جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قالیباف» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۰۱ ب.ظ

در کنار هم بودیم،هستیم و خواهیم بود.

ظهر شنبه،24 خرداد، در نهاد ریاست جمهوری،جناب آقای روحانی پذیرای رقبای انتخاباتی خویش بود،دیداری که در نوع خود ابتکار جدید و جالبی بود،افرادی که یک سال پیش در همین ایام رقیب یکدیگر بودند و هر یک سعی در پیروزی بر دیگری داشتند،اکنون دور هم جمع شدند و برای آینده ی کشور هم اندیشی کردند.یکی از ملزومات برگزاری چنین نشستی این است که کاندیداهای شکست خورده،پس از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان در برابر قانون تمکین کنند و اگر هم اعتراضی دارند از طریق مجاری قانونی آن را پی گیری کنند و، هر چند در ظاهر،به رای مردم احترام بگذارند به رئیس جمهور منتخب تبریک بگویند و از آن چه در توانشان است،برای پیشرفت کشور دریغ نکنند.اتفاقی که متاسفانه پس از دو انتخابات ریاست جمهوری 84 و 88 شاهد آن نبودیم.در سال 84 که هاشمی رفسنجانی پس از شکستی که خورد،وزارت کشور خاتمی را متهم کرد و به درگاه خدا شکایت برد.در سال 88 هم که عده ای به بهانه واهی تقلب سعی در مخدوش کردن رای 25 میلیونی مردم به رئیس جمهور منتخب داشتند و می خواستند با شورش های خیابانی به مطامع پلیدشان برسند.

از این هم اندیشی جز تعدادی عکس و چند خط خبر چیز دیگری منتشر نشد،اگر میانگین صحبت هر نفر را 20 دقیقه در نظر بگیریم،حدود دو ساعت و نیم زمان می برد،و اگر بپذیریم آقایان در مباحث مختلف نظرات متفاوتی دارند؟چطور می توان در چنین مدتی برای مشکلات اساسی کشور که در طول یکسال حل نشده راه حل پیدا کرد؟از همین جاست که در قدم اول شبهه تبلیغاتی بودن این دیدار مطرح می شود!

از این پیش فرض ها که بگذریم نکته مهمی که به ذهن می رسد این است که حضور افراد با دیدگاه های متفاوت در زمینه های اقتصادی،فرهنگی،سیاسی که نمود بارز آن را در مناظرات سال گذشته دیدیم در چنین جمعی چه توجیهی می تواند داشته باشد؟آیا نقطه نظرات افراد در مدت زمان یکسال عوض شده است؟اگرنظرات یکسانی یا حتی نزدیکی داشتند که دیگر رقابتی شکل نمی گرفت و هر کدام به نفع دیگری کنار می رفتند.عمل تحسین برانگیزی که آقای عارف در آخرین روز ها انجام داد و از شواهد بر می آمد که به نفع روحانی هم کنار رفته است،از این طرف هم آقای حداد عادل کنارگیری کرد اما این که به نفع کدام کاندیدا هنوز هم جای سوال است؟به نفع ائتلاف؟جلیلی؟...؟یا نه آن چه که در صحنه ی سیاسی کشور در سال گذشته رخ داد پروژه ای بود برای بازگشت کشور به دوران قبل از 84؟! و اختلاف نظر ها و صحبت های کلیشه ای فضاسازی بیش نبود؟!

هنوز پاسخ این سوال را دریافت نکردیم که اگر دکتر قالیباف رئیس جمهور می شد،سیاست هایش چه تفاوتی با دولت حاضر داشت؟آیا جز این بود که به اسم انقلاب و به اسم رهبری همین ضربات و لطمه هایی را که اکنون در حال خوردن هستیم دریافت می کردیم؟در تیم کاری این دو نفر چه تفاوت هایی را مشاهده می کردیم؟اصلا تفاوتی بود یا خیر؟این که ایشان در طول دوران شهرداری در فکر رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بودند و در پی عدم کسب موفقیت مجددا دغدغه شهردار شدن پیدا کردند چه چیزی را در ذهن متبادر می کند؟این استدلال بی پایه و اساس که اگر جلیلی به نفع قالیباف کنار می رفت،روحانی رای نمی آورد از کجا ناشی می شود؟

