جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

هجرت مقدمهء جهاد است.

جام عدل

بدیهی است‌ که‌ برای‌ امریکا ودیگر سردمداران‌ استکبار، چیزی‌ مهمتر از این‌ نیست‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از راه‌ دهساله‌ی‌ خود برگردد، یا در آن‌ تردید کند; زیرا در این‌ صورت‌، نقطه‌ی‌ درخشان‌ امید ملتها کور خواهد شد و غلبه‌ی‌ خون‌ بر شمشیر، مورد تردید قرار خواهد گرفت‌. ما صریحا به‌ همه‌ی‌ ملتهای‌ جهان‌ اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ تفکر "خاتمه‌ یافتن‌ دوران‌ امام‌ خمینی‌" که‌ دشمن‌ با صد زبان‌ سعی‌ در القای‌ آن‌ دارد، خدعه‌ و نیرنگی‌ استکباری‌ بیش‌ نیست‌ و علی‌رغم‌ امریکا و همکارانش‌، امام‌ خمینی‌ در میان‌ ملت‌ خود و جامعه‌ی‌ خود حاضر است‌ و دوران‌ امام‌ خمینی‌ ادامه‌ دارد و خواهد داشت‌. راه‌ او راه‌ ما، هدف‌ او هدف‌ ما، و رهنمود او مشعل‌ فروزنده‌ی‌ ماست‌.
امام خامنه‌ای، 10 خرداد 1369

طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هاشمی» ثبت شده است

جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۱۰ ب.ظ

اصولگرایان و خاطرات هاشمی

دیشب وقتی دیدم حاج علی آقای زاکانی در برنامه دیروز،امروز،فردا و هنگام مناظره با آقای حق شناس برای اثبات حرف های خودش به خاطرات آقای هاشمی استناد می کند،ناخود آگاه یاد چند ماه پیش افتادم که بحث نظر امام در رابطه با مرگ بر آمریکا مطرح شده بود،خیلی از دوستان موج جدیدی از حملات را علیه آقای هاشمی آغاز کردند و چه طنز های بسیاری از خاطرات آقای هاشمی ساختند که نقل مجالس بچه حزب اللهی ها شده بود.همان ایام مقاله ای نوشتم(+)و به تحلیل چرایی نشر این گونه خاطرات و شیوه رسیدن به نظری جامع پرداختم وحال با این اتفاق دوباره تاکید می کنم که نکند برای این که حرف خود را به کرسی بنشانیم یا طرف مقابل را از صحنه به در کنیم،جای حق و ناحق را عوض کنیم و در قبال یک موضوع مواضع چندگانه داشته باشیم.

یادمان نمی رود که 3 سال پیش و در چنین ایامی امام خامنه ای در واکنش به برخوردهای ناجوانمردانه با دولت وقت کرارا در  سخنرانی هایشان اشاره می کردند به این آیه «« وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا»،یعنی اگر می خواهید نقد کنید،اشکالی ندارد اما جانب تقوا و عدالت را حفظ کنید،تهمت های ناروا نزنید و پرواضح است که در تعامل با همگان باید این آیه را سرمشق خود قرار دهیم.

یک موقع برداشت اشتباه نشود،انتقاد های ما به آقای هاشمی و سیاست هایش به قوت خویش باقی است، اما نباید در نقدهایمان،هرچیزی را دست آویز قرار دهیم و جانب تقوا و عدالت را کنار بگذاریم،اگر به خاطرات آقای هاشمی اعتماد داریم چرا در آن مورد آن گونه برخورد کردیم و اگر اعتماد نداریم چرا در این مورد این گونه برخورد می کنیم!.
دوست عزیزی می گفت:« قرار نیست هر اراجیفی در رسانه ها برای تضعیف دولت احمدی نژاد منتشر میشد، ما هم برای دولت روحانی منتشر کنیم...قرار نیست برخی کارهای سخیف و کثیف 2، 3 سال پیش سایت های اصلاح طلب و اصول گرا  درمورد احمدی نژاد را ما الان درمورد روحانی انجام دهیم».

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۱۰
سعید
چهارشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۳:۵۰ ب.ظ

چند اتفاق مهم

چند تا اتفاق مهم در این هفته ها در حال رخ دادن است که باید توجه بیشتری به آن ها کرد،من الآن تیتر وار میگم ،به امید خدا،یه کم سرم خلوت شه مفصل تر در موردشون مطلب می نویسم.

اولیش بحث فرهنگ است که دوباره پس از هشت سال جزو دغدغه های  اصلی آقا شده است و هم در پیام نوروزی و هم در سخنرانی مشهد به آن اشاره و بحث «رخنه فرهنگی» را مطرح کردند.دومیش بحث تغییر مدیریت صدا و سیماست که با توجه به روی کار آمدن دولت جدید با لحاظ این که ریاست سازمان رو،رهبری تعیین می کند.رویکرد ما برای اصلاح روندهای نادرست و تعامل با ریاست جدید صدا و سیما چگونه باشد.دیگری شهادت طلبه جوان و آمر به معروف علی خلیلی است.که در این مورد هم باید از قوه قضائیه به دلیل کاهلی هایی که تا به حال صورت می گرفت و هم از امت حزب الله مطالبه گری کرد.آخری هم بحث محاکمه سران فتنه و فراموش نکردن آقای هاشمی و نقش ایشان در مدیرت پشت پرده است.با توجه به در پیش داشتن دو انتخابات مهم و همزمان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری و اظهار نظر ها و دیدار هایی که انجام می شود.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۵۰
سعید

«اگر عدالت عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ ریزى‏ هاست، پس باید هر پدیده‏ى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد»(+).

