جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی(ره)» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۳۳ ب.ظ

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

5 روز تا تحویل سال عاشقی باقی مانده است!

عاشقان تحویل سالشان نه در گردش سالیانه زمین به دور خورشید ،که در گردش تمامی کائنات به دور حضرت عشق علیه السلام است،لباس هایشان نه سفید و رنگارنگ که  یک پیراهن ساده مشکی است،لباسی که برای شان از ده ها و صدها لباس دیگر عزیز تر است،تحویل سالشان نه با لبخند و شادی که با اشک بر حسین(ع) است و تو چه می دانی ارزش یک قطره از این اشک را... .آن ها که خرده می گیرند،نمی دانند این غم باعث صیقل روح می شود،.

تنها نه این که جنس غمش،جنس ماتمش.........حتی سیاهی علمش فرق می کند

عاشقان از هم اکنون منتظرند تا در اربعین سید و مولای شان به دیدار او بروند،نه با ساخته های دست بشر،نه با امکانات و تکنولوژی های دوران جدید،که با پای پیاده و تو چه می دانی سه روز با پای پیاده به عشق یار رفتن یعنی چه... . و این را هم از یاد نمی برند که:

اگر از جانب معشوق نباشد کششی......... کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

بزرگی می گفت:این که می گویند هر سلامی که به اباعبدالله(ع) می دهید،آقا جواب سلام را که واجب است می دهد،درست نیست،هرسلامی که می دهیم پاسخی است به سلامی که آقا به ما کرده است،چگونه می شود لایق شویم تا آقا به ما سلام کند...

باز هم تا چند روز دیگر عده ای پیدا می شوند از علما عالم تر،از فقها فقیه تر،از شهدا شهید تر،می گویند شور های شما بی شعور است،می گویند دنبال کسب معرفت باشید.آن ها نمی دانند تا شعور نباشد که پای کسی به مجلس شور باز نمی شود،اصلا شاید قدر و منزلت این مجالس را نمی دانند،نمی دانند که تا اجازه ندهند،کسی وارد نمی شود،اجازه اش را هم چه کسی جز صاحب مجلس می تواند بدهد.

یاد امام عزیزمان به خیر،می گویند یک بار در جبهه های حق علیه باطل،عده ای از عشاق در مجلس شادی ائمه شروع کردند به دست زدن،یکی از همین به ظاهر با شعورها اعتراض کرد که این کار شما اشکال شرعی دارد،بعد ها که قضیه به گوش امام رسید فرمود:

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی.........تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۳
سعید
چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۴ ب.ظ

نورالدین پسر ایران

برای چندمین بار کتاب"نورالدین پسر ایران"رو خوندم.

خیلی سخته 77 ماه جبهه باشی،تو سخت ترین عملیات ها،از بدر و خیبر تا کربلای چهار،بهترین دوستانت پر بکشند و تو از آن روز ها درد و رنج هایش برایت باقی مانده باشد.وارد شهر شوی و با تو مانند غریبه رفتار شود،برای گرفتن کارت پایان خدمت جریمه می شوی و باید هزینه پرداخت کنی!

قصه ی سید نورالدین را دوست دارم،به خاطر این که هیچ چشمداشتی نداشت،دنبال پست و مقام نرفت،خنده و شوخی اش جای خود بود و شب عملیات رشادت هایش جای خودش،نه مثل جانماز آب کش هایی که هنگام صلح و صفا بسیجی اند...

همسر سید نورالدین نمونه ای است از هزاران همسری که سال هاست با درد و رنج شوهرانشان ساخته اند و اجرشان را تنها از خدای خویش طلب کرده اند...

قصه ی سید نورالدین و امیرمارالباش،با هم بودنشان،از خودگذشتگی شان،وصیت نامه مشترکشان،عاشقانه همدیگر را دوست داشتند...

و امروز سید نورالدین مانند هزاران رزمنده دیگر،در گوشه ای به زندگی خویش می پردازد،ستاره های آسمان سید نورالدین از ستاره لباس برخی ها بیشتر است.دیشب گزارشی پخش شد از صدا و سیما،پدر و مادر دو شهید تک تنها در یک روستا در کنار مزار فرزندان شان،زندگی می کردند. این روز ها که مصادف است با ایام پذیرش قطعنامه 598 این جمله امام روح الله یادمان نرود:

«نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ وخم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۱۷:۲۴
سعید
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۲۰ ب.ظ