آیا آقای جلیلی که با لبانی خندان در عکس ها حاضر شده است عملکرد دولت در زمینه سیاست خارجی را می پذیرد؟ترویج اشرافیت از سوی مسئولین دولتی را چطور؟برخورد های امنیتی با منتقدین را؟اصلا آیا ایشان سال گذشته برای پیروزی وارد رقابت ها شده بود؟علت اصرار آیت الله مصباح بر حضور جلیلی تا دقیقه آخر چه بود؟در ستاد های سعید جلیلی چه می گذشت؟تغییراتی که در محتوای صحبت های سعید جلیلی در کمتر از سه هفته صورت گرفت ناشی از چه بود؟مسئولین اصلی ستاد های ایشان را چه کسانی تشکیل می دادند؟آیا واقعا جلیلی نماینده گفتمان انقلاب اسلامی بود؟اگر آری پس چرا فقط 4 میلیون رای داشت و اگر نه چه اصراری بر پررنگ کردن این کلید واژه بود؟جایگاه مردم در گفتمان ایشان کجا بود؟

اعلام شد که آقای ولایتی به دلیل ماموریت خارجی در این دیدار حاضر نشده است.آخر ما باید در دین داری اعضای ائتلاف 1+2 شک کنیم با خیر؟چرا آقای غرضی تایید صلاحیت می شود اما مهندس سعیدی کیا صلاحیت اش احراز نمی شود؟

جریان شناسی آن چه که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته رخ داد به همین سادگی ها نیست! هم نیاز به کمی دل و جرئت دارد،هم مدت زمانی که باید بررسی شود همین بازه چند روزه تبلیغات ها نیست!حداقل باید از سال 90 تا 92 و حداکثر از 88 تا 92 را باید بررسی کرد.به هر حال یک سر تمامی این معادلات فردی است به نام محمود احمدی نژاد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۱
سعید

بیانات امام خامنه ای در مشهد مقدس و اشاره مجدد ایشان به قضیه هولوکاست،بار دیگر سیاستمداران غربی و سردمداران استکبار جهانی را برافروخته کرد و رسانه های آنها سعی داشتند به گونه ای وارونه این اظهارات را بازتاب دهند.شرحی از واکنش رسانه ها را می توانید در این لینک مطالعه کنید(+)

در کنار ابعاد خارجی این مسئله،با مروری برا اظهار نظر های برخی مسئولین داخل کشور،تفاوت افق های فکری و اندیشه ای دولت جدید و برخی از مدعیان اصولگرایی و ولایتمداری با امام خامنه ای هم روشن می شود.

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم، در اظهار نظر توئیتری خود اعلام می کند که"مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است(+)"

محمد باقر قالیباف(+)،غلامعلی حداد عادل(+)،حجت الاسلام ابوترابی فرد(+) و علیرضا زاکانی(+) از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم،در ایام تبلیغات، طرح موضوع هولوکاست توسط دکتر احمدی نژاد در مجامع جهانی را امری نسنجیده و بدون فایده برای نظام دانستند.در حالی که با مراجعه به بیانات رهبری،مشخص می شود یکی از نقاط قوت دولت احمدی نژاد که همواره از آن یاد می کرده اند همین مسئله بوده است و این تاکید مجدد هم سندی دیگری شد بر اثبات این مدعا...

امام خامنه ای 1 فروردین 1393:

"شما ببینید در کشورهای اروپایی کسی جرئت نمیکند راجع به هولوکاست حرف بزند که معلوم نیست اصل این قضیّه واقعیّت دارد یا ندارد، یا اگر واقعیّت دارد، به چه شکلی بوده؛ اظهار نظر درباره‌ی هولوکاست، تردید درباره‌ی هولوکاست، یکی از بزرگ‌ترین گناهان محسوب میشود، جلویش را میگیرند، طرف را میگیرند، زندانی میکنند، تعقیب قضائی میکنند؛ مدّعی آزادی هم هستند".(+)

محمود احمدی نژاد 11 مرداد 1392:

"دو سؤال ساده خطاب به جهانیان مطرح کردیم، اما دیدیم چه سر و صدایی در جهان به راه انداختند. سؤال اینجاست که چرا سیاستمداران به آن واکنش نشان می‌دهند و چرا اجازه نمی‌دهند راجع به وقایع جنگ جهانی تحقیق آزاد صورت گیرد؟سوال اینجاست که این موضوع کجا و توسط چه کسانی اتفاق افتاده و رابطه‌اش با فلسطین چیست؟"(+)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۸
سعید
پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۱۴ ب.ظ

رابطه مدیریت جهادی و نمای شهر تهران

در هفته ای که گذشت شاهد دیدار شهردار و اعضای شورای شهر تهران با امام خامنه ای بودیم.سایت Khamenei.ir از محتوای این جلسه چند پیامک ارسال کرد و گزیده ای از بیانات را  نیز منتشر کرده (+) و فیلم کوتاهی را هم از این گزیده ها در دسترس قرار داده است.(+)شاید در نگاه اول به تیتر سایت ها و مشاهده عبارت مدیریت جهادی در بیانات آقا،این مطلب متبادر شود که رهبری از عملکرد شهرداری رضایت کامل دارند اما مطالعه دقیق تر این بیانات(هرجند هنوز به صورت کامل منتشر نشده است)مطلب دیگری را می رساند.

