جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خامنه ای» ثبت شده است

بیانات امام خامنه ای در مشهد مقدس و اشاره مجدد ایشان به قضیه هولوکاست،بار دیگر سیاستمداران غربی و سردمداران استکبار جهانی را برافروخته کرد و رسانه های آنها سعی داشتند به گونه ای وارونه این اظهارات را بازتاب دهند.شرحی از واکنش رسانه ها را می توانید در این لینک مطالعه کنید(+)

در کنار ابعاد خارجی این مسئله،با مروری برا اظهار نظر های برخی مسئولین داخل کشور،تفاوت افق های فکری و اندیشه ای دولت جدید و برخی از مدعیان اصولگرایی و ولایتمداری با امام خامنه ای هم روشن می شود.

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم، در اظهار نظر توئیتری خود اعلام می کند که"مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است(+)"

محمد باقر قالیباف(+)،غلامعلی حداد عادل(+)،حجت الاسلام ابوترابی فرد(+) و علیرضا زاکانی(+) از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم،در ایام تبلیغات، طرح موضوع هولوکاست توسط دکتر احمدی نژاد در مجامع جهانی را امری نسنجیده و بدون فایده برای نظام دانستند.در حالی که با مراجعه به بیانات رهبری،مشخص می شود یکی از نقاط قوت دولت احمدی نژاد که همواره از آن یاد می کرده اند همین مسئله بوده است و این تاکید مجدد هم سندی دیگری شد بر اثبات این مدعا...

امام خامنه ای 1 فروردین 1393:

"شما ببینید در کشورهای اروپایی کسی جرئت نمیکند راجع به هولوکاست حرف بزند که معلوم نیست اصل این قضیّه واقعیّت دارد یا ندارد، یا اگر واقعیّت دارد، به چه شکلی بوده؛ اظهار نظر درباره‌ی هولوکاست، تردید درباره‌ی هولوکاست، یکی از بزرگ‌ترین گناهان محسوب میشود، جلویش را میگیرند، طرف را میگیرند، زندانی میکنند، تعقیب قضائی میکنند؛ مدّعی آزادی هم هستند".(+)

محمود احمدی نژاد 11 مرداد 1392:

"دو سؤال ساده خطاب به جهانیان مطرح کردیم، اما دیدیم چه سر و صدایی در جهان به راه انداختند. سؤال اینجاست که چرا سیاستمداران به آن واکنش نشان می‌دهند و چرا اجازه نمی‌دهند راجع به وقایع جنگ جهانی تحقیق آزاد صورت گیرد؟سوال اینجاست که این موضوع کجا و توسط چه کسانی اتفاق افتاده و رابطه‌اش با فلسطین چیست؟"(+)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۸
سعید
چهارشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۳:۵۰ ب.ظ

چند اتفاق مهم

چند تا اتفاق مهم در این هفته ها در حال رخ دادن است که باید توجه بیشتری به آن ها کرد،من الآن تیتر وار میگم ،به امید خدا،یه کم سرم خلوت شه مفصل تر در موردشون مطلب می نویسم.

اولیش بحث فرهنگ است که دوباره پس از هشت سال جزو دغدغه های  اصلی آقا شده است و هم در پیام نوروزی و هم در سخنرانی مشهد به آن اشاره و بحث «رخنه فرهنگی» را مطرح کردند.دومیش بحث تغییر مدیریت صدا و سیماست که با توجه به روی کار آمدن دولت جدید با لحاظ این که ریاست سازمان رو،رهبری تعیین می کند.رویکرد ما برای اصلاح روندهای نادرست و تعامل با ریاست جدید صدا و سیما چگونه باشد.دیگری شهادت طلبه جوان و آمر به معروف علی خلیلی است.که در این مورد هم باید از قوه قضائیه به دلیل کاهلی هایی که تا به حال صورت می گرفت و هم از امت حزب الله مطالبه گری کرد.آخری هم بحث محاکمه سران فتنه و فراموش نکردن آقای هاشمی و نقش ایشان در مدیرت پشت پرده است.با توجه به در پیش داشتن دو انتخابات مهم و همزمان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری و اظهار نظر ها و دیدار هایی که انجام می شود.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۵۰
سعید
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۲۰ ب.ظ

بازیابی دوباره خودم برای انقلاب

ایام انتخابات ریاست جمهوری 1392 فرصت مناسبی برای من فراهم آورد تا بسیاری از جریان های سیاسی و معادلات پشت پرده ی آن ها را بشناسم،آشنایی با افرادی که جزو فعالین ستاد های حامی دکتر جلیلی بودند و هم چنین حضور خودم در ستاد های دکتر جلیلی و مشاهده ی وقایعی که حال، از بیان آن ها خودداری می کنم(و شاید در آینده ای نزدیک شرح آن روز ها را بنویسم) باعث شد تا با صحبت هایی که با برخی دوستان انجام می دادم، جهت گیری سیاسی خودم را بهتر و دقیق تر از گذشته مشخص کنم و مسائل را با دید کلانتری از این هیاهو های سیاسی سایت ها و روزنامه ها و اشخاص ببینم.