جملات بالا بخشی از پیام امام خامنه ای به دانشجویان در 6 آبان 1381 است.پیامی که سرآغازی شد برای بازیابی دوباره یکی از ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به نام عدالت،.انتخاب هوشمندانه رهبری در مخاطب قرار دادن دانشجویان به عنوان خط مقدم عدالتخواهی از نقاط برجسته این پیام است.مشی دانشجویان در هر زمان این گونه بوده است که هرگونه وابستگی به جریانات،احزاب و اشخاص سیاسی و در خدمت مراکز قدرت و ثروت بودن را برای خود پسندیده نمی دیدند و همواره سعی داشتند تا با حفظ استقلال،رسالت انقلابی خویش را به انجام برسانند.(البته باید از این جمع عناصر خود فروخته را جدا دانست).

 اوایل دهه 80،در حالی که فضای خفقان ناشی از حاکمیت عناصر تندروی اصلاحات در مجموعه دولت و مجلس در کشور حاکم بود، و اشرافیتی که بعد از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دولت سازندگی ایجاد شده بود به اوج خود رسیده بود پایه ریزی جنبشی نوین و ایجابی از سوی رهبری شکل گرفت،جنبشی که ناگزیر باید نیروهای حزب اللهی آن را به سرانجام می رساندند،نیروهای حزب اللهی که در آن ایام عمده توان خود را چه در فضای دانشگاه ها و چه در فضای عمومی جامعه برای مقابله با هجمه های طیف مقابل به کار می بستند.یعنی جنس کارهایی که صورت می گرفت بیشتر از نوع سلبی بود تا ایجابی.البته باید مد نظر داشت که با همان نوع و حجم کار ها در آن زمان جنبش دانشجویی بسیار پویاتر و فعالتر از حال حاضر بود.مبحث عدالتخواهی مطرح شده از سوی امام خامنه ای تنها مربوط به مباحث مالی و ثروت اندوزی های نمی شود.رهبری نگاهی بسیار فراتر به مقوله عدالتخواهی دارند تا جایی که مشروعیت خود را وابسته به این موضوع می دانند:

« مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهى است. این، پایه مشروعیت ماست. الان درباره مشروعیت حرفهاى زیادى زده مى‌شود، بنده هم از این حرفها بلدم؛ اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که این‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛»(+)

رهبری این سخنان را در دیدار با هیئت دولت هشتم در سال 82 بیان کردند اما ظاهرا گوش شنوایی برای این پیام ها و سخنان در بین مسئولین وجود نداشت و حرکت متقنی برای به ثمر نشاندن این مطالبه رهبری انجام نشد تا جایی که دو سال بعد و با روی کار آمدن دولت نهم و در اولین دیدار رهبری با هیئت دولت در سال 84، امام خامنه ای تشکر ویژه ای از دکتر احمدی نژاد به خاطر مطرح کردن شعار عدالت دارند:

« من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد»(+)

 حال با روی کار آمدن دولت یازدهم و بازگشت دوباره نیروهای اصلاحات و کارگزاران به عرصه مدیریت کلان کشوری،بار دیگر خطر مسابقه رفاه در بین مسئولین و موج جدیدی از اشرافیت احساس می شود،از طرف دیگر با تاکید آقای روحانی بر کلیدواژه اعتدال به عنوان سرلوحه عملکردهای دولت یازدهم این نگرانی ایجاد می شود که بار دیگر عدالت به عنوان شرط لازم مشروعیت به فراموشی سپرده شود و اینجاست که وظیفه جنبش دانشجویی در راستای عدالتخواهی و مطالبه آن از مسئولین دو چندان می شود.باید برای مردم و مسئولین به خوبی تبیین شود که اعتدال و عدالت تفاوت های فراوانی دارند و آنچه که باید مدنظر نظام اسلامی باشد عدالت است نه اعتدال(+)

در این راستا نباید تنها به مطالبه عدالت از دولت اکتفا کرد.قوه مقننه و به خصوص قوه قضائیه اگر نقششان در گسترش عدالت در جامعه از دولت بیشتر نباشد کمتر نیست،قوه مقننه به عنوان عامل نظارت بر عملکرد دولت و وزرایش اگر مواردی را ببیند و چشم پوشی کند باید در برابر مردم پاسخگو باشد.قوه قضائیه هم به عنوان رسمی ترین نهاد حکومتی برای رسیدگی به بی عدالتی های صورت گرفته در جامعه است.این بی عدالتی می تواند در قبال یک فرد یا افرادی از جامعه روی دهد و وظیفه قوه قضائیه است تا به عنوان مدعی العموم وارد صحنه شده و از حقوق مستضعفین دفاع کند،اما سوالی که اینجا پیش می آید این است که اگر زمانی بی عدالتی در رویکرد های قوه قضائیه و یا مسئولین آن صورت گرفت باید در محضر چه فردی یا نهادی شکایت برد.متاسفانه در چند سال اخیر و به خصوص پس از فتنه 88 و حضور گسترده آقایان و آقازادگان در تشویش اذهان عمومی و اغتشاشات،قوه قضائیه رفتار های چندگانه ای از خود بروز داده است،جدا از بحث محاکمه آقایان موسوی و کروبی به عنوان سران اصلی فتنه،عدم محاکمه صریح و شفاف دیگر بزرگان فتنه مانند آقایان هاشمی و خاتمی و همچنین همسر و فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی پس از 4 سال،توصیه سخنگوی قوه قضائیه به آیت الله هاشمی مبنی بر عدم بازگشت مهدی به ایران،محاکمه سریع و قاطع فعالان حزب اللهی مانند ثابتی،روزی طلب، طلبه عدالتخواه سیرجانی،حجت الاسلام شفیعی کیا با اتهاماتی مانند انتقاد به آقایان هاشمی،لاریجانی ها،جاسبی و ... از نقاط سوال برانگیز عملکرد این قوه است و به دلیل نبود نهاد نظارتی فراتر از این قوه،کمتر شاهد اعتراض به احکام صادر شده بوده و هستیم.