نخستین موضوعی که امام خامنه ای در این دیدار مطرح کرد،لزوم تعامل شهرداری و دولت بود:

«این موضوع، توصیه همیشگی من بوده است که متأسفانه در برخی برهه ها، به آن عمل نشد و مشکلاتی بوجود آمد اما باید شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای تعامل با دولت انجام دهد و البته به دولت نیز برای همکاری با شهرداری و شورای شهر توصیه شده است.»

رهبری عدم تحقق تعامل شهرداری و دولت  را عامل برخی از مشکلات می داند و در این تعامل دوسویه شهرداری را به تلاش بیشتر برای همکاری با دولت دعوت می کند.در طول 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و شهرداری محمدباقر قالیباف این رابطه دوسویه به جای تعامل بیشتر به سمت دعواهای سیاسی کشیده شد.ریشه یابی این دعوای قدیمی قالیباف،احمدی نژاد نیاز به مقاله دیگری دارد اما دراین جا فایل صوتی از آقای قالیباف قرار می دهم که در سال 87 منتشر شده و در آن تهمت های ناروایی را به احمدی نژاد،اطرافیانش و هیئت دولت نسب داده است،در رابطه با این که مقصر این دعوای 8 ساله که بوده است قضاوتی نمی کنم.

دانلود فایل صوتی قالیباف

برای بررسی عملکرد شهرداری تهران و شخص دکتر قالیباف،باید از دو زاویه سخت افزاری و نرم افزاری به عملکرد ها نگاه کرد.بدون شک آقای قالیباف در زمینه کار های اجرایی و ساخت و ساز شهر موفق ظاهر شده اند و اگر انصاف را رعایت کنیم،کسی نمی تواند منکر این قضیه بشود.در این دیدار هم رهبر انقلاب از این موارد تقدیر کردند:

«اقدامات شهرداری در بخشهای مختلف همچون تمیزی شهر، فضای سبز و بوستانها، ساخت بزرگراهها و پل ها، گسترش مترو، و ایجاد فضاهای ورزشی، کاملاً برجسته و خوب بوده است.»

اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که اگر بر روی همین سخت افزار های عالی،نرم افزار های نامناسبی نصب شود دیگر آن سخت افزار هم تعریفی نخواهد داشت.اگر بهترین ساختمان ها در شهر ساخته شود اما هیچ گونه تناسبی با سبک زندگی اسلامی نداشته باشد،ارزش چندانی ندارد.

«حقیقتاً معماری و نمای تهران، نمای یک شهر اسلامی نیست و شهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزو جدی ترین مسائل خود بدانند.»

اگر بزرگراه طبقاتی صدر ساخته شود و و نماد خدمت به مردم معرفی شود،اما حریم خانه افراد در این پروژه رعایت نشود و آسایش روحی و روانی آن ها گرفته شود،ارزشش کاهش پیدا می کند،اگر در چهار راه ولیعصر پروژه زیرگذر عابر اجرایی شود اما هنوز برای مردم شهر فرهنگ سازی نشود که به جای عبور از نرده های آهنی باید از زیرگذر عبور کرد،توانایی شهرداری را در اثرگذاری فرهنگی بر روی مردم زیرسوال می برد.

حتی در این دیدار رهبر انقلاب ناراحتی خود را نسبت به برخی کارهای اجرایی نظیر ساخت و ساز ها در کوهپایه های تهران ابراز کردند.

یکی از مهمترین انتقاداتی که در چند سال اخیر به شهرداری تهران می شده است،عملکرد نامناسب در زمینه های فرهنگی بوده است،موسساتی که زیر نظر شهرداری هستند و بودجه هایشان را به صورت مستقیم و غیر مستقیم از این نهاد دریافت می کنند و توانایی اثرگذاری بالایی در سطح شهر تهران دارند از قبیل سازمان رسانه ای مترو،موسسه سیمای مهر هستی،سازمان فرهنگی هنری شهرداری ،موسسه تصویر شهر و موسسه همشهری ،نه تنها برخی از آن ها در دوران فتنه عملکرد قابل دفاعی ندارند بلکه مواردی مانند حمایت از فیلم های مسئله دار،ضرر های چند میلیاردی و برگزاری برنامه های نامناسب فرهنگی مذهبی از نقاط مبهم این موسسات است.

