جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جریان انحرافی» ثبت شده است

سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۴۰ ب.ظ

تفاوت دو پیامک!

پیامک اول:Khamenei.ir:سپاه به عنوان یک موجود زنده باید بداند از چه میخواهد پاسداری کند.لزومی ندارد سپاه در عرصه سیاسی پاسداری کند اما باید عرصه سیاست را بشناسد.

پیامک دوم:مشرق نیوز:لزومی ندارد سپاه حتما در عرصه سیاسی به پاسداری بپردازد اما باید مجموعه های گوناگون انحرافی و غیرانحرافی و وابسته به جریانها را بشناسد و در برابر آن ها چشم بسته و نابینا و ناآگاه نباشد.

دیدار هفته گذشته امام خامنه ای با فرماندهان سپاه حاوی نکات مهمی بود و آنچه که در فضای رسانه ای به شدت پررنگ شد و هر جریانی هم به نفع خودش به تفسیر آن پرداخت موضوع نرمش قهرمانانه بود.تیتر روزنامه ها و سایت ها و ورد زبان سیاسیون شد: نرمش قهرمانانه.یکی از لزوم عقب نشینی می گفت و دیگری از لزوم تعامل سازنده و آن دیگری از ضربه فنی دشمن حرف می زد. اما صحبت های آقا نکات دیگری هم داشت.

شاید این حرف را آقا می خواست خیلی وقت پیش بزند اما حالا بر زبان آورده است.این که در اولین دیدار فرماندهان سپاه پس از پایان دولت احمدی نژاد رهبری زبان به گله می گشاید و از عدم لزوم پاسداری سپاه در عرصه سیاست صحبت به میان می آورد خیلی حرف ها را در پس پرده دارد که...

وقتی چند روز پیش به یکی از دوستان که اکثر سخنرانی های آقا را دنبال می کند گقتم که آقا چنین تعبیری را به کار برده با تعجب گفت:«جدی!» ظاهرا او هم تحت تاثیر فضای مسموم رسانه ای تنها نرمش قهرمانانه در ذهنش به یادگار ماند.فضای مسمومی که نمونه اش را در دو پیامک بالا می بینید.اولی از سایت دفترآقا ارسال شده که آن چه مورد نظر آقا بوده را می رساند اما دومی سعی کرده صحبت ها را کانالیزه کند و در بعضی عرصه ها حق ورود قائل شود.(حداقل برداشت من این است.)

در ادامه آقا می فرمایند:« اینکه ما بیاییم چالش انقلاب را فرو بکاهیم به چالشهاى سیاسى و خطّى و جناحى و مقابله‌ى زید و عمرو با یکدیگر، این سهل‌نگرى است، مسامحه است، سهل‌انگارى است؛ چالش انقلاب اینها نیست. اینکه یک خطّ سیاسى، یک جریان سیاسى با یک جریان سیاسى دیگر دعوا دارند، یا زیدى با عمرواى اختلاف دارد، اینها چالش انقلاب نیست؛»

چه شده است که آقا دارد این حرف ها را می زند؟این که چالش های سیاسی و خطی و جناحی سهل نگری است و چند روز بعد 80 نفر از محکومین امنیتی مورد عفو رهبری قرار می گیرند آیا با هم ارتباطی دارد؟!این زیدها و عمروها چه کسانی هستند...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۰
سعید
شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۷ ق.ظ

همسو یا ناهمسو؟مهم آن حلقه بسته است!

سرانجام پس از چهار روز بحث و بررسی پرونده رای اعتماد مجلس نهم به کابینه حسن روحانی در مرحله اول بسته شد و  و دولت یازدهم موفق شد از مجلسی که در تقسیم بندی های سیاسی دارای اکثریت اصولگراست و از آن به عنوان مجلس ناهمسو با دولت تعبیر می شود برای 15 نفر از 18 وزیر معرفی شده مهر تایید بگیرد.این در حالی است که از بین سه نفری هم که موفق نشدند رای اعتماد بگیرند محمد علی نجفی تنها به یک رای نیاز داشت. همچنین آرای 5 تن از وزرا بیشتر از 250 رای بود و وزیر اقتصاد با 274 رای رکورددار گرفتن رای اعتماد شد.

اینجانب طی مقاله ای که در تاریخ 16 مرداد نوشته بودم(+) پیش بینی کرده بودم حداقل 4،5 وزیر رای نیاورند و در روز 24 مرداد نیز خبرهایی از احتمال عدم رای آوری 5 وزیر پیشنهادی منتشر شد(+)(+)اما آن چه که ساعات پایانی روز پنج شنبه در ساختمان بهارستان رخ داد تعجب همگان را بر انگیخت.بیژن نامدار زنگنه گزینه پیشنهادی وزارت نفت که پرونده های بزرگ مفاسد اقتصادی در طول وزارت وی رخ داده بود با کسب 166 رای مجددا به این وزارت خانه بازگشت.علی ربیعی از نیروهای سابق وزارت اطلاعات با 163 رای و عباس آخوندی با 159 رای به ترتیب سکاندار وزارتخانه های تعاون،کار و رفاه اجتماعی و راه و شهرسازی شدند.افرادی که در جریان ایجاد توهم پیروزی در میرحسین موسوی قبل از پایان رای گیری و شروع شمارش آرا و القای آن به بخشی از جامعه نقش به سزایی داشتند.