و حال تا چند روز دیگر نقطه ای دیگر بر نقاط تاریک این عملکرد اضافه خواهد شد(البته امیدواریم که نشود اما...)در حالی پرونده های بزرگی از مجرمان امنیتی فتنه 88،مفسدان اقتصادی و .... نیمه باز رها شده و یا کنار گذاشته شده است، قرار است فردی دیگر از حامیان مستضعفین در دادگاه حاضر شود.ظاهرا پرونده محمود احمدی نژاد بیشتر جنبه سیاسی دارد تا قضائی،حتی شکایت شاکی خصوصی هم تعجب آور است(+)باید از مسئولین قوه قضائیه سوال کرد به چه دلایلی در برخی موارد و برای برخی آقایان مصلحت اندیشی هایی می شود؟علت این تبعیض ها برای چیست؟آیا باز هم داستان همان منطقه ممنوعه قدرت است که احمدی نژاد نباید واردش می شد و حال که شده باید تاوانش را پس بدهد؟

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۲ ، ۲۲:۱۷
سعید
شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۴۳ ق.ظ

یک بار هم از او دعوت کنید!

چند هفته ای است برنامه شناسنامه از وزرای دولت نهم دعوت می کند و با آن ها به گفتگو می نشیند و آخر برنامه هم گریزی می زند به جلسه ی آخر هیئت دولت نهم که حرف و حدیث های زیادی را به همراه داشته است.ظاهرا تنها جلسه ای بوده که مشایی به عنوان معاون اول در آن حضور داشته است.نقل قول های مختلفی از آن جلسه به بیرون درز کرده است و بیشتر این نقل قول ها از سوی افراد کنارگذاشته شده از دولت بوده است.این که صدا و سیما در چند برنامه به طور مکرر روی این موضوع زوم کرده است و تنها صحبت های یک طرف قضیه  را به گوش مردم می رساند تعجب آور است.آیا اکنون که دیگر خطر های خیالی که از سوی مشایی و اطرافیانش احساس می شد بر طرف شده است دیگر وقت آن نرسیده است که برای یکبار هم که شده اجازه صحبت کردن به او داده شود تا بتواند از خودش دفاع کند؟

نکته ی دیگر این که در حالی که مسائل مهمی با روی کار آمدن دولت جدید فضای سیاسی کشور را تحت الشعاع قرار داده است،مسائلی مانند آزادی مجرمان امنیتی،مذاکرات هسته ای،مذاکره با آمریکا و مشکلات اقتصادی که قرار بود 100 روزه حل شود،علت اصرار برخی دوستان برای بازخوانی ناقص اتفاقات 4سال دولت دهم و به خصوص 2 سال آخر چیست؟ ،البته نظر بنده این است که نباید دیگر مسائل را کنار بگذاریم و تنها به این مسائل بپردازیم،به هر حال با واکاوی اتفاقات گذشته است که می توان برای آینده،برنامه ای حساب شده ریخت!ضمن اصلی،فرعی کردن مسائل باید اولویت بندی هم کرد،واکاوی علل شکست جریان اصولگرایی پس از 4 سال یکه تازی در فضای سیاسی جزو مسائل اصلی است که در مقایسه با شیطنت های دولت جدید در زمینه سیاست خارجی در اولویت پایین تری قرار دارد.نه این که کلا مسئله ای فرعی باشد و نیازی به بررسی آن دیده نشود.در 4 سالی که گذشت به خوبی مشاهده کردیم که تک صدایی سر انجام شایسته ای ندارد،وقتی 4 سال هیچ تریبونی به امثال هاشمی و خاتمی داده نمی شود(با این که اعتقاد به عملکرد نادرستشان دارم)سرانجامش این می شود که رئیس جمهور منتخب در پیام تبریکش پس از پیروزی صراحتا از آن ها تقدیر می کند.

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۲ ، ۰۷:۴۳
سعید
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چرایی رفتار دوگانه در قبال خبر های غیررسمی!