از اوضاع حجاب و مانکن های داخل خیابان بگیر تا وضعیت برج میلاد،ساخت و سازها،برنامه های فرهنگسراها و ...حتی بعضا مساجدی که در تهران در حال ساخت است!که یک نمونه آن مسجدی است که در پارک دانشجو در حال ساخت است(+).همان طور که آقا در این دیدار تاکید کردند شهر تهران به عنوان نماد آبادانی و صلاح و سعادت در کشور است و از شهرداری به عنوان مهم ترین متولی شهر انتظار می رود حداقل ها را در این زمینه رعایت کند تا رهبر انقلاب از برخی موارد اظهار نارضایتی نکنند:

«در مراکز فرهنگی همچنین باید از افراد اهل فرهنگی استفاده کرد که واقعاً متدین و انقلابی و معتقد به اسلام سیاسی و مردم سالاری دینی باشند.»

در بخش دیگر این دیدار هم آقای قالیباف گزارشی از عملکرد شهرداری ارائه کردند که هرکدام از آن موارد نیاز به شفاف سازی بیشتری دارد.این که ساخت باغ موزه دفاع مقدس با الگوگیری از موزه یهود برلین نقطه قوت شهرداری محسوب می شود یا خیر،این که شهرداری با چه برنامه توانسته فاصله طبقاتی در شهر کم کند و عدالت محوری را گسترش دهد و  موارد دیگر... .

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۲ ، ۱۷:۱۴
سعید
شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۷ ق.ظ

همسو یا ناهمسو؟مهم آن حلقه بسته است!

سرانجام پس از چهار روز بحث و بررسی پرونده رای اعتماد مجلس نهم به کابینه حسن روحانی در مرحله اول بسته شد و  و دولت یازدهم موفق شد از مجلسی که در تقسیم بندی های سیاسی دارای اکثریت اصولگراست و از آن به عنوان مجلس ناهمسو با دولت تعبیر می شود برای 15 نفر از 18 وزیر معرفی شده مهر تایید بگیرد.این در حالی است که از بین سه نفری هم که موفق نشدند رای اعتماد بگیرند محمد علی نجفی تنها به یک رای نیاز داشت. همچنین آرای 5 تن از وزرا بیشتر از 250 رای بود و وزیر اقتصاد با 274 رای رکورددار گرفتن رای اعتماد شد.

اینجانب طی مقاله ای که در تاریخ 16 مرداد نوشته بودم(+) پیش بینی کرده بودم حداقل 4،5 وزیر رای نیاورند و در روز 24 مرداد نیز خبرهایی از احتمال عدم رای آوری 5 وزیر پیشنهادی منتشر شد(+)(+)اما آن چه که ساعات پایانی روز پنج شنبه در ساختمان بهارستان رخ داد تعجب همگان را بر انگیخت.بیژن نامدار زنگنه گزینه پیشنهادی وزارت نفت که پرونده های بزرگ مفاسد اقتصادی در طول وزارت وی رخ داده بود با کسب 166 رای مجددا به این وزارت خانه بازگشت.علی ربیعی از نیروهای سابق وزارت اطلاعات با 163 رای و عباس آخوندی با 159 رای به ترتیب سکاندار وزارتخانه های تعاون،کار و رفاه اجتماعی و راه و شهرسازی شدند.افرادی که در جریان ایجاد توهم پیروزی در میرحسین موسوی قبل از پایان رای گیری و شروع شمارش آرا و القای آن به بخشی از جامعه نقش به سزایی داشتند.

خیلی ساده می خواهم چند مورد را مطرح کنم:

1-دلیل اصلی وقوع حادثه یکشنبه سیاه مجلس و استیضاح شیخ الاسلامی،انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی بود.نمایندگان مجلس فریاد عدالت خواهی! شان همسو با بلندگوهای رسانه های غربی بلند شد که مرتضوی متهم اصلی حادثه کهریزک چرا باید در چنین منصبی قرار گیرد؟رئیس جمهور قانون را دور زده است و ... .