در طول این 8 ماه پس از انتخابات،هر چه جلوتر می آمدیم،اتفاقاتی رخ می داد که به رویکرد ها و موضع گیری های خودم بیشتر اطمینان می کردم و البته آن ها را حق مطلق نمی دانستم،اما نسبت به خیلی از دیگر نظرات و موضع گیری ها به درستی و حقیقت نزدیک تر می دانستم؛ و اگر شک و تردید هم داشتم ،روز به روز کم تر شده است.

اما اکنون دچار چندین سوال و ابهام شده ام و برای همین است که می خواهم مدتی از این هیاهوها دور بمانم، و بیشتر از این که وقتم را صرف چک کردن سایت ها و خواندن مطالب و تحلیل های کم و بیش جهت دار یا پیگیری مباحث سیاست زده ی داخل کشور یا ...بکنم،تمرکزم را بر روی مسائل فرهنگی و اندیشه ای و جریان ساز که می توان از آن ها مدل در آورد، و آن صدا ها را به گوش مردم رساند و ثمره ای مثبت برای آینده انقلاب داشت، بگذارم(یک نمونه آن تحقیق و مطالعه بر روی مبانی فکری و اندیشه ای امام خمینی(ره)،امام خامنه ای و تا حدی دکتر احمدی نژاد است.(البته به این موارد باید مطالعه ی دروس آزمون ورودی حوزه علمیه را هم اضافه کرد!))

این که همکاری داوطلبانه در یک مجموعه ای که نسبت به انتقادات و سخنانت بی تفاوت است،با این که وظیفه خود می دانی آن را اصلاح کنی و این که تا چه زمانی حجت داری تا به همکاری با آن ادامه بدهی؟این که اگر بخواهی مواضعت را در یک جمعی مطرح کنی اما احتمال تاثیر نمی دهی و تنها برای خودت هزینه درست می کنی پس وظیفه ات برای اصلاح آن جمع و رساندن صدای حقیقت چه می شود؟این که ببینی دوستان و هم فکرانت را روز به روز منزوی تر می کنند و چون نظراتشان را بر نمی تابند آن ها را کنار می گذارند! و ....

و خیلی دیگر از آن دردی در دل که اگر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد،باعث شده که حداقل تا پایان سال مکثی داشته باشم و بیشتر با خودم فکر کنم،بیشتر دقت کنم،به هر حال نه می توان همه چیز را بوسید و کنار گذاشت و نه می توان با روش های نادرست و یا ناقص به آن نتیجه مطلوب رسید.

امیدوارم این دوران را که اسمش را «بازیابی دوباره خودم برای انقلاب» می گذارم به خوبی پشت سر بگذارم.

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۲۰
سعید
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چرایی رفتار دوگانه در قبال خبر های غیررسمی!

این روزها شاهد هستیم که خبرهایی از سوی دفتر آقای هاشمی رفسنجانی مخابره می شود و خاطراتی از آقای هاشمی در رابطه با  مواضع امام در موارد مختلف منتشر می شود که واکنش های مختلفی را در سطح جامعه در پی داشته است.انتشار خاطراتی با مضمون مخالفت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در شرایطی که دولت یازدهم پس از 34 سال تابوشکنی کرده است و رابطه ای در حد تماس تلفنی با آمریکا برقرار کرده است. سوال برانگیز است.در اولین برخورد و در یک واکنش  سریع حکم محکومیت آقای هاشمی به راحتی صادر می شود اما نباید فراموش کرد که  قرآن کریم تاکید کرده است بر این که حتی عداوت با کسی باعث نشود که از خط عدالت در قضاوت خارج شویم«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا ».8 مائده

باید دید مطرح کردن این خاطرات در چنین زمانی و پس از اتفاقاتی که اخیرا رخ داده چه دلیلی داشته است؟!چگونه می توان به صحت و سقم این خاطرات پی برد؟چرا تا به حال این خاطرات منتشر نشده و یا حتی اشاره هم به آن نشده است؟ و این که چه می شود که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که خبر های پشت پرده(بدون توجه به صحت یا عدم صحت)از سوی جریانات مختلف منتشر می شود؟