این روزها شاهد هستیم که خبرهایی از سوی دفتر آقای هاشمی رفسنجانی مخابره می شود و خاطراتی از آقای هاشمی در رابطه با  مواضع امام در موارد مختلف منتشر می شود که واکنش های مختلفی را در سطح جامعه در پی داشته است.انتشار خاطراتی با مضمون مخالفت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در شرایطی که دولت یازدهم پس از 34 سال تابوشکنی کرده است و رابطه ای در حد تماس تلفنی با آمریکا برقرار کرده است. سوال برانگیز است.در اولین برخورد و در یک واکنش  سریع حکم محکومیت آقای هاشمی به راحتی صادر می شود اما نباید فراموش کرد که  قرآن کریم تاکید کرده است بر این که حتی عداوت با کسی باعث نشود که از خط عدالت در قضاوت خارج شویم«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا ».8 مائده

باید دید مطرح کردن این خاطرات در چنین زمانی و پس از اتفاقاتی که اخیرا رخ داده چه دلیلی داشته است؟!چگونه می توان به صحت و سقم این خاطرات پی برد؟چرا تا به حال این خاطرات منتشر نشده و یا حتی اشاره هم به آن نشده است؟ و این که چه می شود که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که خبر های پشت پرده(بدون توجه به صحت یا عدم صحت)از سوی جریانات مختلف منتشر می شود؟

همانطور که می دانیم نزدیکترین فرد در امور کشورداری و فرماندهی جنگ به امام خمینی بعد از حاج احمد آقا شخص آقای هاشمی بوده است.البته این مورد دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع ایشان در آن ایام نیست اما به هر حال چنین بوده است و خیلی از بزرگان نظام نیز این را تایید می کنند. دست نوشته های روزانه آقای هاشمی  یکی از زنده ترین منابع تاریخ دهه اول انقلاب بوده است که در قالب چندین کتاب تا به حال منتشر شده است و یکی از اثرگذارترین خاطرات آقای هاشمی در جریان انتخاب امام خامنه ای به رهبری بوده است. خاطره ای که بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و در آن به نظر مثبت امام(ره) به امام خامنه ای برای رهبری اشاره می شود.

اما در چند هفته ی اخیر خاطراتی از سوی سایت ایشان منتشر شده که با اندکی شانتاژ و بازی های رسانه ای این منظور را می رساند که امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.این خط خبری از اواخر شهریور و همزمان با سفر ریاست جمهور به نیویورک آغاز شد.«قهر با آمریکا ابدی نیست» جزو اولین پالس هایی بود که فرستاده شد و این روند ادامه پیدا کرد،از سوی برخی اشخاص و مراکز هم از این حرکت حمایت شد تا جایی که آستان قدس طی بخش نامه ای شعارهای بعد از نماز را حذف کرده و به تکبیر(الله اکبر) بسنده کرد.در همین حین خاطره ای از مخالفت آیت الله گلپایگانی با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه منتشر شد تا پروژه استحاله تکبیر های مردمی در مراسمات انقلابی تکمیل شود. اما جنجالی ترین مطلبی که منتشر شد این بود:«امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» در اولین نگاه این منظور متبادر می شود که امامی که آن نظرات انقلابی را بر علیه آمریکا و استکبار داشته است چرا با مرگ بر آمریکا مخالف بوده است؟چرا تا به حال این مطلب مطرح نشده است؟علی رغم این که مواضع و سخنرانی های امام مطلب دیگری را می رساند. پس از اوج گیری واکنش ها از سوی مسئولین، آقای هاشمی در اظهار نظری با عدم تکذیب این خبر اعلام کرده است که انتشار این خبر بدون هماهنگی او بوده است.(+) و از طرفی دیگر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نیز تلویحا این مطلب را تایید کرده است که موافقت امام با حذف این شعار از رسانه های دولتی بوده است.(+)

اگر بخواهیم بر معیار حق و عدالت پیش برویم و جناح بندی های سیاسی را کنار بگذاریم در چنین شرایطی که فرد مطلع دیگری برای تایید یا تکذیب این خبر موجود نیست باید به حرف چه کسی اعتماد کرد؟وقتی آقای هاشمی با امام نشست و برخاست های 2 نفره زیادی داشته است و فرد دیگری از محتوای این جلسات خبر نداشته است باید حرف چه کسی را پذیرفت؟باید دید روند افشای محتوای جلسات دو نفره مسئولان بلند مرتبه نظام از چه زمانی آغاز شده است؟چه کسانی این روند را پایه گذاری کردند و با چه اهدافی؟ و مهمتر از همه این که در دو سال اخیر شاهد بودیم که خبر هایی از سوی برخی سایت ها و شخصیت های نزدیک به برخی نهاد های خاص از جلسات دونفره رهبری ودکتر احمدی نژاد منتشر می شد درحالی که شخص سومی در این جلسات حضور نداشته است.! و برای تحلیل شرایط هم به این خبر ها استناد می شد! اما اکنون که خاطراتی از هاشمی و امام(ره) منتشر می شود و آن هم از سوی یکی از دو طرف، چرا باید به جای کنکاش و جستجو در این که آیا این مطلب صحت دارد یا نه سیل تهمت ها و تخریب ها روانه شود؟یادمان نرود پیر خراسانیمان در همین دو سال گذشته بارها در سخنرانی هایش تذکر داد که: «وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا 8 مائده»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۸
سعید
پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۵۱ ب.ظ

علی مطهری به کجا می رود؟

سیاسی ترین فرزند شهید مطهری و برادر همسر رئیس مجلس به خاطر مواضع عجیبش در چند سال اخیر،همواره مورد انتقاد فعالین سیاسی-حزب اللهی  به خصوص دانشجویان قرار گرفته است.

