جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فتنه 88» ثبت شده است

«اگر عدالت عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ ریزى‏ هاست، پس باید هر پدیده‏ى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد»(+).

جملات بالا بخشی از پیام امام خامنه ای به دانشجویان در 6 آبان 1381 است.پیامی که سرآغازی شد برای بازیابی دوباره یکی از ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به نام عدالت،.انتخاب هوشمندانه رهبری در مخاطب قرار دادن دانشجویان به عنوان خط مقدم عدالتخواهی از نقاط برجسته این پیام است.مشی دانشجویان در هر زمان این گونه بوده است که هرگونه وابستگی به جریانات،احزاب و اشخاص سیاسی و در خدمت مراکز قدرت و ثروت بودن را برای خود پسندیده نمی دیدند و همواره سعی داشتند تا با حفظ استقلال،رسالت انقلابی خویش را به انجام برسانند.(البته باید از این جمع عناصر خود فروخته را جدا دانست).

 اوایل دهه 80،در حالی که فضای خفقان ناشی از حاکمیت عناصر تندروی اصلاحات در مجموعه دولت و مجلس در کشور حاکم بود، و اشرافیتی که بعد از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دولت سازندگی ایجاد شده بود به اوج خود رسیده بود پایه ریزی جنبشی نوین و ایجابی از سوی رهبری شکل گرفت،جنبشی که ناگزیر باید نیروهای حزب اللهی آن را به سرانجام می رساندند،نیروهای حزب اللهی که در آن ایام عمده توان خود را چه در فضای دانشگاه ها و چه در فضای عمومی جامعه برای مقابله با هجمه های طیف مقابل به کار می بستند.یعنی جنس کارهایی که صورت می گرفت بیشتر از نوع سلبی بود تا ایجابی.البته باید مد نظر داشت که با همان نوع و حجم کار ها در آن زمان جنبش دانشجویی بسیار پویاتر و فعالتر از حال حاضر بود.مبحث عدالتخواهی مطرح شده از سوی امام خامنه ای تنها مربوط به مباحث مالی و ثروت اندوزی های نمی شود.رهبری نگاهی بسیار فراتر به مقوله عدالتخواهی دارند تا جایی که مشروعیت خود را وابسته به این موضوع می دانند:

« مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهى است. این، پایه مشروعیت ماست. الان درباره مشروعیت حرفهاى زیادى زده مى‌شود، بنده هم از این حرفها بلدم؛ اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که این‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛»(+)

رهبری این سخنان را در دیدار با هیئت دولت هشتم در سال 82 بیان کردند اما ظاهرا گوش شنوایی برای این پیام ها و سخنان در بین مسئولین وجود نداشت و حرکت متقنی برای به ثمر نشاندن این مطالبه رهبری انجام نشد تا جایی که دو سال بعد و با روی کار آمدن دولت نهم و در اولین دیدار رهبری با هیئت دولت در سال 84، امام خامنه ای تشکر ویژه ای از دکتر احمدی نژاد به خاطر مطرح کردن شعار عدالت دارند:

« من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد»(+)

 حال با روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت دوباره نیروهای اصلاحات و کارگزاران به عرصه مدیریت کلان کشوری،بار دیگر خطر مسابقه رفاه در بین مسئولین و موج جدیدی از اشرافیت احساس می شود،از طرف دیگر با تاکید آقای روحانی بر کلیدواژه اعتدال به عنوان سرلوحه عملکردهای دولت یازدهم این نگرانی ایجاد می شود که بار دیگر عدالت به عنوان شرط لازم مشروعیت به فراموشی سپرده شود و اینجاست که وظیفه جنبش دانشجویی در راستای عدالتخواهی و مطالبه آن از مسئولین دو چندان می شود.باید برای مردم و مسئولین به خوبی تبیین شود که اعتدال و عدالت تفاوت های فراوانی دارند و آنچه که باید مدنظر نظام اسلامی باشد عدالت است نه اعتدال(+)

