جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عارف» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۰۱ ب.ظ

در کنار هم بودیم،هستیم و خواهیم بود.

ظهر شنبه،24 خرداد، در نهاد ریاست جمهوری،جناب آقای روحانی پذیرای رقبای انتخاباتی خویش بود،دیداری که در نوع خود ابتکار جدید و جالبی بود،افرادی که یک سال پیش در همین ایام رقیب یکدیگر بودند و هر یک سعی در پیروزی بر دیگری داشتند،اکنون دور هم جمع شدند و برای آینده ی کشور هم اندیشی کردند.یکی از ملزومات برگزاری چنین نشستی این است که کاندیداهای شکست خورده،پس از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان در برابر قانون تمکین کنند و اگر هم اعتراضی دارند از طریق مجاری قانونی آن را پی گیری کنند و، هر چند در ظاهر،به رای مردم احترام بگذارند به رئیس جمهور منتخب تبریک بگویند و از آن چه در توانشان است،برای پیشرفت کشور دریغ نکنند.اتفاقی که متاسفانه پس از دو انتخابات ریاست جمهوری 84 و 88 شاهد آن نبودیم.در سال 84 که هاشمی رفسنجانی پس از شکستی که خورد،وزارت کشور خاتمی را متهم کرد و به درگاه خدا شکایت برد.در سال 88 هم که عده ای به بهانه واهی تقلب سعی در مخدوش کردن رای 25 میلیونی مردم به رئیس جمهور منتخب داشتند و می خواستند با شورش های خیابانی به مطامع پلیدشان برسند.

از این هم اندیشی جز تعدادی عکس و چند خط خبر چیز دیگری منتشر نشد،اگر میانگین صحبت هر نفر را 20 دقیقه در نظر بگیریم،حدود دو ساعت و نیم زمان می برد،و اگر بپذیریم آقایان در مباحث مختلف نظرات متفاوتی دارند؟چطور می توان در چنین مدتی برای مشکلات اساسی کشور که در طول یکسال حل نشده راه حل پیدا کرد؟از همین جاست که در قدم اول شبهه تبلیغاتی بودن این دیدار مطرح می شود!

از این پیش فرض ها که بگذریم نکته مهمی که به ذهن می رسد این است که حضور افراد با دیدگاه های متفاوت در زمینه های اقتصادی،فرهنگی،سیاسی که نمود بارز آن را در مناظرات سال گذشته دیدیم در چنین جمعی چه توجیهی می تواند داشته باشد؟آیا نقطه نظرات افراد در مدت زمان یکسال عوض شده است؟اگرنظرات یکسانی یا حتی نزدیکی داشتند که دیگر رقابتی شکل نمی گرفت و هر کدام به نفع دیگری کنار می رفتند.عمل تحسین برانگیزی که آقای عارف در آخرین روز ها انجام داد و از شواهد بر می آمد که به نفع روحانی هم کنار رفته است،از این طرف هم آقای حداد عادل کنارگیری کرد اما این که به نفع کدام کاندیدا هنوز هم جای سوال است؟به نفع ائتلاف؟جلیلی؟...؟یا نه آن چه که در صحنه ی سیاسی کشور در سال گذشته رخ داد پروژه ای بود برای بازگشت کشور به دوران قبل از 84؟! و اختلاف نظر ها و صحبت های کلیشه ای فضاسازی بیش نبود؟!

هنوز پاسخ این سوال را دریافت نکردیم که اگر دکتر قالیباف رئیس جمهور می شد،سیاست هایش چه تفاوتی با دولت حاضر داشت؟آیا جز این بود که به اسم انقلاب و به اسم رهبری همین ضربات و لطمه هایی را که اکنون در حال خوردن هستیم دریافت می کردیم؟در تیم کاری این دو نفر چه تفاوت هایی را مشاهده می کردیم؟اصلا تفاوتی بود یا خیر؟این که ایشان در طول دوران شهرداری در فکر رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بودند و در پی عدم کسب موفقیت مجددا دغدغه شهردار شدن پیدا کردند چه چیزی را در ذهن متبادر می کند؟این استدلال بی پایه و اساس که اگر جلیلی به نفع قالیباف کنار می رفت،روحانی رای نمی آورد از کجا ناشی می شود؟

آیا آقای جلیلی که با لبانی خندان در عکس ها حاضر شده است عملکرد دولت در زمینه سیاست خارجی را می پذیرد؟ترویج اشرافیت از سوی مسئولین دولتی را چطور؟برخورد های امنیتی با منتقدین را؟اصلا آیا ایشان سال گذشته برای پیروزی وارد رقابت ها شده بود؟علت اصرار آیت الله مصباح بر حضور جلیلی تا دقیقه آخر چه بود؟در ستاد های سعید جلیلی چه می گذشت؟تغییراتی که در محتوای صحبت های سعید جلیلی در کمتر از سه هفته صورت گرفت ناشی از چه بود؟مسئولین اصلی ستاد های ایشان را چه کسانی تشکیل می دادند؟آیا واقعا جلیلی نماینده گفتمان انقلاب اسلامی بود؟اگر آری پس چرا فقط 4 میلیون رای داشت و اگر نه چه اصراری بر پررنگ کردن این کلید واژه بود؟جایگاه مردم در گفتمان ایشان کجا بود؟