آن طور که سایت شخصی اش بیان می کند(+) در دوران جوانی بیشتر دغدغه اش کسب علم بوده است و نیازی برای رفتن به جبهه های نبرد حق علیه باطل احساس نکرده است!و ظاهرا هم در عرصه ی علمی موفق بوده است.نظارت بر انتشار آثار پدر و کسب دکترا در رشته فلسفه و کلام اسلامی و تدریس در دانشگاه تهران برای او افتخاری به حساب می آمده است.

اما هر چقدر در عرصه علم و دانش موفق بود،در سیاست کارنامه جالبی از خود بر جای نگذاشته است.خودش می گوید از دوران سازندگی وارد عرصه سیاست شده است و در دوران اصلاحات کسی به اندازه او  از خاتمی انتقاد نکرده است!در انتخابات 84 مخالف حضور هاشمی بوده است و به احمدی نژاد رای داده است.

در انتخابات مجلس هشتم  با قرار گرفتن در لیست جبهه متحد اصولگرایان و با کسب رتبه سوم در حوزه انتخابیه تهران وارد مجلس شد.در مجلس هشتم از مسببین اصلی استیضاح مرحوم کردان و طرح سوال از رئیس جهور بود.در انتخابات 88 به محسن رضایی رای داد(+) اما پس از انتخابات 88 کمی مواضعش دچار تغییر می شود و به نوعی تریبونی می شد برای فتنه گرانی که جایگاه خود را از دست داده بودند.انتقاد های تند و تیز و گاه و بی گاه از او یک چهره ی خبر ساز می سازد.

در جریان حوادث خرداد 89 در حرم امام رئیس جمهور و جمعیت شرکت کننده در مراسم را با سپاه عمر سعد مقایسه می کند:

« آقایانی که اصرار بر شبیه سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می دانند که آنها و دار و دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟ »(+)

پس از این ماجرا از طرف رئیس جمهور شکایتی تنظیم می شود و واکنش مطهری این است:

«همه باید پشتیبان دولت باشیم»(+)

در مهر 89 در نامه ای به رئیس دستگاه قضا خواهان محاکمه احمدی نژاد به عنوان یکی از مسببین فتنه 88 می شود،(+)ظاهرا افشای پشت پرده جریانات سیاسی علی الخصوص صحنه گردانی آنها توسط اکبر هاشمی رفسنجانی برای او سخت آمده است و این حکایت از ارادتی دارد که آن را در جریان انتخابات 92 مشاهده کردیم.

در اوخر همان سال و در جریان جلسه علنی مجلس علیه مهدی کوچک زاده فحاشی می کند.(+)همچنین در جریان انتخابات مجلس نهم،در مناظره با حجت الاسلام نبویان دانشجویانی را که به طرح وقف دانشگاه آزاد اعتراض کرده بودند اراذل و اوباش خواند که منجر به شکایت بسیج دانشجویی دانشگاه شریف شد(+)

همچنین در جریان جلسه قرائت گزارش حادثه 25 بهمن،طی نطقی اعلام می کند باید گزارش حوادث کوی دانشگاه هم قرائت شود که با تذکرات تند نمایندگان و رئیس مجلس مواجه می شود.(+)

او پس از انتخابات مجلس نهم در نطقی مدعی دخالت سپاه پاسداران در حوزه های انتخابیه شد.

گویا داستان ارداتمندی علی مطهری به خاندان هاشمی تمامی ندارد.او پس از جریاناتی که در شهر ری برای فائزه رخ می دهد طی نامه ای به آملی لاریجانی اظهار می دارد که "اگر از غم این حادثه دق کند و بمیرد مورد ملامت نیست بلکه سزاوار است."(+)

در بهار 92 که زمزمه حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری جدی شده بود،علی مطهری با مصاحبه های متعدد،هاشمی را به عنوان منجی کشور معرفی می کند و حضور او برای یک دوره 4 ساله را برای رقع مشکلات کشور مفید می داند،البته توضیحی نداده چرا در سال 84 حضور هاشمی را مناسب نمی بیند و به او توصیه می کند که در صحنه حاضر نباشد و حال او را فرا می خواند.هاشمی که در سال 84 وجهه عمومی بهتری نسبت به هاشمی 92 داشته است.

به هر حال این سینه چاکی ها،نتیجه ای هم در پی دارد و پس از ثبت نام هاشمی رفسنجانی و معرفی تیم انتخاباتی او،علی مطهری به عنوان سخنگوی ستاد او معرفی می شود.خبری که سپس تکذیب شد.با رد صلاحیت هاشمی،مطهری حملات شدیدی را علیه شورای نگهبان آغاز کرد.او حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و طی نامه ای به رهبر انقلاب به تعیین تکلیف برای ولی امر مسلمین می پردازد و اظهار میدارد که برای هاشمی حکم حکومتی بدهید و از دادن حکم حکومتی برای مشایی خودداری کنید!(+)

سرانجام تنها یک گزینه برای مطهری باقی می ماند و آن هم حسن روحانی است که طی بیانیه ای از او حمایت می کند.

هر چه که می گذرد هزینه هایی که علی مطهری ایجاد می کند از سمت خودش به سوی نظام کشیده می شود.

در آخرین مورد حاشیه سازی های مطهری،این بار انگشت انتقاد را به سمت نهاد امنیتی گرفته است.او طی یادداشتی مدعی شده افراد ناشناسی وارد دفتر کار وی شده اند و تجهیزات استراق سمع نصب کرده اند.احمد توکلی که قرابت نزدیکی به مطهری دارد خواهان توضیحات وزیر اطلاعات در مجلس می شود.