در این راستا نباید تنها به مطالبه عدالت از دولت اکتفا کرد.قوه مقننه و به خصوص قوه قضائیه اگر نقششان در گسترش عدالت در جامعه از دولت بیشتر نباشد کمتر نیست،قوه مقننه به عنوان عامل نظارت بر عملکرد دولت و وزرایش اگر مواردی را ببیند و چشم پوشی کند باید در برابر مردم پاسخگو باشد.قوه قضائیه هم به عنوان رسمی ترین نهاد حکومتی برای رسیدگی به بی عدالتی های صورت گرفته در جامعه است.این بی عدالتی می تواند در قبال یک فرد یا افرادی از جامعه روی دهد و وظیفه قوه قضائیه است تا به عنوان مدعی العموم وارد صحنه شده و از حقوق مستضعفین دفاع کند،اما سوالی که اینجا پیش می آید این است که اگر زمانی بی عدالتی در رویکرد های قوه قضائیه و یا مسئولین آن صورت گرفت باید در محضر چه فردی یا نهادی شکایت برد.متاسفانه در چند سال اخیر و به خصوص پس از فتنه 88 و حضور گسترده آقایان و آقازادگان در تشویش اذهان عمومی و اغتشاشات،قوه قضائیه رفتار های چندگانه ای از خود بروز داده است،جدا از بحث محاکمه آقایان موسوی و کروبی به عنوان سران اصلی فتنه،عدم محاکمه صریح و شفاف دیگر بزرگان فتنه مانند آقایان هاشمی و خاتمی و همچنین همسر و فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی پس از 4 سال،توصیه سخنگوی قوه قضائیه به آیت الله هاشمی مبنی بر عدم بازگشت مهدی به ایران،محاکمه سریع و قاطع فعالان حزب اللهی مانند ثابتی،روزی طلب، طلبه عدالتخواه سیرجانی،حجت الاسلام شفیعی کیا با اتهاماتی مانند انتقاد به آقایان هاشمی،لاریجانی ها،جاسبی و ... از نقاط سوال برانگیز عملکرد این قوه است و به دلیل نبود نهاد نظارتی فراتر از این قوه،کمتر شاهد اعتراض به احکام صادر شده بوده و هستیم.

و حال تا چند روز دیگر نقطه ای دیگر بر نقاط تاریک این عملکرد اضافه خواهد شد(البته امیدواریم که نشود اما...)در حالی پرونده های بزرگی از مجرمان امنیتی فتنه 88،مفسدان اقتصادی و .... نیمه باز رها شده و یا کنار گذاشته شده است، قرار است فردی دیگر از حامیان مستضعفین در دادگاه حاضر شود.ظاهرا پرونده محمود احمدی نژاد بیشتر جنبه سیاسی دارد تا قضائی،حتی شکایت شاکی خصوصی هم تعجب آور است(+)باید از مسئولین قوه قضائیه سوال کرد به چه دلایلی در برخی موارد و برای برخی آقایان مصلحت اندیشی هایی می شود؟علت این تبعیض ها برای چیست؟آیا باز هم داستان همان منطقه ممنوعه قدرت است که احمدی نژاد نباید واردش می شد و حال که شده باید تاوانش را پس بدهد؟

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۲ ، ۲۲:۱۷
سعید
سه شنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۴۶ ق.ظ

بچه حزب اللهی ها و پدیده ای به نام فیس بوک!

شبکه های اجتماعی را می توان یکی از جدیدترین ابزارهای ارتباطی دانست که طول عمر آن به ده سال هم نمی رسد اما سهم گسترده ای را از استفاده روزانه کاربران از اینترنت به خود اختصاص داده است. نظام غرب در راستای پروژه های فرهنگی که با هدف سلطه بر جوامع گوناگون برنامه ریزی می کند از پدیده ای رو نمایی کرد که مکانی است برای دوستی با افرادی که تا به حال همدیگر را ندیده اند.کاربر برای عضویت یک سری  اطلاعات اولیه را به سایت می دهد و یکی سری از اطلاعات شخصی خود از جمله عکس،شماره،آدرس و ... را به گونه ای در صفحات شخصی خویش قرار می دهد که هر فرد دیگری می تواند به آن دسترسی پیدا کند.بدون شک سازمان های اطلاعاتی جزو اولین هایی هستند که این اطلاعات را بررسی و از آن انواع استفاده و یا سوء استفاده می برند.