بازیابی دوباره خودم برای انقلاب

ایام انتخابات ریاست جمهوری 1392 فرصت مناسبی برای من فراهم آورد تا بسیاری از جریان های سیاسی و معادلات پشت پرده ی آن ها را بشناسم،آشنایی با افرادی که جزو فعالین ستاد های حامی دکتر جلیلی بودند و هم چنین حضور خودم در ستاد های دکتر جلیلی و مشاهده ی وقایعی که حال، از بیان آن ها خودداری می کنم(و شاید در آینده ای نزدیک شرح آن روز ها را بنویسم) باعث شد تا با صحبت هایی که با برخی دوستان انجام می دادم، جهت گیری سیاسی خودم را بهتر و دقیق تر از گذشته مشخص کنم و مسائل را با دید کلانتری از این هیاهو های سیاسی سایت ها و روزنامه ها و اشخاص ببینم.

در طول این 8 ماه پس از انتخابات،هر چه جلوتر می آمدیم،اتفاقاتی رخ می داد که به رویکرد ها و موضع گیری های خودم بیشتر اطمینان می کردم و البته آن ها را حق مطلق نمی دانستم،اما نسبت به خیلی از دیگر نظرات و موضع گیری ها به درستی و حقیقت نزدیک تر می دانستم؛ و اگر شک و تردید هم داشتم ،روز به روز کم تر شده است.

اما اکنون دچار چندین سوال و ابهام شده ام و برای همین است که می خواهم مدتی از این هیاهوها دور بمانم، و بیشتر از این که وقتم را صرف چک کردن سایت ها و خواندن مطالب و تحلیل های کم و بیش جهت دار یا پیگیری مباحث سیاست زده ی داخل کشور یا ...بکنم،تمرکزم را بر روی مسائل فرهنگی و اندیشه ای و جریان ساز که می توان از آن ها مدل در آورد، و آن صدا ها را به گوش مردم رساند و ثمره ای مثبت برای آینده انقلاب داشت، بگذارم(یک نمونه آن تحقیق و مطالعه بر روی مبانی فکری و اندیشه ای امام خمینی(ره)،امام خامنه ای و تا حدی دکتر احمدی نژاد است.(البته به این موارد باید مطالعه ی دروس آزمون ورودی حوزه علمیه را هم اضافه کرد!))

این که همکاری داوطلبانه در یک مجموعه ای که نسبت به انتقادات و سخنانت بی تفاوت است،با این که وظیفه خود می دانی آن را اصلاح کنی و این که تا چه زمانی حجت داری تا به همکاری با آن ادامه بدهی؟این که اگر بخواهی مواضعت را در یک جمعی مطرح کنی اما احتمال تاثیر نمی دهی و تنها برای خودت هزینه درست می کنی پس وظیفه ات برای اصلاح آن جمع و رساندن صدای حقیقت چه می شود؟این که ببینی دوستان و هم فکرانت را روز به روز منزوی تر می کنند و چون نظراتشان را بر نمی تابند آن ها را کنار می گذارند! و ....

و خیلی دیگر از آن دردی در دل که اگر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد،باعث شده که حداقل تا پایان سال مکثی داشته باشم و بیشتر با خودم فکر کنم،بیشتر دقت کنم،به هر حال نه می توان همه چیز را بوسید و کنار گذاشت و نه می توان با روش های نادرست و یا ناقص به آن نتیجه مطلوب رسید.

امیدوارم این دوران را که اسمش را «بازیابی دوباره خودم برای انقلاب» می گذارم به خوبی پشت سر بگذارم.

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۲۰
سعید
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چرایی رفتار دوگانه در قبال خبر های غیررسمی!

این روزها شاهد هستیم که خبرهایی از سوی دفتر آقای هاشمی رفسنجانی مخابره می شود و خاطراتی از آقای هاشمی در رابطه با  مواضع امام در موارد مختلف منتشر می شود که واکنش های مختلفی را در سطح جامعه در پی داشته است.انتشار خاطراتی با مضمون مخالفت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در شرایطی که دولت یازدهم پس از 34 سال تابوشکنی کرده است و رابطه ای در حد تماس تلفنی با آمریکا برقرار کرده است. سوال برانگیز است.در اولین برخورد و در یک واکنش  سریع حکم محکومیت آقای هاشمی به راحتی صادر می شود اما نباید فراموش کرد که  قرآن کریم تاکید کرده است بر این که حتی عداوت با کسی باعث نشود که از خط عدالت در قضاوت خارج شویم«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا ».8 مائده