این روز ها هم زمزمه هایی از وزارت ارشاد علی مطهری به گوش می رسد.اگر که او به این پست برسد باید از همین حالا نگران وضع فرهنگ کشور بود چرا که علی مطهری در زمینه عفاف و حجاب قائل به برخورد های پلیسی و گشت ارشادی است و احتمالا در بقیه موارد به نوعی ولنگاری فرهنگی دچار شود.

به هر حال باید دید نوع تعامل علی مطهری،به عنوان پای ثابت حاشیه سازی های مجلس علیه دولت خدمتگزار با دولت حسن روحانی چگونه خواهد بود.حسن روحانی که یار قدیمی اکبر هاشمی بوده و هست.

--------------

بازنشر در:

نکات پرس

رجانیوز

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۲ ، ۱۵:۵۱
سعید
يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۲ ب.ظ

امام خامنه ای و دولت نهم-بخش اول

.می توان سخنان امام خامنه ای در دیدار سالانه با هیئت دولت را که در هفته ی دولت یعنی سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر انجام می شود به عنوان معیاری برای عملکرد دولت ها قرار داد. هشتم شهریور 84 مصادف شد با نخستین دیدار امام خامنه ای و دولت نهم.با مطالعه ی سخنان آقا در این دیدار می توان به وضوح شور و اشتیاق ایشان را از به روی کار آمدن دولتی که مبانی ناب انقلاب را روحی تازه بخشیده و مبنای کار خویش را دولت اسلامی قرار می دهد مشاهده کرد.

اولین و مهمترین  موردی که در این دیدار می توان به آن اشاره کرد تبیین مبانی دولت اسلامی است. در ابتدا رهبر انقلاب به این موضوع اشاره می کند که:

« یکى از شعارهاى خوبى که آقاى رئیس‌جمهور، هم در دوره‌ى انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند، مسأله‌ى دولت اسلامى است. »

سپس تعدای از معیار های دولت اسلامی از جمله:عدالت محوری،گسترش علم و دانایی،مبارزه با سلطه و ... را بیان می کند.نکته بعد بیان دشمنان پیش روی دولت اسلامی است که رهبر انقلاب آن ها را به دو دسته  بیرونی و درونی تقسیم کرده و با بیان مثالی خطر دشمن درونی را به مراتب بیشتراز دشمن بیرونی می داند.

-خطری که همواره در طول چهار سال اول از طرف جریان اشرافیت مترصد فرصتی برای ضربه زدن به دولت بود و در طول چهارسال دوم با همراهی جریان فتنه و اصولگرایان و راستی های سنتی تمام توان خود را برای به زیر سوال بردن عملکرد  و سپس مبانی دولت به کار بست.کما این که شاهد بودیم در ایام انتخابات 92 تعدادی از کاندیداها مطرح کردن بحث هولوکاست در عرصه جهانی را هم اشتباه می دانستند!!!

 و در ادامه می فرماید:

« البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد »

-جالب است که امام خامنه ای هم لفظ انسان کامل را استفاده کرده اند!

-به صورت کلی در این دیدار 26 بار از لفط دولت اسلامی استفاده شده است که خود نشان دهنده اهمیت توجه به این مطلب با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد بوده است.

مبحث دیگری که در این دیدار مطرح شد بحث عدالت است. نظر رهبر انقلاب این بود که همین مطرح کردن بحث عدالت در شعارهای انتخاباتی خدمت بزرگی به انقلاب بوده است:

«  وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. »

-اما حال که احمدی نژاد رای آورده است ظرفیت دیگری ایجاد شده است تا مبحث عدالت شکافته و دقیقا بررسی و اجرا شود.در این میان امام خامنه ای،خطری را گوشزد می کند که هم در دوران سازندگی شاهد آن بودیم و هم متاسفانه در ایام انتخابات 92 از سوی یکی از کاندیدا ها مطرح شد. این خطر چیزی جز تبدیل عدالت به ارزش دوم و تقدم پیشرفت نیست.

رهبر انقلاب صریحا می فرمایند که عدالت توزیع فقر نیست و باید در این راه از معنویت و عقلانیت کمک گرفت اما نه به این معنا که  محافظه کاری کرد و به شرایط موجود راضی بود.

« آنهایى که مى‌گویند عدالت توزیع فقر است، مغزا و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‌شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‌شود که امروز در کشورهاى سرمایه‌دارى مشاهده مى‌کنیم »

در دیگر بخش بیانات به لزوم اطلاع رسانی صحیح خدمت رسانی ها و پاسخگویی دولت اشاره می کنند.

-در ایام مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شاهد بودیم که یک از شعارهای حامیان آقای هاشمی این بود:

((برای مقابله با اختناق و وحشت به هاشمی رای می دهیم.))و به نوعی احمدی نژاد را نماد اختناق و وحشت معرفی کرده بودند.