خیلی ساده می خواهم چند مورد را مطرح کنم:

1-دلیل اصلی وقوع حادثه یکشنبه سیاه مجلس و استیضاح شیخ الاسلامی،انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی بود.نمایندگان مجلس فریاد عدالت خواهی! شان همسو با بلندگوهای رسانه های غربی بلند شد که مرتضوی متهم اصلی حادثه کهریزک چرا باید در چنین منصبی قرار گیرد؟رئیس جمهور قانون را دور زده است و ... .

آن هایی که حتی پس از صدور حکم دادگاه مرتضوی به این حکم اعتراض داشتند!(+) حال شاهد بودیم که به راحتی به زمینه سازان وقوع حوادثی چون کوی دانشگاه و کهریزک رای اعتماد می دهند.مقایسه عکس های نمایندگانی که آن روز در کنار علی لاریجانی جشن پیروزی گرفتند با حامیان کابینه روحانی در صحن مجلس به خوبی همه چیز را روشن می کند.(+)(+)(+)(+)

2-دو سال پیش و هنگام انتخابات مجلس نهم که اولین انتخابات پس از فتنه 88 بود جبهه پایداری با معیار مهمی را برای معرفی لیست کاندیداها ارائه کرد و آن تئوری ((خلوص)) بود.افراد برای حضور در لیست نهایی باید دارای عملکرد مشخص و شفاف در ایام فتنه می بودند.مشخصا مردودین فتنه و حتی ساکتین فتنه در این لیست جایی نداشتند.این جا بود که اصولگرایان دچار اشتباه فاحشی شدند و با پافشاری بر موضوع وحدت که آن را از یک سال پیش مطرح می کردند با کنار گذاشتن بسیاری از نیروهای مخلص انقلاب به جرم پافشاری بر مواضع اصولی، با دعوت از تمامی سران اصولگرا حتی ساکتینی همچون علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف شرکت سهامی 7+8 را تشکیل دادند غافل از این که ((کاشتن بذر ساکتین فتنه در مجلس،به میوه ای جز عاملین فتنه منجر نخواهد شد))میوه ای که دو سال بعد،یعنی امروز و در جریان رای اعتماد به کابینه روحانی برداشت شد.

اشتباه در شناخت دشمن اصلی باعث می شود تا حتی اگر شما دو نطق انقلابی هم داشته باشید اما نتیجه ای در پی نخواهد داشت و وزیر آموزش و پرورش تنها با کسری یک رای رد می شود و وزیر نفت می تواند رای اعتماد بگیرد.این که در برهه انتخابات به جای حساس بودن به فتنه 88،بخواهیم به دشمن فرضی همچون جریان انحرافی بپردازی و بگویی این جریان برنامه ای برای 150 کرسی مجلس با بودجه 900 میلیارد تومانی دارد!(+) آن وقت ساکتین فتنه را در جمع خود راه بدهی امروز همین نتیجه را در پی خواهد داشت.

3-در طول تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی و شکل گرفتن یازده دولت،نگاهی به آمار رای اعتماد مجالس مختلف به کابینه ها نکاتی را مشخص می کند.البته باید بین سال های 57 تا 68 و 68 تا به امروز به دلیل تفاوت ها ساختاری همچون حضور نخست وزیر،وزرای مشاور و ... تقاوت قائل شدوبحث بنده بیشتر بر روی دوره دوم یعنی از سال 1368 تا به امروز است.  

کابینه اول هاشمی رفسنجانی به صورت کامل رای اعتماد می گیردو کابینه دومش تنها یک وزیر را از دست می دهد این بعنی موافقت 98 درصدی با وزرای معرفی شده از سوی هاشمی به مجلس.

کابینه اول خاتمی علی رغم مواجهه با مجلس اصولگرا به صورت کامل رای اعتماد می گیرد.همین اتفاق به صورتی بسیار راحت تر و با حضور مجلس ششم برای کابینه دوم روی میدهد .

اما ظاهرا داستان محمود احمدی نژاد باید با همه فرق کند.انتظار ها در سال 84 این بود که با توجه به همسویی مجلس ودولت،کابینه معرفی شده با مشکلی برخورد نکند اما مجلس هفتم به چهار تن از وزرای پیشنهادی رای اعتماد نداد تا این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که آیا آن حرف های احمدی نژاد مبنی بر ورود به منطقه ممنوعه قدرت و شکستن حلقه های بسته مدیریتی صحت دارد.؟ که سنگ اندازی ها از همین اول کار شروع شده است. حتی کار به همین جا هم ختم نمی شود و احمدی نژاد مجبور می شود برای وزارت خانه کلیدی نفت سه وزیر دیگر را معرفی کند تا سرانجام مجلس راضی به رای اعتماد شود.در دور دوم ریاست جمهوری او نیز ابتدا سه وزیر او از سوی مجلس رد می شوند،برای وزارت خانه تازه تاسیس ورزش و جوانان هم گزینه پیشنهادی در وهله اول رد می شود(+).همچنین آمار استیضاح های صورت گرفته در این دوره هم خیره کننده است و دو وزیر او به دلیل استیضاح نمایندگان از ادامه همراهی دولت باز می مانند و دو وزیر دیگر نیز تا آستانه استیضاح پیش می روند اما باز می گردند.

