیکُمْ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ وَ یَسْلُکُ سَبِیلَکُمْ وَ یَهْتَدِی بِهُدَاکُمْ وَ یُحْشَرُ فِی زُمْرَتِکُمْ وَ یَکِرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُمْ وَ تَقَرُّ عَیْنُهُ غَدا بِرُوءْیَتِکُمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی

در حقیقت الهام برای دکتر احمدی نژاد دعا کرد تا او نیز در خیل یاران امام زمان(عج) قرار گیرد و نمی دانم از کی تا به حال برای دعا کردن هم باید به یک عده جواب  پس داد.


و این هم لینک خبری که خبرگزاری فارس ساعت 11:27 منتشر کرد:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920404000452


و اگه الآن مراجعه کنید خبر حذف شده است.البته لازم است تشکر کنیم که وقتی دوستان به اشتباهشون پی می برند آن را تصحیح می کنند ولی چه کنیم که این اشتباهات زیاد است.




پی نوشت:

دکتر الهام: دعا کردم نه غیب گویی + متن کامل پیاده شده از نوار


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۲ ، ۰۰:۲۱
سعید