همانطور که می دانیم نزدیکترین فرد در امور کشورداری و فرماندهی جنگ به امام خمینی بعد از حاج احمد آقا شخص آقای هاشمی بوده است.البته این مورد دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع ایشان در آن ایام نیست اما به هر حال چنین بوده است و خیلی از بزرگان نظام نیز این را تایید می کنند. دست نوشته های روزانه آقای هاشمی  یکی از زنده ترین منابع تاریخ دهه اول انقلاب بوده است که در قالب چندین کتاب تا به حال منتشر شده است و یکی از اثرگذارترین خاطرات آقای هاشمی در جریان انتخاب امام خامنه ای به رهبری بوده است. خاطره ای که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و در آن به نظر مثبت امام(ره) به امام خامنه ای برای رهبری اشاره می شود.

اما در چند هفته ی اخیر خاطراتی از سوی سایت ایشان منتشر شده که با اندکی شانتاژ و بازی های رسانه ای این منظور را می رساند که امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.این خط خبری از اواخر شهریور و همزمان با سفر ریاست جمهور به نیویورک آغاز شد.«قهر با آمریکا ابدی نیست» جزو اولین پالس هایی بود که فرستاده شد و این روند ادامه پیدا کرد،از سوی برخی اشخاص و مراکز هم از این حرکت حمایت شد تا جایی که آستان قدس طی بخش نامه ای شعارهای بعد از نماز را حذف کرده و به تکبیر(الله اکبر) بسنده کرد.در همین حین خاطره ای از مخالفت آیت الله گلپایگانی با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه منتشر شد تا پروژه استحاله تکبیر های مردمی در مراسمات انقلابی تکمیل شود. اما جنجالی ترین مطلبی که منتشر شد این بود:«امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» در اولین نگاه این منظور متبادر می شود که امامی که آن نظرات انقلابی را بر علیه آمریکا و استکبار داشته است چرا با مرگ بر آمریکا مخالف بوده است؟چرا تا به حال این مطلب مطرح نشده است؟علی رغم این که مواضع و سخنرانی های امام مطلب دیگری را می رساند. پس از اوج گیری واکنش ها از سوی مسئولین، آقای هاشمی در اظهار نظری با عدم تکذیب این خبر اعلام کرده است که انتشار این خبر بدون هماهنگی او بوده است.(+) و از طرفی دیگر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نیز تلویحا این مطلب را تایید کرده است که موافقت امام با حذف این شعار از رسانه های دولتی بوده است.(+)

اگر بخواهیم بر معیار حق و عدالت پیش برویم و جناح بندی های سیاسی را کنار بگذاریم در چنین شرایطی که فرد مطلع دیگری برای تایید یا تکذیب این خبر موجود نیست باید به حرف چه کسی اعتماد کرد؟وقتی آقای هاشمی با امام نشست و برخاست های 2 نفره زیادی داشته است و فرد دیگری از محتوای این جلسات خبر نداشته است باید حرف چه کسی را پذیرفت؟باید دید روند افشای محتوای جلسات دو نفره مسئولان بلند مرتبه نظام از چه زمانی آغاز شده است؟چه کسانی این روند را پایه گذاری کردند و با چه اهدافی؟ و مهمتر از همه این که در دو سال اخیر شاهد بودیم که خبر هایی از سوی برخی سایت ها و شخصیت های نزدیک به برخی نهاد های خاص از جلسات دونفره رهبری ودکتر احمدی نژاد منتشر می شد درحالی که شخص سومی در این جلسات حضور نداشته است.! و برای تحلیل شرایط هم به این خبر ها استناد می شد! اما اکنون که خاطراتی از هاشمی و امام(ره) منتشر می شود و آن هم از سوی یکی از دو طرف، چرا باید به جای کنکاش و جستجو در این که آیا این مطلب صحت دارد یا نه سیل تهمت ها و تخریب ها روانه شود؟یادمان نرود پیر خراسانیمان در همین دو سال گذشته بارها در سخنرانی هایش تذکر داد که: «وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا 8 مائده»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۸
سعید
سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۴۰ ب.ظ

تفاوت دو پیامک!

پیامک اول:Khamenei.ir:سپاه به عنوان یک موجود زنده باید بداند از چه میخواهد پاسداری کند.لزومی ندارد سپاه در عرصه سیاسی پاسداری کند اما باید عرصه سیاست را بشناسد.