آن چه که امروز در صحنه سیاسی کشور رخ می دهد ذبح ارزش ها به اسم اعتدال و همراهی با اعتدال است.بدون شک مردمی که همواره ناظر برعملکرد مسئولین بوده و هستند در انتخابات دو سال بعد مجلس این وضع را بر نمی تابند و ترکیب مجلس را عوض خواهند کرد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۰۷
سعید
پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۱۹ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 3

اصولگرایان که در دوران 8 ساله اصلاحات ضربات سنگینی خورده بودند،برای تجدید قوای خود تدارک گسترده ای دیدند.اولین مقصد آن ها شورای شهر بود.سپس در انتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی توانستند اکثریت را از آن خود کنند و حال تنها یک هدف باقی مانده بود. و آن هم «ریاست جمهوری» بود.

با کناره گیری محسن رضایی،3 نفر باقی ماندند:احمدی نژاد،قالیباف،لاریجانی.بر خلاف نظر سنجی ها که نشان از رای بالای قالیباف داشت،هاشمی و احمدی نژاد راهی دور دوم شدند و سرانجام حماسه سوم تیر رخ داد.محمود احمدی نژاد آمده بود تا حلقه ی بسته ی مدیران را بشکند،آمده بود تا ثابت کند بدون وابستگی به احزاب و جریانات سیاسی و باند های قدرت و ثروت هم می شود به مردم خدمت کرد. و این پیروزی سر آغازی بود برای حملات اصلاح طلبان و یاران هاشمی به احمدی نژاد. اما این سمت اصول گرایان سرمست از این پیروزی تمام توان خود را برای یاری احمدی نژاد به کار بستند.البته در این بین بودند کسانی که سنگ اندازی می کردند.8 ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 88 فایل صوتی از سخنرانی قالیباف در یک جلسه خصوصی منتشر شد که در ان انواع تهمت ها و توهین ها به رئیس جمهور و برخی اعضای هیئت دولت نسبت داده شد. با همه ی این ها باز هم در انتخابات 88 که اصول گرایان خطر اصلاح طلبان را جدی می دانستند تمام قد از احمدی نژاد حمایت کردند.

آغاز دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و شکست سنگین اصلاح طلبان و دستگیری گسترده سران اصلاحات این خیال را در ذهن اصول گرایان ایجاد کرد که دیگر کار اصلاحات تمام است و حال باید به فکر احمدی نژاد بود. چون احمدی نژاد بر اساس روحیاتش فرد قابل مدیریتی نبود این کار را برای اصول گرایان بسیار سخت کرده بود و مترصد بهانه ی بودند تا پروژه عبور از احمدی نژاد را کلید بزنند.با انتخاب مشایی به عنوان معاون اول و مخالفت امام خامنه ای در حالی که اعلام مخالفت رهبری به صورت محرمانه برای احمدی نژاد ارسال شده بود، و احمدی نژاد بر اساس گفته ها قصد ارائه توضیحاتی را برای رهبری داشت نامه از طریق آقای ابوترابی فرد رسانه ای شد و هجمه ها آغاز شد.

احمدی نژادی که تا دیروز به عنوان نماد ولایتمداری شناخته می شد حال به او نسبت ضد ولایت زده می شد. علی رغم تاکیدات رهبری بر اصلی و فرعی کردن مسائل و لزوم پرداختن به مسائل اصلی و دوری از حاشیه سازی ها،اصول گرایان کار خویش را آغاز کردند. در طی این چهار سال و به خصوص دو سال آخر با علم کردن واژه جریان انحرافی! که اولین بار از سوی سایت هاشمی رفسنجانی مطرح شد کاستی ها دولت را بزرگ نمایی کردند و سعی کردند خطر انحراف را در حد فتنه بزرگ بنمایانند. در حالی که در سخنان رهبری یک بار هم از واژه جریان انحرافی استفاده نشده بود.

آن قدر انحراف  را بزرگ جلوه داند که از فتنه غافل شدند.خیال می کردند در ایام تبلیغات هرکه بیشتر به دولت و انحراف بتازد موفق تر است. حتی سعید جلیلی که به عنوان کاندیدای جریان حزب الله مطرح شده بود را به عنوان کاشف جریان انحرافی مطرح کردند.تشتت هم عامل دیگری شد تا اصول گرایان غافل از همه جا عرصه را به راحتی واگذار کنند.البته برای طیف راستی های سنتی زیاد هم بد نشد چو به هرحال حسن روحانی از اعضای جامعه روحانیت مبارز است و مطمئنا از افرادی همچون ولایتی استفاده خواهد کرد.

 با این اوصاف چه سرنوشتی در انتظار کشور خواهد بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۱۹
سعید