آن هایی که حتی پس از صدور حکم دادگاه مرتضوی به این حکم اعتراض داشتند!(+) حال شاهد بودیم که به راحتی به زمینه سازان وقوع حوادثی چون کوی دانشگاه و کهریزک رای اعتماد می دهند.مقایسه عکس های نمایندگانی که آن روز در کنار علی لاریجانی جشن پیروزی گرفتند با حامیان کابینه روحانی در صحن مجلس به خوبی همه چیز را روشن می کند.(+)(+)(+)(+)

2-دو سال پیش و هنگام انتخابات مجلس نهم که اولین انتخابات پس از فتنه 88 بود جبهه پایداری با معیار مهمی را برای معرفی لیست کاندیداها ارائه کرد و آن تئوری ((خلوص)) بود.افراد برای حضور در لیست نهایی باید دارای عملکرد مشخص و شفاف در ایام فتنه می بودند.مشخصا مردودین فتنه و حتی ساکتین فتنه در این لیست جایی نداشتند.این جا بود که اصولگرایان دچار اشتباه فاحشی شدند و با پافشاری بر موضوع وحدت که آن را از یک سال پیش مطرح می کردند با کنار گذاشتن بسیاری از نیروهای مخلص انقلاب به جرم پافشاری بر مواضع اصولی، با دعوت از تمامی سران اصولگرا حتی ساکتینی همچون علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف شرکت سهامی 7+8 را تشکیل دادند غافل از این که ((کاشتن بذر ساکتین فتنه در مجلس،به میوه ای جز عاملین فتنه منجر نخواهد شد))میوه ای که دو سال بعد،یعنی امروز و در جریان رای اعتماد به کابینه روحانی برداشت شد.

اشتباه در شناخت دشمن اصلی باعث می شود تا حتی اگر شما دو نطق انقلابی هم داشته باشید اما نتیجه ای در پی نخواهد داشت و وزیر آموزش و پرورش تنها با کسری یک رای رد می شود و وزیر نفت می تواند رای اعتماد بگیرد.این که در برهه انتخابات به جای حساس بودن به فتنه 88،بخواهیم به دشمن فرضی همچون جریان انحرافی بپردازی و بگویی این جریان برنامه ای برای 150 کرسی مجلس با بودجه 900 میلیارد تومانی دارد!(+) آن وقت ساکتین فتنه را در جمع خود راه بدهی امروز همین نتیجه را در پی خواهد داشت.

3-در طول تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی و شکل گرفتن یازده دولت،نگاهی به آمار رای اعتماد مجالس مختلف به کابینه ها نکاتی را مشخص می کند.البته باید بین سال های 57 تا 68 و 68 تا به امروز به دلیل تفاوت ها ساختاری همچون حضور نخست وزیر،وزرای مشاور و ... تقاوت قائل شدوبحث بنده بیشتر بر روی دوره دوم یعنی از سال 1368 تا به امروز است.  

کابینه اول هاشمی رفسنجانی به صورت کامل رای اعتماد می گیردو کابینه دومش تنها یک وزیر را از دست می دهد این بعنی موافقت 98 درصدی با وزرای معرفی شده از سوی هاشمی به مجلس.

کابینه اول خاتمی علی رغم مواجهه با مجلس اصولگرا به صورت کامل رای اعتماد می گیرد.همین اتفاق به صورتی بسیار راحت تر و با حضور مجلس ششم برای کابینه دوم روی میدهد .

اما ظاهرا داستان محمود احمدی نژاد باید با همه فرق کند.انتظار ها در سال 84 این بود که با توجه به همسویی مجلس ودولت،کابینه معرفی شده با مشکلی برخورد نکند اما مجلس هفتم به چهار تن از وزرای پیشنهادی رای اعتماد نداد تا این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که آیا آن حرف های احمدی نژاد مبنی بر ورود به منطقه ممنوعه قدرت و شکستن حلقه های بسته مدیریتی صحت دارد.؟ که سنگ اندازی ها از همین اول کار شروع شده است. حتی کار به همین جا هم ختم نمی شود و احمدی نژاد مجبور می شود برای وزارت خانه کلیدی نفت سه وزیر دیگر را معرفی کند تا سرانجام مجلس راضی به رای اعتماد شود.در دور دوم ریاست جمهوری او نیز ابتدا سه وزیر او از سوی مجلس رد می شوند،برای وزارت خانه تازه تاسیس ورزش و جوانان هم گزینه پیشنهادی در وهله اول رد می شود(+).همچنین آمار استیضاح های صورت گرفته در این دوره هم خیره کننده است و دو وزیر او به دلیل استیضاح نمایندگان از ادامه همراهی دولت باز می مانند و دو وزیر دیگر نیز تا آستانه استیضاح پیش می روند اما باز می گردند.