باید دید مطرح کردن این خاطرات در چنین زمانی و پس از اتفاقاتی که اخیرا رخ داده چه دلیلی داشته است؟!چگونه می توان به صحت و سقم این خاطرات پی برد؟چرا تا به حال این خاطرات منتشر نشده و یا حتی اشاره هم به آن نشده است؟ و این که چه می شود که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که خبر های پشت پرده(بدون توجه به صحت یا عدم صحت)از سوی جریانات مختلف منتشر می شود؟

همانطور که می دانیم نزدیکترین فرد در امور کشورداری و فرماندهی جنگ به امام خمینی بعد از حاج احمد آقا شخص آقای هاشمی بوده است.البته این مورد دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع ایشان در آن ایام نیست اما به هر حال چنین بوده است و خیلی از بزرگان نظام نیز این را تایید می کنند. دست نوشته های روزانه آقای هاشمی  یکی از زنده ترین منابع تاریخ دهه اول انقلاب بوده است که در قالب چندین کتاب تا به حال منتشر شده است و یکی از اثرگذارترین خاطرات آقای هاشمی در جریان انتخاب امام خامنه ای به رهبری بوده است. خاطره ای که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و در آن به نظر مثبت امام(ره) به امام خامنه ای برای رهبری اشاره می شود.

اما در چند هفته ی اخیر خاطراتی از سوی سایت ایشان منتشر شده که با اندکی شانتاژ و بازی های رسانه ای این منظور را می رساند که امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.این خط خبری از اواخر شهریور و همزمان با سفر ریاست جمهور به نیویورک آغاز شد.«قهر با آمریکا ابدی نیست» جزو اولین پالس هایی بود که فرستاده شد و این روند ادامه پیدا کرد،از سوی برخی اشخاص و مراکز هم از این حرکت حمایت شد تا جایی که آستان قدس طی بخش نامه ای شعارهای بعد از نماز را حذف کرده و به تکبیر(الله اکبر) بسنده کرد.در همین حین خاطره ای از مخالفت آیت الله گلپایگانی با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه منتشر شد تا پروژه استحاله تکبیر های مردمی در مراسمات انقلابی تکمیل شود. اما جنجالی ترین مطلبی که منتشر شد این بود:«امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» در اولین نگاه این منظور متبادر می شود که امامی که آن نظرات انقلابی را بر علیه آمریکا و استکبار داشته است چرا با مرگ بر آمریکا مخالف بوده است؟چرا تا به حال این مطلب مطرح نشده است؟علی رغم این که مواضع و سخنرانی های امام مطلب دیگری را می رساند. پس از اوج گیری واکنش ها از سوی مسئولین، آقای هاشمی در اظهار نظری با عدم تکذیب این خبر اعلام کرده است که انتشار این خبر بدون هماهنگی او بوده است.(+) و از طرفی دیگر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نیز تلویحا این مطلب را تایید کرده است که موافقت امام با حذف این شعار از رسانه های دولتی بوده است.(+)

اگر بخواهیم بر معیار حق و عدالت پیش برویم و جناح بندی های سیاسی را کنار بگذاریم در چنین شرایطی که فرد مطلع دیگری برای تایید یا تکذیب این خبر موجود نیست باید به حرف چه کسی اعتماد کرد؟وقتی آقای هاشمی با امام نشست و برخاست های 2 نفره زیادی داشته است و فرد دیگری از محتوای این جلسات خبر نداشته است باید حرف چه کسی را پذیرفت؟باید دید روند افشای محتوای جلسات دو نفره مسئولان بلند مرتبه نظام از چه زمانی آغاز شده است؟چه کسانی این روند را پایه گذاری کردند و با چه اهدافی؟ و مهمتر از همه این که در دو سال اخیر شاهد بودیم که خبر هایی از سوی برخی سایت ها و شخصیت های نزدیک به برخی نهاد های خاص از جلسات دونفره رهبری ودکتر احمدی نژاد منتشر می شد درحالی که شخص سومی در این جلسات حضور نداشته است.! و برای تحلیل شرایط هم به این خبر ها استناد می شد! اما اکنون که خاطراتی از هاشمی و امام(ره) منتشر می شود و آن هم از سوی یکی از دو طرف، چرا باید به جای کنکاش و جستجو در این که آیا این مطلب صحت دارد یا نه سیل تهمت ها و تخریب ها روانه شود؟یادمان نرود پیر خراسانیمان در همین دو سال گذشته بارها در سخنرانی هایش تذکر داد که: «وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا 8 مائده»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۸
سعید