جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بزرگترین دانشگاه علوم انسانی» ثبت شده است

شنبه, ۶ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۰۵ ب.ظ

از صنعتی شریف تا علامه طباطبایی(ره)

در ابتدای راه اندازی وبلاگ-خرداد 92-قصد کرده بودم هر ماه حداقل یک مطلب بنویسم و تنها در یک زمینه وارد نشوم،اما به تناسب شرایط بیشتر پست ها محتوای سیاسی داشت که تبیینی بود از فضای مسمومی که علیه دولت دهم ایجاد شده بود،سیاه نمایی هایی که علیه خدمات دولت های نهم و دهم شکل گرفت و حملاتی که از طرف تمامی جناح ها علیه شخص دکتر احمدی نژاد و اطرافیان او صورت می گرفت

الآن یک و سال نیم از آن زمان می گذرد، دولت در حال خدمت رسانی است و حمایت رهبری را پشت سرش دارد،حتی در مورد مهمی همچون مذاکرات هسته ای که خیلی ها در این چند وقت حملات تند و تیزی علیه این مذاکرات داشتند. و البته باید بحث مذاکرات هسته ای را از رابطه با آمریکا جدا دانست،اتفاقی که به نظر می  رسد آرام آرام در حال رخ دادن است شکستن قبح مذاکره با آمریکاست.

اما در مورد شخص بنده،باید عرض کنم دیگر دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف نیستم،پس از  3 سال تحصیل در این رشته تابستان امسال تصمیم بزرگی گرفتم و به علوم انسانی تغیر رشته دادم، تصمیمی که باید زودتر از اینها می گرفتم.الآن دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی هستم(بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور)

اگر شریف در علوم فنی و  مهندسی شریف است،علامه هم در علوم انسانی برای خودش شریفی است! ولی این دو شریف تفاوت هایی دارند،که می خواهم اشاره ی کوتاهی به آن بکنم.

در شریف فشار درسی که به دانشجو وارد می شود از حد معمول بیشتر است،آن جا که باشی باید در بهترین دوران زندگی وقتت را  فقط و فقط صرف درس خواندن کنی تا در حد یک دانشجوی معمولی بمانی،سخت گیری بیش از حد اساتید،تمرین های مکرر،میان ترم ها و امتحان های کلاسی(کوئیز) و حتی کلاس برای حل تمرین!این همه باعث می شود تا اگر یک دانشجو بخواهد به طور معمول و در مدت 4 سال به درسش خاتمه دهد،فرصتی برای فعالیت های دیگر نمی یابد،تجربه فعالیت دانشجویی،تجربه کاری و ... و یا باید مدت زمان تحصیل را افزایش دهد که با مشکلات دیگری مواجه می شود،از مشکل خوابگاه برای دانشجویان شهرستانی بگیر تا افزایش هزینه ها و ... . اما این جا کلاس ها خیلی منظم برگزار می شود،حضور و غیاب ها سر جای خودش است،اساتید تمرین های هفتگی می دهند،باید سر کلاس کنفرانس بدهی و ... . و در کنار این ها با مدیریت زمانی می توانی به دیگر کارهایت برسی،مطالعات آزادت را داشته باشی،در فعالیت های دانشجویی شرکت کنی و یا به صورت پاره وقت مشغول به کار شوی.

مورد بعدی تفکیک جنسیتی کلاس هاست که در علامه صورت گرفته است،اقدامی که از نظر من نه تنها از برخی آسیب ها و انحرافات جلوگیری می کند که حتی باعث بازدهی بیشتر دانشجویان در کلاس های میشود،این مورد را می توان با بررسی تغییرات وضعیت تحصیلی دانشجویان قبل و بعد از اجرای طرح تفکیک جنسیتی مشاهده کرد.هر چند این تفکیک ها باید ملزومات سخت افزاری خود را نیز داشته باشد تعداد کلاس ها کافی باشد،با محدودیتی زمانی از طرف اساتید مواجه نشود.اجرای این طرح یک دل شیر می خواهد که آقای شریعتی-با حفظ انتقاداتی که به عملکرد ایشان وارد است-آن را داشت و این طرح را اجرایی کرد.

تفاوت بعدی،میزان فراوانی دانشجویان شهرستانی در این دو دانشگاه است،به خصوص در دانشکده ارتباطات و علوم اجتماعی در صد قابل توجهی از دانشجویان از شهرهای دیگر به تهران آمده اند،در این میان دانشجویان کرد زبان  و اهل تسنن نیزحضور چشم گیری دارند.

باید بررسی شود علت این موضوع چیست؟ ریشه ی موضوع را می توان در دبیرستان ها بررسی کرد،زمانی که دانش آموز باید در مقطع دوم دبیرستان انتخاب رشته کند، و این انتخاب در فضایی صورت می پذیرد که از همه طرف به او فشار می آید که باید در آینده یا مهندس شود یا دکتر،دانش آموز اگر درسخوان باشد یا رشته ی تجربی را انتخاب می کند یا علوم ریاضی را و درصد بسیار کمی هستند که جزو درسخوان ها باشند و علوم انسانی را برگزینند،در این اشتباه دانش آموز تقصیر چندانی ندارد،سیاست های غلط آموزش و پرورش،اهمیت ندادن به علوم انسانی در مدارس برتر،حتی تا چند سال پیش مدارس استعدادهای درخشان رشته علوم انسانی نداشتند. به این موارد باید انتظارات خانواده ها را نیز اضافه کرد که آروز دارند فرزندشان دکتر و مهندس شوند، و اگر این دو راه را در پیش نگیرد موجب ناراحتی والدین خود می شود.

درست است که هنوز علوم انسانی ما بومی سازی نشده است و خطر علوم انسانی غربی اندیشه و فکر جوانان ما را تهدید می کند اما مگر اجرای اسلامی سازی علوم انسانی بدون همت نخبگان همین سرزمین امکان پذیر است؟ مگرپیشرفت هایی که در سال های گذشته در مهندسی و پزشکی داشته ایم  از سوی همین جوانان صورت نگرفته است و نتیجه ی ارزش نهادن  و سرمایه گذاری در این رشته ها نبوده است؟

آیا وقت آن فرا نرسیده است که به علوم انسانی بها داده شود و جایگاه واقعی این علوم بازیابی شود؟


۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۳ ، ۱۲:۰۵
سعید