آن چه که امروز در صحنه سیاسی کشور رخ می دهد ذبح ارزش ها به اسم اعتدال و همراهی با اعتدال است.بدون شک مردمی که همواره ناظر برعملکرد مسئولین بوده و هستند در انتخابات دو سال بعد مجلس این وضع را بر نمی تابند و ترکیب مجلس را عوض خواهند کرد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۰۷
سعید
يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۲ ب.ظ

امام خامنه ای و دولت نهم-بخش اول

.می توان سخنان امام خامنه ای در دیدار سالانه با هیئت دولت را که در هفته ی دولت یعنی سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر انجام می شود به عنوان معیاری برای عملکرد دولت ها قرار داد. هشتم شهریور 84 مصادف شد با نخستین دیدار امام خامنه ای و دولت نهم.با مطالعه ی سخنان آقا در این دیدار می توان به وضوح شور و اشتیاق ایشان را از به روی کار آمدن دولتی که مبانی ناب انقلاب را روحی تازه بخشیده و مبنای کار خویش را دولت اسلامی قرار می دهد مشاهده کرد.

اولین و مهمترین  موردی که در این دیدار می توان به آن اشاره کرد تبیین مبانی دولت اسلامی است. در ابتدا رهبر انقلاب به این موضوع اشاره می کند که:

« یکى از شعارهاى خوبى که آقاى رئیس‌جمهور، هم در دوره‌ى انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند، مسأله‌ى دولت اسلامى است. »

سپس تعدای از معیار های دولت اسلامی از جمله:عدالت محوری،گسترش علم و دانایی،مبارزه با سلطه و ... را بیان می کند.نکته بعد بیان دشمنان پیش روی دولت اسلامی است که رهبر انقلاب آن ها را به دو دسته  بیرونی و درونی تقسیم کرده و با بیان مثالی خطر دشمن درونی را به مراتب بیشتراز دشمن بیرونی می داند.

-خطری که همواره در طول چهار سال اول از طرف جریان اشرافیت مترصد فرصتی برای ضربه زدن به دولت بود و در طول چهارسال دوم با همراهی جریان فتنه و اصولگرایان و راستی های سنتی تمام توان خود را برای به زیر سوال بردن عملکرد  و سپس مبانی دولت به کار بست.کما این که شاهد بودیم در ایام انتخابات 92 تعدادی از کاندیداها مطرح کردن بحث هولوکاست در عرصه جهانی را هم اشتباه می دانستند!!!

 و در ادامه می فرماید:

« البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد »

-جالب است که امام خامنه ای هم لفظ انسان کامل را استفاده کرده اند!

-به صورت کلی در این دیدار 26 بار از لفط دولت اسلامی استفاده شده است که خود نشان دهنده اهمیت توجه به این مطلب با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد بوده است.

مبحث دیگری که در این دیدار مطرح شد بحث عدالت است. نظر رهبر انقلاب این بود که همین مطرح کردن بحث عدالت در شعارهای انتخاباتی خدمت بزرگی به انقلاب بوده است:

«  وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. »

-اما حال که احمدی نژاد رای آورده است ظرفیت دیگری ایجاد شده است تا مبحث عدالت شکافته و دقیقا بررسی و اجرا شود.در این میان امام خامنه ای،خطری را گوشزد می کند که هم در دوران سازندگی شاهد آن بودیم و هم متاسفانه در ایام انتخابات 92 از سوی یکی از کاندیدا ها مطرح شد. این خطر چیزی جز تبدیل عدالت به ارزش دوم و تقدم پیشرفت نیست.

رهبر انقلاب صریحا می فرمایند که عدالت توزیع فقر نیست و باید در این راه از معنویت و عقلانیت کمک گرفت اما نه به این معنا که  محافظه کاری کرد و به شرایط موجود راضی بود.

« آنهایى که مى‌گویند عدالت توزیع فقر است، مغزا و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‌شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‌شود که امروز در کشورهاى سرمایه‌دارى مشاهده مى‌کنیم »

در دیگر بخش بیانات به لزوم اطلاع رسانی صحیح خدمت رسانی ها و پاسخگویی دولت اشاره می کنند.

-در ایام مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شاهد بودیم که یک از شعارهای حامیان آقای هاشمی این بود:

((برای مقابله با اختناق و وحشت به هاشمی رای می دهیم.))و به نوعی احمدی نژاد را نماد اختناق و وحشت معرفی کرده بودند.