شاید بتوان فیس بوک را مهمترین و شناخته شده ترین شبکه اجتماعی در بین کاربران اینترنت در سراسر جهان معرفی کرد. شبکه ای که از اوایل سال 2004 کار خود را آغاز و اکنون با بیش یک میلیارد کاربر بعد از گوگل پربازدیدترین وبسایت در سطح جهان است.(+) در ایران نیز این شبکه در بین کابران جایگاه ویژه ای دارد البته به دلیل فیلتر بودن آمار دقیقی از تعداد کاربران آن در دسترس نیست اما آن چه واضح است نشان دهنده ی سیر صعودی کاربران آن در ایران است.فیس بوک که قبل از انتخابات سال 88 دوبار فیلتر و سپس رفع فیلتر شده بود پس از انتخابات سال 88 تا به امروز جزو سایت های فیلتر شده محسوب می گردد.از دیگر شبکه های اجتماعی در سطح جهانی می توان به گوگل پلاس، توئیتر و اینستاگرام اشاره کرد که هیچکدام موفقیتشان به اندازه فیس بوک نبوده است.همچنین در داخل کشور هم شبکه هایی مانند کلوب،فیس نما به راه افتاده که چندان مورد استقبال کاربران قرار نگرفته است.

با توجه به فیلتر بودن فیس بوک در کشورمان،طیف گسترده ای از کاربران اینترنت  که بیشتر آن ها را افراد مذهبی و حزب اللهی تشکیل می دهند برای ورود به این شبکه اجتماعی با تردید رو به رو هستند.هم از این نظر که باید از فیلتر.شکن استفاده کنند هم این که حضور در این شبکه ممکن است مفسده انگیز باشد. و یا مشکل شرعی داشته باشد.به همین خاطر استفتاآتی از مراجع صورت گرفت که با مطالعه آنان می توان این نتیجه گیری را کرد که نظر اکثر علما این است که اگر مستلزم مفسده و ارتکاب گناه نباشد مشکلی ندارد(+) یعنی تکلیف بر عهده خود مکلف است.همان طور که استفاده از تلویزیون، ماهوراه و کامپیوتر هم می تواند موثر باشد و هم مخرب ، استفاده از فیس بوک هم همین گونه است.

در حوادث فتنه 88 شاهد بودیم که فیس بوک تبدیل شده بود به مکانی برا هماهنگی برنامه اغتشاشات و همچنین مکانی برای ایجاد فضای رسانه ای در سطح بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی،که این هدف با به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم های درگیری ها صورت می گرفت.ایجاد کمپین های مختلف برای حمایت از سران فتنه و آزادی زندانیان سیاسی از دیگر برنامه های فتنه گران در راستای پروژه ما بیشماریم بود.از همان  زمان خلا نبود طیف مذهبی و حزب اللهی برای مقابله با چنین فضاسازی هایی احساس می شد. نکته ای دیگری که در این مدت اخیر به خصوص پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید!شاهد آن بودیم حضور مسئولین ارشد کابینه از جمله چندین وزیر و معاون وزیر در فیس بوک است که با استقبال کم نظیر کاربران مواجه شده است.اولین فردی که حضور جدی در فیس بوک پیدا کرد محمد جواد ظریف بود(+) که اعلام کرد این صفحه از طرف خودم با فرزندانم به روزرسانی می شود.همچنین معاون او مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه هم حضور خود در این شبکه اجتماعی را علنی  کرد.اتفاقی که پس از اعلام حضور ها رخ داد کامنت (نظر) های گسترده ای بود که از سوی ایرانیان از داخل و خارج کشور در صفحات مسئولین ثپت می شد.نظراتی حاوی توهین به مقامات بلند پایه نظام تا زیر سوال بردن اصول اسلامی و چادر به عنوان حجاب برتر بانوی مسلمان ایرانی.

همین چند مدت پیش بود که صفحه ای منتسب به امام خامنه ای با حدود 110 هزار هوادار توسط فیس بوک حذف گردید.ایجاد محدودیت برای هوادران حزب الله لبنان و یا مخالفان رژیم صهیونیستی از دیگر اقدامات جانبدارانه سران این شبکه ی آمریکایی-اسرائیلی است.