پیامک دوم:مشرق نیوز:لزومی ندارد سپاه حتما در عرصه سیاسی به پاسداری بپردازد اما باید مجموعه های گوناگون انحرافی و غیرانحرافی و وابسته به جریانها را بشناسد و در برابر آن ها چشم بسته و نابینا و ناآگاه نباشد.

دیدار هفته گذشته امام خامنه ای با فرماندهان سپاه حاوی نکات مهمی بود و آنچه که در فضای رسانه ای به شدت پررنگ شد و هر جریانی هم به نفع خودش به تفسیر آن پرداخت موضوع نرمش قهرمانانه بود.تیتر روزنامه ها و سایت ها و ورد زبان سیاسیون شد: نرمش قهرمانانه.یکی از لزوم عقب نشینی می گفت و دیگری از لزوم تعامل سازنده و آن دیگری از ضربه فنی دشمن حرف می زد. اما صحبت های آقا نکات دیگری هم داشت.

شاید این حرف را آقا می خواست خیلی وقت پیش بزند اما حالا بر زبان آورده است.این که در اولین دیدار فرماندهان سپاه پس از پایان دولت احمدی نژاد رهبری زبان به گله می گشاید و از عدم لزوم پاسداری سپاه در عرصه سیاست صحبت به میان می آورد خیلی حرف ها را در پس پرده دارد که...

وقتی چند روز پیش به یکی از دوستان که اکثر سخنرانی های آقا را دنبال می کند گقتم که آقا چنین تعبیری را به کار برده با تعجب گفت:«جدی!» ظاهرا او هم تحت تاثیر فضای مسموم رسانه ای تنها نرمش قهرمانانه در ذهنش به یادگار ماند.فضای مسمومی که نمونه اش را در دو پیامک بالا می بینید.اولی از سایت دفترآقا ارسال شده که آن چه مورد نظر آقا بوده را می رساند اما دومی سعی کرده صحبت ها را کانالیزه کند و در بعضی عرصه ها حق ورود قائل شود.(حداقل برداشت من این است.)

در ادامه آقا می فرمایند:« اینکه ما بیاییم چالش انقلاب را فرو بکاهیم به چالشهاى سیاسى و خطّى و جناحى و مقابله‌ى زید و عمرو با یکدیگر، این سهل‌نگرى است، مسامحه است، سهل‌انگارى است؛ چالش انقلاب اینها نیست. اینکه یک خطّ سیاسى، یک جریان سیاسى با یک جریان سیاسى دیگر دعوا دارند، یا زیدى با عمرواى اختلاف دارد، اینها چالش انقلاب نیست؛»

چه شده است که آقا دارد این حرف ها را می زند؟این که چالش های سیاسی و خطی و جناحی سهل نگری است و چند روز بعد 80 نفر از محکومین امنیتی مورد عفو رهبری قرار می گیرند آیا با هم ارتباطی دارد؟!این زیدها و عمروها چه کسانی هستند...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۰
سعید
سه شنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۴۶ ق.ظ

بچه حزب اللهی ها و پدیده ای به نام فیس بوک!

شبکه های اجتماعی را می توان یکی از جدیدترین ابزارهای ارتباطی دانست که طول عمر آن به ده سال هم نمی رسد اما سهم گسترده ای را از استفاده روزانه کاربران از اینترنت به خود اختصاص داده است. نظام غرب در راستای پروژه های فرهنگی که با هدف سلطه بر جوامع گوناگون برنامه ریزی می کند از پدیده ای رو نمایی کرد که مکانی است برای دوستی با افرادی که تا به حال همدیگر را ندیده اند.کاربر برای عضویت یک سری  اطلاعات اولیه را به سایت می دهد و یکی سری از اطلاعات شخصی خود از جمله عکس،شماره،آدرس و ... را به گونه ای در صفحات شخصی خویش قرار می دهد که هر فرد دیگری می تواند به آن دسترسی پیدا کند.بدون شک سازمان های اطلاعاتی جزو اولین هایی هستند که این اطلاعات را بررسی و از آن انواع استفاده و یا سوء استفاده می برند.

شاید بتوان فیس بوک را مهمترین و شناخته شده ترین شبکه اجتماعی در بین کاربران اینترنت در سراسر جهان معرفی کرد. شبکه ای که از اوایل سال 2004 کار خود را آغاز و اکنون با بیش یک میلیارد کاربر بعد از گوگل پربازدیدترین وبسایت در سطح جهان است.(+) در ایران نیز این شبکه در بین کابران جایگاه ویژه ای دارد البته به دلیل فیلتر بودن آمار دقیقی از تعداد کاربران آن در دسترس نیست اما آن چه واضح است نشان دهنده ی سیر صعودی کاربران آن در ایران است.فیس بوک که قبل از انتخابات سال 88 دوبار فیلتر و سپس رفع فیلتر شده بود پس از انتخابات سال 88 تا به امروز جزو سایت های فیلتر شده محسوب می گردد.از دیگر شبکه های اجتماعی در سطح جهانی می توان به گوگل پلاس، توئیتر و اینستاگرام اشاره کرد که هیچکدام موفقیتشان به اندازه فیس بوک نبوده است.همچنین در داخل کشور هم شبکه هایی مانند کلوب،فیس نما به راه افتاده که چندان مورد استقبال کاربران قرار نگرفته است.