و این بار رهبر انقلاب پاسخ جالب توجهی دادند:

« ضمناً این هم که بگویند شما متحجرید و طالبانى عمل مى‌کنید، به این حرفها خیلى گوشتان بدهکار نباشد؛ از این حرفها همیشه هست و گفته‌اند و مى‌گویند. »

در ادامه صحبت ها هم دیگر شعارهای دکتر احمدی نژاد در ایام انتخابات را تحسین کردند:

« یکى از شعارهاى خوب آقاى احمدى‌نژاد مسأله‌ى ساده‌زیستى است »

با نگاه کلی به سخنان امام خامنه ای در این دیدار می توان دریافت که نظر کلی ایشان با مجموعه دولت و شخص دکتر احمدی نژاد همراه است. ایشان شعار های ایام انتخابات را همراه با مبانی انقلاب میدانند و خوشحال اند از این که چنین  فردی توسط مردم انتخاب شده است.

در آغاز راه روند کلی دولت را تایید می کنند:عدالت ساده زیستی،مبارزه با استکبار و ... و خطرات این راه را گوشزد می کنند:دشمنان درونی و بیرونی،وجود جریان شیطانی در خلال کار، و ...

جالب است بدانید در این دیدار که هیچ گونه نقاط ضعفی برای دولت از سوی امام خامنه ای مطرح نشد،در جزوه ای که بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه های مطرح کشور تهیه کرده بود از عبارت زیر حداکثر سوء برداشت را کرده بود:

« غفلت کردن و از راه منحرف شدن، یکى از آفتهایش این است که ما ادبیات دینى را غلیظ کنیم؛ بدون این‌که مابازایى در عمل داشته باشد. این ما را، هم به ریاکارى مى‌کشاند و هم ریاکارى را در بین مردم تشویق مى‌کند»

در حالی که در این جملات در ابتدای راه دولت رهبر انقلاب در حال گوشزد کردن خطرات است تا دولت از آن غافل نماند اما در جزوه مذکور جملات بالا را به حساب نقاط ضعف دولت آن هم از زبان رهبر انقلاب ریخته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۳۲
سعید
پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۱۹ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 3

اصولگرایان که در دوران 8 ساله اصلاحات ضربات سنگینی خورده بودند،برای تجدید قوای خود تدارک گسترده ای دیدند.اولین مقصد آن ها شورای شهر بود.سپس در انتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی توانستند اکثریت را از آن خود کنند و حال تنها یک هدف باقی مانده بود. و آن هم «ریاست جمهوری» بود.

با کناره گیری محسن رضایی،3 نفر باقی ماندند:احمدی نژاد،قالیباف،لاریجانی.بر خلاف نظر سنجی ها که نشان از رای بالای قالیباف داشت،هاشمی و احمدی نژاد راهی دور دوم شدند و سرانجام حماسه سوم تیر رخ داد.محمود احمدی نژاد آمده بود تا حلقه ی بسته ی مدیران را بشکند،آمده بود تا ثابت کند بدون وابستگی به احزاب و جریانات سیاسی و باند های قدرت و ثروت هم می شود به مردم خدمت کرد. و این پیروزی سر آغازی بود برای حملات اصلاح طلبان و یاران هاشمی به احمدی نژاد. اما این سمت اصول گرایان سرمست از این پیروزی تمام توان خود را برای یاری احمدی نژاد به کار بستند.البته در این بین بودند کسانی که سنگ اندازی می کردند.8 ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 88 فایل صوتی از سخنرانی قالیباف در یک جلسه خصوصی منتشر شد که در ان انواع تهمت ها و توهین ها به رئیس جمهور و برخی اعضای هیئت دولت نسبت داده شد. با همه ی این ها باز هم در انتخابات 88 که اصول گرایان خطر اصلاح طلبان را جدی می دانستند تمام قد از احمدی نژاد حمایت کردند.

آغاز دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و شکست سنگین اصلاح طلبان و دستگیری گسترده سران اصلاحات این خیال را در ذهن اصول گرایان ایجاد کرد که دیگر کار اصلاحات تمام است و حال باید به فکر احمدی نژاد بود. چون احمدی نژاد بر اساس روحیاتش فرد قابل مدیریتی نبود این کار را برای اصول گرایان بسیار سخت کرده بود و مترصد بهانه ی بودند تا پروژه عبور از احمدی نژاد را کلید بزنند.با انتخاب مشایی به عنوان معاون اول و مخالفت امام خامنه ای در حالی که اعلام مخالفت رهبری به صورت محرمانه برای احمدی نژاد ارسال شده بود، و احمدی نژاد بر اساس گفته ها قصد ارائه توضیحاتی را برای رهبری داشت نامه از طریق آقای ابوترابی فرد رسانه ای شد و هجمه ها آغاز شد.