علی رغم افزایش تعداد کاربران مذهبی و حزب اللهی همچنان این طیف در مقایسه با طیف مقابل درصد اندکی را به خود اختصاص می دهد.بر ما ثابت شده است که هرجا ما عقب کشیده ایم. دشمن یک گام پیشروی کرده است.حضور طیف جدیدی از بسیجیان جان بر کف که هر لحظه آماده پیکار با کفر جهانی هستند در این فضا ها می تواند خیلی از معادلات را بر هم بزند.برای مثال وقتی به ناحق می خواهند غزه را محاصره کنند ایجاد یک کمپین برای اعتراض می تواند در رسانه های آن ور آبی سر و صدا کند یا وقتی که مسلمانان مظلوم میانمار را می کشند یا هنگامی که حزب الله لبنان را به عنوان یک گروه تروریستی خطاب می کنند. همه این اتفاقات با یک مدیریت صحیح می تواند از یک تهدید تبدیل به یک فرصت شود و به پتکی تبدیل شود تا برسر مدعیان دموکراسی و آزادی کوبیده شود.در عرصه داخلی هم در هنگامه انتخابات ها یا مراسم های ملی و مذهبی، با به راه انداختن گروه های مختلف و بحث و تبادل نظر با یکدیگر و دیگران می توان خیلی از دیدگاه های نادرست نسبت به نظام اسلامی حتی در سطحی بالاتر نسبت به تشیع را تغییر داد.

اکنون که زمزمه هایی از رفع فیلتر فیس بوک به گوش می رسد باید هوشیار بود تا علاج واقعه را قبل از وقوع آن پیدا کنیم و مانند گذشته نوشدارو را بعد از مرگ سهراب نرسانیم.

۲۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۴۶
سعید
شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۷ ق.ظ

همسو یا ناهمسو؟مهم آن حلقه بسته است!

سرانجام پس از چهار روز بحث و بررسی پرونده رای اعتماد مجلس نهم به کابینه حسن روحانی در مرحله اول بسته شد و  و دولت یازدهم موفق شد از مجلسی که در تقسیم بندی های سیاسی دارای اکثریت اصولگراست و از آن به عنوان مجلس ناهمسو با دولت تعبیر می شود برای 15 نفر از 18 وزیر معرفی شده مهر تایید بگیرد.این در حالی است که از بین سه نفری هم که موفق نشدند رای اعتماد بگیرند محمد علی نجفی تنها به یک رای نیاز داشت. همچنین آرای 5 تن از وزرا بیشتر از 250 رای بود و وزیر اقتصاد با 274 رای رکورددار گرفتن رای اعتماد شد.

اینجانب طی مقاله ای که در تاریخ 16 مرداد نوشته بودم(+) پیش بینی کرده بودم حداقل 4،5 وزیر رای نیاورند و در روز 24 مرداد نیز خبرهایی از احتمال عدم رای آوری 5 وزیر پیشنهادی منتشر شد(+)(+)اما آن چه که ساعات پایانی روز پنج شنبه در ساختمان بهارستان رخ داد تعجب همگان را بر انگیخت.بیژن نامدار زنگنه گزینه پیشنهادی وزارت نفت که پرونده های بزرگ مفاسد اقتصادی در طول وزارت وی رخ داده بود با کسب 166 رای مجددا به این وزارت خانه بازگشت.علی ربیعی از نیروهای سابق وزارت اطلاعات با 163 رای و عباس آخوندی با 159 رای به ترتیب سکاندار وزارتخانه های تعاون،کار و رفاه اجتماعی و راه و شهرسازی شدند.افرادی که در جریان ایجاد توهم پیروزی در میرحسین موسوی قبل از پایان رای گیری و شروع شمارش آرا و القای آن به بخشی از جامعه نقش به سزایی داشتند.

خیلی ساده می خواهم چند مورد را مطرح کنم:

1-دلیل اصلی وقوع حادثه یکشنبه سیاه مجلس و استیضاح شیخ الاسلامی،انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی بود.نمایندگان مجلس فریاد عدالت خواهی! شان همسو با بلندگوهای رسانه های غربی بلند شد که مرتضوی متهم اصلی حادثه کهریزک چرا باید در چنین منصبی قرار گیرد؟رئیس جمهور قانون را دور زده است و ... .

آن هایی که حتی پس از صدور حکم دادگاه مرتضوی به این حکم اعتراض داشتند!(+) حال شاهد بودیم که به راحتی به زمینه سازان وقوع حوادثی چون کوی دانشگاه و کهریزک رای اعتماد می دهند.مقایسه عکس های نمایندگانی که آن روز در کنار علی لاریجانی جشن پیروزی گرفتند با حامیان کابینه روحانی در صحن مجلس به خوبی همه چیز را روشن می کند.(+)(+)(+)(+)