با توجه به فیلتر بودن فیس بوک در کشورمان،طیف گسترده ای از کاربران اینترنت  که بیشتر آن ها را افراد مذهبی و حزب اللهی تشکیل می دهند برای ورود به این شبکه اجتماعی با تردید رو به رو هستند.هم از این نظر که باید از فیلتر.شکن استفاده کنند هم این که حضور در این شبکه ممکن است مفسده انگیز باشد. و یا مشکل شرعی داشته باشد.به همین خاطر استفتاآتی از مراجع صورت گرفت که با مطالعه آنان می توان این نتیجه گیری را کرد که نظر اکثر علما این است که اگر مستلزم مفسده و ارتکاب گناه نباشد مشکلی ندارد(+) یعنی تکلیف بر عهده خود مکلف است.همان طور که استفاده از تلویزیون، ماهوراه و کامپیوتر هم می تواند موثر باشد و هم مخرب ، استفاده از فیس بوک هم همین گونه است.

در حوادث فتنه 88 شاهد بودیم که فیس بوک تبدیل شده بود به مکانی برا هماهنگی برنامه اغتشاشات و همچنین مکانی برای ایجاد فضای رسانه ای در سطح بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی،که این هدف با به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم های درگیری ها صورت می گرفت.ایجاد کمپین های مختلف برای حمایت از سران فتنه و آزادی زندانیان سیاسی از دیگر برنامه های فتنه گران در راستای پروژه ما بیشماریم بود.از همان  زمان خلا نبود طیف مذهبی و حزب اللهی برای مقابله با چنین فضاسازی هایی احساس می شد. نکته ای دیگری که در این مدت اخیر به خصوص پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید!شاهد آن بودیم حضور مسئولین ارشد کابینه از جمله چندین وزیر و معاون وزیر در فیس بوک است که با استقبال کم نظیر کاربران مواجه شده است.اولین فردی که حضور جدی در فیس بوک پیدا کرد محمد جواد ظریف بود(+) که اعلام کرد این صفحه از طرف خودم با فرزندانم به روزرسانی می شود.همچنین معاون او مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه هم حضور خود در این شبکه اجتماعی را علنی  کرد.اتفاقی که پس از اعلام حضور ها رخ داد کامنت (نظر) های گسترده ای بود که از سوی ایرانیان از داخل و خارج کشور در صفحات مسئولین ثپت می شد.نظراتی حاوی توهین به مقامات بلند پایه نظام تا زیر سوال بردن اصول اسلامی و چادر به عنوان حجاب برتر بانوی مسلمان ایرانی.

همین چند مدت پیش بود که صفحه ای منتسب به امام خامنه ای با حدود 110 هزار هوادار توسط فیس بوک حذف گردید.ایجاد محدودیت برای هوادران حزب الله لبنان و یا مخالفان رژیم صهیونیستی از دیگر اقدامات جانبدارانه سران این شبکه ی آمریکایی-اسرائیلی است.

علی رغم افزایش تعداد کاربران مذهبی و حزب اللهی همچنان این طیف در مقایسه با طیف مقابل درصد اندکی را به خود اختصاص می دهد.بر ما ثابت شده است که هرجا ما عقب کشیده ایم. دشمن یک گام پیشروی کرده است.حضور طیف جدیدی از بسیجیان جان بر کف که هر لحظه آماده پیکار با کفر جهانی هستند در این فضا ها می تواند خیلی از معادلات را بر هم بزند.برای مثال وقتی به ناحق می خواهند غزه را محاصره کنند ایجاد یک کمپین برای اعتراض می تواند در رسانه های آن ور آبی سر و صدا کند یا وقتی که مسلمانان مظلوم میانمار را می کشند یا هنگامی که حزب الله لبنان را به عنوان یک گروه تروریستی خطاب می کنند. همه این اتفاقات با یک مدیریت صحیح می تواند از یک تهدید تبدیل به یک فرصت شود و به پتکی تبدیل شود تا برسر مدعیان دموکراسی و آزادی کوبیده شود.در عرصه داخلی هم در هنگامه انتخابات ها یا مراسم های ملی و مذهبی، با به راه انداختن گروه های مختلف و بحث و تبادل نظر با یکدیگر و دیگران می توان خیلی از دیدگاه های نادرست نسبت به نظام اسلامی حتی در سطحی بالاتر نسبت به تشیع را تغییر داد.