احمدی نژادی که تا دیروز به عنوان نماد ولایتمداری شناخته می شد حال به او نسبت ضد ولایت زده می شد. علی رغم تاکیدات رهبری بر اصلی و فرعی کردن مسائل و لزوم پرداختن به مسائل اصلی و دوری از حاشیه سازی ها،اصول گرایان کار خویش را آغاز کردند. در طی این چهار سال و به خصوص دو سال آخر با علم کردن واژه جریان انحرافی! که اولین بار از سوی سایت هاشمی رفسنجانی مطرح شد کاستی ها دولت را بزرگ نمایی کردند و سعی کردند خطر انحراف را در حد فتنه بزرگ بنمایانند. در حالی که در سخنان رهبری یک بار هم از واژه جریان انحرافی استفاده نشده بود.

آن قدر انحراف  را بزرگ جلوه داند که از فتنه غافل شدند.خیال می کردند در ایام تبلیغات هرکه بیشتر به دولت و انحراف بتازد موفق تر است. حتی سعید جلیلی که به عنوان کاندیدای جریان حزب الله مطرح شده بود را به عنوان کاشف جریان انحرافی مطرح کردند.تشتت هم عامل دیگری شد تا اصول گرایان غافل از همه جا عرصه را به راحتی واگذار کنند.البته برای طیف راستی های سنتی زیاد هم بد نشد چو به هرحال حسن روحانی از اعضای جامعه روحانیت مبارز است و مطمئنا از افرادی همچون ولایتی استفاده خواهد کرد.

 با این اوصاف چه سرنوشتی در انتظار کشور خواهد بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۱۹
سعید
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۷ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 1

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و همان طور که امام خامنه ای پیش بینی کرده بود شاهد مشارکت چشمگیر مردم و حماسه ی 72 درصدی بودیم،حماسه ای که باعث شد تا نقشه ها و تحلیل های دشمنان نقش برآب شود و فرصت عظیمی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه ی داخلی و بین المللی فراهم شود.

بر اساس نظرسنجی هایی که در هفته های منتهی به انتخابات توسط نهاد های معتبر منتشر می شد انتظار می رفت انتخابات به مرحله ی دوم کشیده شود اما تصمیمی که اصلاح طلبان در چند روز مانده به برگزاری گرفتند تمامی معادلات را به هم زد.محمدرضا عارف کناره گیری کرد و حسن روحانی به عنوان کاندیدای نهایی اصلاح طلبان معرفی شد.اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هم رسما از روحانی حمایت کردند.

در آن سمت میدان اما شرایط کاملا متقاوت بود. محسن رضایی هیچ قصدی برای کناره گیری نداشت.سید محمد غرضی هم همین طور.علی اکبر ولایتی بر خلاف پیمانی که در ائتلاف 2+1،با قالیباف و حدادعادل بسته بود عرصه را ترک نکرد و 2 کاندیدای دیگر یعنی سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف علی رغم آن که این دو را کاندیدای اصولگرایان و از یک جناح می دانستند دارای تفاوت های بنیادی بودند و دلیلی برای کنار کشیدن به نفع یکدیگر نمی دیدند.

قالیباف از چند سال قبل عزم خود را برای حضور در انتخابات جزم کرده بود اما سعید جلیلی در کمتر از 2 ماه مانده به انتخابات و براساس احساس تکلیفی که کرده بود وارد صحنه شد.جلیلی به عنوان نماینده مبارزه با اشرافیت شناخته می شد،اما قالیباف وابسته به باندهای قدرت و ثروت بود.قالیباف نماد یک فرد کارآمد بود که اندکی هم از گفتمان انقلاب سر در می آورد اما جلیلی آمده بود تا آرمان های انقلاب اسلامی و سوم تیر را زنده نگه بدارد و در این راه از حمایت نخبگان نیز بهره ببرد و ده ها تفاوت دیگر که کاملا نشان می دهد جلیلی و قالیباف شاید در ظاهر از یک جریان باشند اما حقیقت امر این بود که جلیلی نماد یک فرد انقلابی و تماینده گفتمان مقاومت بود اما قالیباف ... .

در آخرین روزها نظر سنجی ها نشان می داد محمدباقر قالیباف به عنوان نفر اول راهی دور دوم خواهد شد و رقابت بین سعید جلیلی و حسن روحانی است برای کسب رتبه دوم و حضور در دور دوم.

اما آن چه که در روز 24 خرداد رخ داد همه را شگفت زده کرد.حسن روحانی با بیش از 18 میلیون رای به عنوان منتخب ملت برگزیده شد...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۷
سعید