اعلام شد که آقای ولایتی به دلیل ماموریت خارجی در این دیدار حاضر نشده است.آخر ما باید در دین داری اعضای ائتلاف 1+2 شک کنیم با خیر؟چرا آقای غرضی تایید صلاحیت می شود اما مهندس سعیدی کیا صلاحیت اش احراز نمی شود؟

جریان شناسی آن چه که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته رخ داد به همین سادگی ها نیست! هم نیاز به کمی دل و جرئت دارد،هم مدت زمانی که باید بررسی شود همین بازه چند روزه تبلیغات ها نیست!حداقل باید از سال 90 تا 92 و حداکثر از 88 تا 92 را باید بررسی کرد.به هر حال یک سر تمامی این معادلات فردی است به نام محمود احمدی نژاد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۱
سعید
چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۵۰ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 2

حسن روحانی،کاندیدایی که با شعار اعتدال وارد عرصه انتخابات شد و دولت آینده خود را دولت تدبیر و امید نامید توانست با کسب 50/71 درصد آرا در مرحله اول به عنوان هفتمین رئیس جمهور ایران برگزیده شود.او در اقدامی جالب در گفتگوی ویژه خبری کلید تدبیر خویش را رونمایی کرد و آن را نماد تبلیغاتی خویش عنوان کرد.همچنین رنگ بنفش نیز به عنوان رنگ تبلیغاتی او معرفی شد.پس از استفاده گسترده موسوی و حامیانش در انتخابات 88 و حوادث پس از آن از رنگ سبز،این دومین کاندیدایی است که به این صورت عمل کرده است.

روحانی از دیرباز رابطه خوبی با اکبر هاشمی رفسنجانی داشته است و همین رابطه باعث شد تا پس از رد صلاحیت هاشمی ،احتمال حمایت او از روحانی قوت بگیرد و یکی از دلایل عدم کناره گیری روحانی پس از ثبت نام هاشمی نیز همین بود که در صورت رد صلاحیت هاشمی،طیف حامیان هاشمی دست خالی نمانند.هاشمی که در انتخابات 84 شکست سختی از احمدی نژاد خورده بود در طول این 8 سال آشکار و پنهان به انتقاد از دولت و عملکرد آن می پرداخت. در همین راستا در انتخابات 88 تمام توان خود را برای شکست احمدی نژاد به کار گرفت اما باز هم موفق نشد.در آخرین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد به همراه مشایی وارد وزارت کشور شد و ده دقیقه بعد اکبر هاشمی رفسنجانی خود را به وزارت کشور رساند.هاشمی که در 2 دوره ریاست جمهوری 84 و 88 از احمدی نژاد شکست خورده بود می دانست در صورت تائید صلاحیت مشایی احتمال پیروزی او می رود و تنها کسی که می تواند این روند را مختل کند کسی جز خودش نیست.

در دوره ی دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد،جریان اصول گرایی دچار اشتباه فاحشی شد. و با فضاسازی های رسانه ای سنگینی که علیه دولت و شخص احمدی نژاد ایجاد کرد،زمینه را برای ضربه نهایی هاشمی فراهم نمود تا انتقام دو شکست 84 و 88 را بگیرد.هاشمی رفسنجانی توانست اصلاح طلبان را متقاعد ساز تا علی رغم قرابت بیشتر عارف با اصلاح طلبان روحانی را به عنوان کاندیدای نهایی خود معرفی کنند.محمدرضا عارف کناره گیری کرد و هاشمی و خاتمی طی بیانیه هایی رسما از روحانی حمایت کردند.این حمایت به حدی رسید که در مستند دوم روحانی به طور گسترده ای تصاویر هاشمی و روحانی در ایام دفاع مقدس و همچنام صحبت های هاشمی گنجانده شد و به صورت زیرنویس نوشته شد:

«این تصاویر به توصیه آیت الله هاشمی رفسنجانی درتاریخ 19 خرداد استفاده شده است»

سبد رای اصلاح طلبان تقریبا به صورت کامل به سمت روحانی کشیده شد.طیفی از راستی ها سنتی حامی هاشمی هم به سمت روحانی رفتند و قشر خاکستری جامعه که دغدغه ی اصلی شان،چیزی جز وضعیت اقتصادی نبود.در حقیقت علت اصلی رای آوری روحانی را نیز می توان این گونه بیان کرد که مردم هاشمی را به عنوان ناجی خود به حساب می آوردند و گمان می کردند در صورت پیروزی هاشمی قیمت ها به ثبات خواهد رسید با توجه به این که پس از حضور هاشمی بازار سکه و ارز هم شاهد نوسان هایی بود. و حال که هاشمی از روحانی حمایت کرده است پس چاره کار دست روحانی است.

اما چرا جریان اصولگرایی پس از 8 سال به ناگاه توسط مردم کنار زده شد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۰
سعید