اکنون که زمزمه هایی از رفع فیلتر فیس بوک به گوش می رسد باید هوشیار بود تا علاج واقعه را قبل از وقوع آن پیدا کنیم و مانند گذشته نوشدارو را بعد از مرگ سهراب نرسانیم.

۲۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۴۶
سعید
يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۲ ب.ظ

امام خامنه ای و دولت نهم-بخش اول

.می توان سخنان امام خامنه ای در دیدار سالانه با هیئت دولت را که در هفته ی دولت یعنی سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر انجام می شود به عنوان معیاری برای عملکرد دولت ها قرار داد. هشتم شهریور 84 مصادف شد با نخستین دیدار امام خامنه ای و دولت نهم.با مطالعه ی سخنان آقا در این دیدار می توان به وضوح شور و اشتیاق ایشان را از به روی کار آمدن دولتی که مبانی ناب انقلاب را روحی تازه بخشیده و مبنای کار خویش را دولت اسلامی قرار می دهد مشاهده کرد.

اولین و مهمترین  موردی که در این دیدار می توان به آن اشاره کرد تبیین مبانی دولت اسلامی است. در ابتدا رهبر انقلاب به این موضوع اشاره می کند که:

« یکى از شعارهاى خوبى که آقاى رئیس‌جمهور، هم در دوره‌ى انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند، مسأله‌ى دولت اسلامى است. »

سپس تعدای از معیار های دولت اسلامی از جمله:عدالت محوری،گسترش علم و دانایی،مبارزه با سلطه و ... را بیان می کند.نکته بعد بیان دشمنان پیش روی دولت اسلامی است که رهبر انقلاب آن ها را به دو دسته  بیرونی و درونی تقسیم کرده و با بیان مثالی خطر دشمن درونی را به مراتب بیشتراز دشمن بیرونی می داند.

-خطری که همواره در طول چهار سال اول از طرف جریان اشرافیت مترصد فرصتی برای ضربه زدن به دولت بود و در طول چهارسال دوم با همراهی جریان فتنه و اصولگرایان و راستی های سنتی تمام توان خود را برای به زیر سوال بردن عملکرد  و سپس مبانی دولت به کار بست.کما این که شاهد بودیم در ایام انتخابات 92 تعدادی از کاندیداها مطرح کردن بحث هولوکاست در عرصه جهانی را هم اشتباه می دانستند!!!

 و در ادامه می فرماید:

« البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد »

-جالب است که امام خامنه ای هم لفظ انسان کامل را استفاده کرده اند!

-به صورت کلی در این دیدار 26 بار از لفط دولت اسلامی استفاده شده است که خود نشان دهنده اهمیت توجه به این مطلب با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد بوده است.

مبحث دیگری که در این دیدار مطرح شد بحث عدالت است. نظر رهبر انقلاب این بود که همین مطرح کردن بحث عدالت در شعارهای انتخاباتی خدمت بزرگی به انقلاب بوده است:

«  وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. »

-اما حال که احمدی نژاد رای آورده است ظرفیت دیگری ایجاد شده است تا مبحث عدالت شکافته و دقیقا بررسی و اجرا شود.در این میان امام خامنه ای،خطری را گوشزد می کند که هم در دوران سازندگی شاهد آن بودیم و هم متاسفانه در ایام انتخابات 92 از سوی یکی از کاندیدا ها مطرح شد. این خطر چیزی جز تبدیل عدالت به ارزش دوم و تقدم پیشرفت نیست.

رهبر انقلاب صریحا می فرمایند که عدالت توزیع فقر نیست و باید در این راه از معنویت و عقلانیت کمک گرفت اما نه به این معنا که  محافظه کاری کرد و به شرایط موجود راضی بود.

« آنهایى که مى‌گویند عدالت توزیع فقر است، مغزا و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‌شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‌شود که امروز در کشورهاى سرمایه‌دارى مشاهده مى‌کنیم »

در دیگر بخش بیانات به لزوم اطلاع رسانی صحیح خدمت رسانی ها و پاسخگویی دولت اشاره می کنند.