و این بار رهبر انقلاب پاسخ جالب توجهی دادند:

« ضمناً این هم که بگویند شما متحجرید و طالبانى عمل مى‌کنید، به این حرفها خیلى گوشتان بدهکار نباشد؛ از این حرفها همیشه هست و گفته‌اند و مى‌گویند. »

در ادامه صحبت ها هم دیگر شعارهای دکتر احمدی نژاد در ایام انتخابات را تحسین کردند:

« یکى از شعارهاى خوب آقاى احمدى‌نژاد مسأله‌ى ساده‌زیستى است »

با نگاه کلی به سخنان امام خامنه ای در این دیدار می توان دریافت که نظر کلی ایشان با مجموعه دولت و شخص دکتر احمدی نژاد همراه است. ایشان شعار های ایام انتخابات را همراه با مبانی انقلاب میدانند و خوشحال اند از این که چنین  فردی توسط مردم انتخاب شده است.

در آغاز راه روند کلی دولت را تایید می کنند:عدالت ساده زیستی،مبارزه با استکبار و ... و خطرات این راه را گوشزد می کنند:دشمنان درونی و بیرونی،وجود جریان شیطانی در خلال کار، و ...

جالب است بدانید در این دیدار که هیچ گونه نقاط ضعفی برای دولت از سوی امام خامنه ای مطرح نشد،در جزوه ای که بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه های مطرح کشور تهیه کرده بود از عبارت زیر حداکثر سوء برداشت را کرده بود:

« غفلت کردن و از راه منحرف شدن، یکى از آفتهایش این است که ما ادبیات دینى را غلیظ کنیم؛ بدون این‌که مابازایى در عمل داشته باشد. این ما را، هم به ریاکارى مى‌کشاند و هم ریاکارى را در بین مردم تشویق مى‌کند»

در حالی که در این جملات در ابتدای راه دولت رهبر انقلاب در حال گوشزد کردن خطرات است تا دولت از آن غافل نماند اما در جزوه مذکور جملات بالا را به حساب نقاط ضعف دولت آن هم از زبان رهبر انقلاب ریخته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۳۲
سعید
يكشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۲، ۰۴:۰۱ ب.ظ

تقارن نیمه شعبان و سالگرد حماسه سوم تیر

فرخنده میلاد بزرگمردی که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد فرارسیده است.او خواهد آمد و ریشه ی ظلم را برخواهند کند.او به یاری مظلومان می شتابد.جبهه ی حق را تشکیل خواهد داد و به جنگ مستکبرین و زورگویان خواهد رفت و امسال این جشن بزرگ مصادف شده است با هشتمین سالگرد حماسه ((سه تیر 84))

روزی که ساده زیستی توانست بر اشرافیت پیروز شود.روزی که تمام اصحاب قدرت و ثروت جمع شدند تا نگذارند فردی خارج از دایره بسته ی خودشان پیروز شود اما اراده مردم چیز دیگری بود.محمود احمدی نژاد در برابر اکبر هاشمی رفسنجانی به پیروزی رسید.احمدی نژاد که تمامی سخنرانی هایش را با یک دعا آغاز می کرد.

((اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه))

وقتی در سازمان ملل این دعا را می خواند تمامی معادلات غول های رسانه ای را بر هم می زد.غرب که سال ها تلاش کرده بود فکر ها را برای مقابله با جبهه ی حق آماده کند  حال در برابر فردی قرار گرفت که در قلب دشمن ندای حق طلبی را بار دیگر فریاد می زد و سخن از مردی به میان می آورد که روزی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

و حال در پایان هشتمین سال ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد به پاس تمامی زحماتی که برای ایران و اسلام کشید جشنی هر چند کوچک برگزار خواهیم کرد تا مصداق من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق نشویم.

وعده ما فردا دوشنبه ساعت 3 میدان هفت تیر سالن سید الشهدا

با حضور دکتر احمدی نژاد و سخنرانی ایشان و همچنین سخنرانی دکتر الهام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۲ ، ۱۶:۰۱
سعید
چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۵۰ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 2

حسن روحانی،کاندیدایی که با شعار اعتدال وارد عرصه انتخابات شد و دولت آینده خود را دولت تدبیر و امید نامید توانست با کسب 50/71 درصد آرا در مرحله اول به عنوان هفتمین رئیس جمهور ایران برگزیده شود.او در اقدامی جالب در گفتگوی ویژه خبری کلید تدبیر خویش را رونمایی کرد و آن را نماد تبلیغاتی خویش عنوان کرد.همچنین رنگ بنفش نیز به عنوان رنگ تبلیغاتی او معرفی شد.پس از استفاده گسترده موسوی و حامیانش در انتخابات 88 و حوادث پس از آن از رنگ سبز،این دومین کاندیدایی است که به این صورت عمل کرده است.

روحانی از دیرباز رابطه خوبی با اکبر هاشمی رفسنجانی داشته است و همین رابطه باعث شد تا پس از رد صلاحیت هاشمی ،احتمال حمایت او از روحانی قوت بگیرد و یکی از دلایل عدم کناره گیری روحانی پس از ثبت نام هاشمی نیز همین بود که در صورت رد صلاحیت هاشمی،طیف حامیان هاشمی دست خالی نمانند.هاشمی که در انتخابات 84 شکست سختی از احمدی نژاد خورده بود در طول این 8 سال آشکار و پنهان به انتقاد از دولت و عملکرد آن می پرداخت. در همین راستا در انتخابات 88 تمام توان خود را برای شکست احمدی نژاد به کار گرفت اما باز هم موفق نشد.در آخرین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد به همراه مشایی وارد وزارت کشور شد و ده دقیقه بعد اکبر هاشمی رفسنجانی خود را به وزارت کشور رساند.هاشمی که در 2 دوره ریاست جمهوری 84 و 88 از احمدی نژاد شکست خورده بود می دانست در صورت تائید صلاحیت مشایی احتمال پیروزی او می رود و تنها کسی که می تواند این روند را مختل کند کسی جز خودش نیست.