2-دو سال پیش و هنگام انتخابات مجلس نهم که اولین انتخابات پس از فتنه 88 بود جبهه پایداری با معیار مهمی را برای معرفی لیست کاندیداها ارائه کرد و آن تئوری ((خلوص)) بود.افراد برای حضور در لیست نهایی باید دارای عملکرد مشخص و شفاف در ایام فتنه می بودند.مشخصا مردودین فتنه و حتی ساکتین فتنه در این لیست جایی نداشتند.این جا بود که اصولگرایان دچار اشتباه فاحشی شدند و با پافشاری بر موضوع وحدت که آن را از یک سال پیش مطرح می کردند با کنار گذاشتن بسیاری از نیروهای مخلص انقلاب به جرم پافشاری بر مواضع اصولی، با دعوت از تمامی سران اصولگرا حتی ساکتینی همچون علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف شرکت سهامی 7+8 را تشکیل دادند غافل از این که ((کاشتن بذر ساکتین فتنه در مجلس،به میوه ای جز عاملین فتنه منجر نخواهد شد))میوه ای که دو سال بعد،یعنی امروز و در جریان رای اعتماد به کابینه روحانی برداشت شد.

اشتباه در شناخت دشمن اصلی باعث می شود تا حتی اگر شما دو نطق انقلابی هم داشته باشید اما نتیجه ای در پی نخواهد داشت و وزیر آموزش و پرورش تنها با کسری یک رای رد می شود و وزیر نفت می تواند رای اعتماد بگیرد.این که در برهه انتخابات به جای حساس بودن به فتنه 88،بخواهیم به دشمن فرضی همچون جریان انحرافی بپردازی و بگویی این جریان برنامه ای برای 150 کرسی مجلس با بودجه 900 میلیارد تومانی دارد!(+) آن وقت ساکتین فتنه را در جمع خود راه بدهی امروز همین نتیجه را در پی خواهد داشت.

3-در طول تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی و شکل گرفتن یازده دولت،نگاهی به آمار رای اعتماد مجالس مختلف به کابینه ها نکاتی را مشخص می کند.البته باید بین سال های 57 تا 68 و 68 تا به امروز به دلیل تفاوت ها ساختاری همچون حضور نخست وزیر،وزرای مشاور و ... تقاوت قائل شدوبحث بنده بیشتر بر روی دوره دوم یعنی از سال 1368 تا به امروز است.  

کابینه اول هاشمی رفسنجانی به صورت کامل رای اعتماد می گیردو کابینه دومش تنها یک وزیر را از دست می دهد این بعنی موافقت 98 درصدی با وزرای معرفی شده از سوی هاشمی به مجلس.

کابینه اول خاتمی علی رغم مواجهه با مجلس اصولگرا به صورت کامل رای اعتماد می گیرد.همین اتفاق به صورتی بسیار راحت تر و با حضور مجلس ششم برای کابینه دوم روی میدهد .

اما ظاهرا داستان محمود احمدی نژاد باید با همه فرق کند.انتظار ها در سال 84 این بود که با توجه به همسویی مجلس ودولت،کابینه معرفی شده با مشکلی برخورد نکند اما مجلس هفتم به چهار تن از وزرای پیشنهادی رای اعتماد نداد تا این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که آیا آن حرف های احمدی نژاد مبنی بر ورود به منطقه ممنوعه قدرت و شکستن حلقه های بسته مدیریتی صحت دارد.؟ که سنگ اندازی ها از همین اول کار شروع شده است. حتی کار به همین جا هم ختم نمی شود و احمدی نژاد مجبور می شود برای وزارت خانه کلیدی نفت سه وزیر دیگر را معرفی کند تا سرانجام مجلس راضی به رای اعتماد شود.در دور دوم ریاست جمهوری او نیز ابتدا سه وزیر او از سوی مجلس رد می شوند،برای وزارت خانه تازه تاسیس ورزش و جوانان هم گزینه پیشنهادی در وهله اول رد می شود(+).همچنین آمار استیضاح های صورت گرفته در این دوره هم خیره کننده است و دو وزیر او به دلیل استیضاح نمایندگان از ادامه همراهی دولت باز می مانند و دو وزیر دیگر نیز تا آستانه استیضاح پیش می روند اما باز می گردند.

آن چه که امروز در صحنه سیاسی کشور رخ می دهد ذبح ارزش ها به اسم اعتدال و همراهی با اعتدال است.بدون شک مردمی که همواره ناظر برعملکرد مسئولین بوده و هستند در انتخابات دو سال بعد مجلس این وضع را بر نمی تابند و ترکیب مجلس را عوض خواهند کرد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۰۷
سعید