-در ایام مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شاهد بودیم که یک از شعارهای حامیان آقای هاشمی این بود:

((برای مقابله با اختناق و وحشت به هاشمی رای می دهیم.))و به نوعی احمدی نژاد را نماد اختناق و وحشت معرفی کرده بودند.

و این بار رهبر انقلاب پاسخ جالب توجهی دادند:

« ضمناً این هم که بگویند شما متحجرید و طالبانى عمل مى‌کنید، به این حرفها خیلى گوشتان بدهکار نباشد؛ از این حرفها همیشه هست و گفته‌اند و مى‌گویند. »

در ادامه صحبت ها هم دیگر شعارهای دکتر احمدی نژاد در ایام انتخابات را تحسین کردند:

« یکى از شعارهاى خوب آقاى احمدى‌نژاد مسأله‌ى ساده‌زیستى است »

با نگاه کلی به سخنان امام خامنه ای در این دیدار می توان دریافت که نظر کلی ایشان با مجموعه دولت و شخص دکتر احمدی نژاد همراه است. ایشان شعار های ایام انتخابات را همراه با مبانی انقلاب میدانند و خوشحال اند از این که چنین  فردی توسط مردم انتخاب شده است.

در آغاز راه روند کلی دولت را تایید می کنند:عدالت ساده زیستی،مبارزه با استکبار و ... و خطرات این راه را گوشزد می کنند:دشمنان درونی و بیرونی،وجود جریان شیطانی در خلال کار، و ...

جالب است بدانید در این دیدار که هیچ گونه نقاط ضعفی برای دولت از سوی امام خامنه ای مطرح نشد،در جزوه ای که بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه های مطرح کشور تهیه کرده بود از عبارت زیر حداکثر سوء برداشت را کرده بود:

« غفلت کردن و از راه منحرف شدن، یکى از آفتهایش این است که ما ادبیات دینى را غلیظ کنیم؛ بدون این‌که مابازایى در عمل داشته باشد. این ما را، هم به ریاکارى مى‌کشاند و هم ریاکارى را در بین مردم تشویق مى‌کند»

در حالی که در این جملات در ابتدای راه دولت رهبر انقلاب در حال گوشزد کردن خطرات است تا دولت از آن غافل نماند اما در جزوه مذکور جملات بالا را به حساب نقاط ضعف دولت آن هم از زبان رهبر انقلاب ریخته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۳۲
سعید
جمعه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۳۹ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 4 و پایانی

از روز 12 مرداد عنان دولت به دست حسن روحانی سپرده می شود. اکنون همگان در تلاشند تا به نحوی در تشکیل دولت به روحانی کمک کنند. سنت خوبی در این دوره رخ داد پیام های تبریک گسترده و رفتن به دیدار منتخب ملت بود. محمود احمدی نژاد جزو اولین نفراتی بود که هم پیام تبریک فرستاد و هم به دیدار روحانی رفت تا پاسخی باشد به آن هایی که پیش بینی! می کردنند قتنه ای به راه خواهد انداخت بزرگ تر از فتنه 88.

روحانی در اولین نشست خبری خود مواضعی را نشان داد که کمی از نگرانی ها کاست.در واقع به نوعی آن اعتدالی را که از آن صحبت می کرد به نمایش گذاشت و این نکته دلیلی شد تا به اذعان بسیاری از دوستان،اگر یک تعامل سازنده ای را بتوان با روحانی داشت،می شود از خطر تاثیرگذاری اصلاح طلبان کاست.اما چیزی که باعث نگرانی می شود احساس دینی است که روحانی نسبت به هاشمی و خاتمی دارد. به هر حال نباید نقش عظیم این دو وزنه ی سیاسی را در پیروزی روحانی نادیده گرفت.حمایت صریح فرزندان هاشمی از روحانی،اظهارنظر روز انتخابات فاطمه هاشمی،حضور یاسر هاشمی در روز نشست خبری،حضور نوبخت-از نزدیکان هاشمی-به عنوان نماینده روحانی در برنامه پایش و چندین شاهد و مثال دیگر،نشان دهنده تعلق خاطر روحانی است و این نگران کننده است.

جشن پیروزی که پس از اعلام نتایج در خیابان ها برگزار شد به خودی خودی چیز خوبی است اما باز هم نکاتی در این جشن ها به چشم خورد که نگرانی ها را افزایش می دهد،کشف حجاب های صورت گرفته، شعار های مردم! در حمایت از سران فتنه و ... این پیام را در پی دارد که روحانی نباید آن بدنه ی اجتماعی حامیان تغییر و حامیان موسوی را فراموش کند.