در دوره ی دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد،جریان اصول گرایی دچار اشتباه فاحشی شد. و با فضاسازی های رسانه ای سنگینی که علیه دولت و شخص احمدی نژاد ایجاد کرد،زمینه را برای ضربه نهایی هاشمی فراهم نمود تا انتقام دو شکست 84 و 88 را بگیرد.هاشمی رفسنجانی توانست اصلاح طلبان را متقاعد ساز تا علی رغم قرابت بیشتر عارف با اصلاح طلبان روحانی را به عنوان کاندیدای نهایی خود معرفی کنند.محمدرضا عارف کناره گیری کرد و هاشمی و خاتمی طی بیانیه هایی رسما از روحانی حمایت کردند.این حمایت به حدی رسید که در مستند دوم روحانی به طور گسترده ای تصاویر هاشمی و روحانی در ایام دفاع مقدس و همچنام صحبت های هاشمی گنجانده شد و به صورت زیرنویس نوشته شد:

«این تصاویر به توصیه آیت الله هاشمی رفسنجانی درتاریخ 19 خرداد استفاده شده است»

سبد رای اصلاح طلبان تقریبا به صورت کامل به سمت روحانی کشیده شد.طیفی از راستی ها سنتی حامی هاشمی هم به سمت روحانی رفتند و قشر خاکستری جامعه که دغدغه ی اصلی شان،چیزی جز وضعیت اقتصادی نبود.در حقیقت علت اصلی رای آوری روحانی را نیز می توان این گونه بیان کرد که مردم هاشمی را به عنوان ناجی خود به حساب می آوردند و گمان می کردند در صورت پیروزی هاشمی قیمت ها به ثبات خواهد رسید با توجه به این که پس از حضور هاشمی بازار سکه و ارز هم شاهد نوسان هایی بود. و حال که هاشمی از روحانی حمایت کرده است پس چاره کار دست روحانی است.

اما چرا جریان اصولگرایی پس از 8 سال به ناگاه توسط مردم کنار زده شد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۰
سعید
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۷ ب.ظ

انتخابات 92،فرصت ها و تهدیدها-بخش 1

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و همان طور که امام خامنه ای پیش بینی کرده بود شاهد مشارکت چشمگیر مردم و حماسه ی 72 درصدی بودیم،حماسه ای که باعث شد تا نقشه ها و تحلیل های دشمنان نقش برآب شود و فرصت عظیمی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه ی داخلی و بین المللی فراهم شود.

بر اساس نظرسنجی هایی که در هفته های منتهی به انتخابات توسط نهاد های معتبر منتشر می شد انتظار می رفت انتخابات به مرحله ی دوم کشیده شود اما تصمیمی که اصلاح طلبان در چند روز مانده به برگزاری گرفتند تمامی معادلات را به هم زد.محمدرضا عارف کناره گیری کرد و حسن روحانی به عنوان کاندیدای نهایی اصلاح طلبان معرفی شد.اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هم رسما از روحانی حمایت کردند.

در آن سمت میدان اما شرایط کاملا متقاوت بود. محسن رضایی هیچ قصدی برای کناره گیری نداشت.سید محمد غرضی هم همین طور.علی اکبر ولایتی بر خلاف پیمانی که در ائتلاف 2+1،با قالیباف و حدادعادل بسته بود عرصه را ترک نکرد و 2 کاندیدای دیگر یعنی سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف علی رغم آن که این دو را کاندیدای اصولگرایان و از یک جناح می دانستند دارای تفاوت های بنیادی بودند و دلیلی برای کنار کشیدن به نفع یکدیگر نمی دیدند.

قالیباف از چند سال قبل عزم خود را برای حضور در انتخابات جزم کرده بود اما سعید جلیلی در کمتر از 2 ماه مانده به انتخابات و براساس احساس تکلیفی که کرده بود وارد صحنه شد.جلیلی به عنوان نماینده مبارزه با اشرافیت شناخته می شد،اما قالیباف وابسته به باندهای قدرت و ثروت بود.قالیباف نماد یک فرد کارآمد بود که اندکی هم از گفتمان انقلاب سر در می آورد اما جلیلی آمده بود تا آرمان های انقلاب اسلامی و سوم تیر را زنده نگه بدارد و در این راه از حمایت نخبگان نیز بهره ببرد و ده ها تفاوت دیگر که کاملا نشان می دهد جلیلی و قالیباف شاید در ظاهر از یک جریان باشند اما حقیقت امر این بود که جلیلی نماد یک فرد انقلابی و تماینده گفتمان مقاومت بود اما قالیباف ... .

در آخرین روزها نظر سنجی ها نشان می داد محمدباقر قالیباف به عنوان نفر اول راهی دور دوم خواهد شد و رقابت بین سعید جلیلی و حسن روحانی است برای کسب رتبه دوم و حضور در دور دوم.

اما آن چه که در روز 24 خرداد رخ داد همه را شگفت زده کرد.حسن روحانی با بیش از 18 میلیون رای به عنوان منتخب ملت برگزیده شد...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۷
سعید