نکته ی دیگر،پیام های تبریکی است که از طرف دولت ها خارجی ارسال شده است. وقتی در ساعات ابتدایی مشخص شدن پیروزی روحانی،فرانسه و انگلیس ضمن فرستادن پیام تبریک خواهان تعامل سازنده هستند.وقتی کاخ سفیدی که علنا در جریان فتنه موضع گیری می کرد و ضمن قبول نداشتن انتخابات،از آشوبگران حمایت می کرد و حال تصریح می دارد که انتخابات ایران را قبول دارد.این ها باعث می شود که نگرانی هایی به دل راه یابد.

گمانه زنی ها در مورد کابینه روحانی نیز حکایت از گرایش او به سمت همان کسانی دارد که زمینه های پیروزی او را فراهم کردند.افرادی مثل نهاوندیان،مطهری،خرازی،،نجفی و ابتکار نوید این را می دهد که با دوران سازندگی و اصلاحات فاصله جندانی نداریم.شاید آن حرف فائزه هاشمی در سال 88 که گفت:موسوی را می خواهیم تا ادامه دهنده راه هاشمی وخاتمی باشد. امروز به هیچ دردسری در روحانی متجلی شده است.

به عقیده این جانب باید در وهله اول تا روز تنفیذ از سوی امام خامنه ای و معرفی کابینه و در این بین سخنرانی ها امام خامنه ای صبر کرد. بی شک فرصتی از دست نمی رود.باید در راستای جذب حداکثری منتظر ماند.هم بیانات رهبری را دید.هم عملکرد روحانی را.در حقیقت باید از حداکثر ظرفیت جریان حزب الله برای جلوگیری از کشانده شدن روحانی به آن سمت استفاده کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۳۹
سعید
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۷ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 1

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و همان طور که امام خامنه ای پیش بینی کرده بود شاهد مشارکت چشمگیر مردم و حماسه ی 72 درصدی بودیم،حماسه ای که باعث شد تا نقشه ها و تحلیل های دشمنان نقش برآب شود و فرصت عظیمی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه ی داخلی و بین المللی فراهم شود.

بر اساس نظرسنجی هایی که در هفته های منتهی به انتخابات توسط نهاد های معتبر منتشر می شد انتظار می رفت انتخابات به مرحله ی دوم کشیده شود اما تصمیمی که اصلاح طلبان در چند روز مانده به برگزاری گرفتند تمامی معادلات را به هم زد.محمدرضا عارف کناره گیری کرد و حسن روحانی به عنوان کاندیدای نهایی اصلاح طلبان معرفی شد.اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هم رسما از روحانی حمایت کردند.

در آن سمت میدان اما شرایط کاملا متقاوت بود. محسن رضایی هیچ قصدی برای کناره گیری نداشت.سید محمد غرضی هم همین طور.علی اکبر ولایتی بر خلاف پیمانی که در ائتلاف 2+1،با قالیباف و حدادعادل بسته بود عرصه را ترک نکرد و 2 کاندیدای دیگر یعنی سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف علی رغم آن که این دو را کاندیدای اصولگرایان و از یک جناح می دانستند دارای تفاوت های بنیادی بودند و دلیلی برای کنار کشیدن به نفع یکدیگر نمی دیدند.

قالیباف از چند سال قبل عزم خود را برای حضور در انتخابات جزم کرده بود اما سعید جلیلی در کمتر از 2 ماه مانده به انتخابات و براساس احساس تکلیفی که کرده بود وارد صحنه شد.جلیلی به عنوان نماینده مبارزه با اشرافیت شناخته می شد،اما قالیباف وابسته به باندهای قدرت و ثروت بود.قالیباف نماد یک فرد کارآمد بود که اندکی هم از گفتمان انقلاب سر در می آورد اما جلیلی آمده بود تا آرمان های انقلاب اسلامی و سوم تیر را زنده نگه بدارد و در این راه از حمایت نخبگان نیز بهره ببرد و ده ها تفاوت دیگر که کاملا نشان می دهد جلیلی و قالیباف شاید در ظاهر از یک جریان باشند اما حقیقت امر این بود که جلیلی نماد یک فرد انقلابی و تماینده گفتمان مقاومت بود اما قالیباف ... .

در آخرین روزها نظر سنجی ها نشان می داد محمدباقر قالیباف به عنوان نفر اول راهی دور دوم خواهد شد و رقابت بین سعید جلیلی و حسن روحانی است برای کسب رتبه دوم و حضور در دور دوم.

اما آن چه که در روز 24 خرداد رخ داد همه را شگفت زده کرد.حسن روحانی با بیش از 18 میلیون رای به عنوان منتخب ملت برگزیده شد...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۷
سعید